|
|
||||
|
برای ديدن، خواندن و شنيدن ابتدا بايد راهی شد تا ... اگر از رفتن و نماندن حديثی داريد، برای صفحه «رفتنی ها» بازگوييد.
بعد از تمرين ِ در جمع بودن
روز نهم اسفند که بهتر بود می رفتيم، کاغدی را هر چند سفيد در صندوق رأی می انداختيم، نرفتيم! بلکه اين جوری به قول بنده خدايی خودمان را نزده باشيم! من نمی گويم کاش به فلانی ها رأی می داديم. من می گويم اصلاً اگر به کسی هم نمی خواسـتيم رأی بدهيم، لااقل نبايد از آدابی دموکراتيک روی گردان می شديم. به هر حال به آنجا که نرفتيم، هر چند از منظری هنوز بازی ادامه دارد. ما بهتر است کمی بيشتر تمرين در جمع بودن بکنيم. به بهانه در طبيعت گشتن و درختی کاشتن، به خاطر ديدار گروهی از هم کلاسی های ساليان دور، محض دلگرمی هنرمندان جوانی که ... . مثلاً نمی دانم چه درصد از آنهايی که وب می نويسند و در حرکت مدنی جمعه شانزده اسفند در تهران و شيراز دور هم جمع شدند تا گذشته از ديدار يکديگر دلِ کودکانی بی سرپرست را هم شاد کرده باشند، به موضوع از اين زاويه که می گويم، نگريسته باشند. شايد هم هنوز وقت خوبی نيست تا سر از پناه فرديت افراطی ای که تازه داريم تجربه اش می کنيم بيرون بياوريم. بگذريم! به من اين حرف ها نيامده است. پس فعلاً و دست به نقد اين خبرها را داشته باشيد، چه رأی داده باشيد چه نه! ؛)
و حتماً خيلی جاهای ديگر هم برای رفتن خودتان سراغ داريد ... |
||||