بازتاب

لطيفِ تلخ و شرم زنانه!

خيلی عالی بود! و لطيف و تلخ و شيرين ...، درست مثل زندگی ...

نامه کوتاه "زن تنها" با اشاره به داستان کوتاه "به اميد ديدار" کار وحيد ذوالنوريان که در وب لاگ اش هم بخشی از اين قصه را گذاشته و به آن لينک داده است. "بيتا"، يک خواننده "زن تنها"، هم چنين نظری داده:

اين روزا تو دنيای غرب از قدرت زن ها و اين که چه جوری بايد به اون ها عشق ورزيد، حرف می زنن و يا حتی شعر می سازن، اون وقت تو از شرم زنانه حرف می زنی؟

حق انتخاب و صلاحيت و ...

و بخشی از نامه تند و تيز همراه هميشگی "فروغ"، نجمه وفا، با اشاره به نوشته "ازدواج سنتی يا روشنفکرانه" نوشته ساره پورمهدی در شماره پيشين "فروغ":

... تا حدودی موافق ام، اما يک مسأله ای که هميشه فکر مرا مشغول می کند اين است که چرا حق انتخاب بايد با مردها باشد. در جامعه ما دخترها معمولاً حق انتخاب مستقيم و مستقل ندارند. خيلی که به آنها لطف شود تنها حق دارند از بين خواستگارن يکی را انتخاب کنند. ... [دخترها] بايد تا حد زيادی تابع نظر خانواده باشند. تو را به خدا نگوييد دخترها احساساتی عمل می کنند که جمله ای تکراری ست! بزرگ ترها هم بهتر است با جمله ای تازه تر سر فرزندان شان کلاه بگذارند! در جامعه ما پيشنهاد دختر به پسر گناهی بزرگ است، آن وقت دم از رعايت تساوی حقوق [زن و مرد] می زنيم. البته اين يک مورد از هزاران است. بگذريم. به قول بزرگ ترها به صلاح مان است! ...

ليلی! هستی يا نه؟

نامه ای ديگر از نجمه وفا که خطاب به ليلی ست. گويی هفته های قبل، شهاب با در خيال ليلی بودن ديگران را هم سودايی کرده است!

سلام ليلی!
نمی دانم واقعی هستی يا خيالی! ولی فرقی نمی کند. همين که پا به "فروغ" گذاشته ای ممنون! راستی، اين ترانه را شنيده ای که می گويد:

خيال نکن نباشی / کارم ديگه تمومه / ليلی فقط تو قصه است / جنون ديگه کدومه؟

کاش در اين محفل صميمی بمانی و ثابت کنی در واقعيت هم ليلی می تواند وجود داشته باشد.
ليلی! هستی يا نه؟ صدايم را می شنوی؟
يا رب! به خدايی ِ خداييت
وان گه به کمال پادشاهيت
يا رب! تو مرا به روی ليلی
هر لحظه بده زياده ميلی

پيامی از خورشيد

لينک و اشاره کوتاه خورشيدخانوم به از راه رسيدن سيزده باره فروغ:

فروغ هم سيزده به در کرد :)

به ياد دوستی گريزپا

دو شماره قبل تر در صفحه از آسمان بخشی از نوشته بابای وب لاگ بابا و دخترش را گذاشتيم که برای فروغ نوشته بود. او در وب نوشته های خودش به اين موضوع اشاره و همان متن را به همراه توضيحی، آنجا نيز منتشر کرده است:

مجله جديدی به اسم "فروغ" به دنيای وبلاگستان پا گذاشته که برای من ياد آور دوستی گريزپاست به همين نام. هر چند که هنوز آشنايی چندانی با آن ندارم، ولی اميدوارم که پديده جالبی در دنيای مجازی ما باشد، ...

سلام فروغ عزيز! ...

 

مرگ عاطفه

جامعه توده ای

خاطره کودکانه

جنگ نفت - 2

سهراب

ايران، اسلام و روح يك ملت

جامعه تيمی- بخش سوم

از آسمان

و اينک عراق

جنگ در خط خط وب لاگ ها

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی



نظر شما؟é