|
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
آخرين بخش از نوشتهی اخير محمود كوير از آن دورها، سمت و سوی سمرقند بود يا هرات، يکی در جواباش خواند. سکوت شد. يکی گويا از جانب بصره. دوتا از دامنههای قافلانکوه و تپههای آبيدر. از دريا باران شمال. از درههای میگون. از قلههای توچال. از سواحل سوختهی جنوب. هی هی هی، هيهای و های و هو. دف. دف دفدف دل و های های کوليانهی لبها. بعد يکباره از هزار و يک سوی هر کوچه و باغ صدا برخاست: هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرويم عزم تماشا که راست ... ادامه
هفت كار كوتاه از انسيه سياوش مرد با قيچی ابرو، موهای بينیاش را میچيد. زن زانواناش را داخل شکماش جمع کرده بود و روی در دستشويی فرنگی نشسته بود. "خوب، حرف بزن، تعريف کن، کیها بودن؟ بازار شلوغ بود؟ چرخیها هم بودن؟" زن به ديوار پشتاش تکيه داد و خنديد، داخل آينه با چشمهای مرد، چشماناش جابهجا میشد. "داشتم فکر میکردم، بخوام داستانات رو بنويسم از کجا بنويسم؟" مرد از داخل آينه چشمکی زد و گفت: "از همين جا." ... ادامه
دو نوشتهی كوتاه از مريم ابوالحسنی و انسيه سياوش با گيسوانام، رؤیای با تو بودن را به دار میآويزم. زیر سايهی مژهگانات میخوابم، اشک در چشمانت جمع شد، من غرق شدم. روی موج ويرانگر اين دريا مینشينم، شايد ساحل تبعيد جاودانهی ماهیها را قطع کند ... ادامه
چهار پاره از يك مجموعه شعر سرودهی شاپور احمدی آه قلب دريدهام در بيشهزاری سرد چاهی میجويد كه خود را آكنده است از همهی مويهها. با چشمهای باز ديدهام بركههای يكه جامهی سياه پوشيدهاند ... ادامه
آثاری از مريم روشنپروا و عطاءالله آشتيانی را بخوانيد |
|