از آسمان

اين کجا و آن کجا ...

 

پنج شنبه، بيست و يکم فروردين اخير، فرصتی دست داد تا در سالگرد شهادت سيد مرتضی آوينی _ راوی فتح _ به بهشت زهرا برويم. مرور خاطرات جنگ، به ياد آوردن رشادت ها و مردانگی ها، گذشت، ايثار و همه واژه هايی که ديگر به فراموشی سپرده شده اند، روحی تازه در وجودمان دميد.

به خاطر آوردم که در يکی از برنامه های روايت فتح يکی از رزمندگان، شب قبل از عمليات به ديگران می گفت: "امشب شب قدر است." و راوی فتح با آن صدای دلنشين و به ياد ماندنی می فرمود: "آری، برادر! چرا شب قدر نباشد و ... . شعر بلندی که در آن سال ها زياد خوانده می شد از خاطرم گذشت:

کجايند شورآفرينان عشق / علمدار مردان ميدان عشق / کجايند مردان بی ادعا / ... /

من امشب خبر می کنم درد را / ...

مرور اين خاطرات و مشاهده سربازان آمريکايی در سرزمين عراق و مشاهده عکس های مربوط به اين سربازان و مقايسه اين دو جنگ با هم کمی دردناک است و وجود انسان را آزرده خاطر می سازد. چند روز پيش در حين مشاهده عکس های مربوط به جنگ عراق در شبکه جهانی اينترنت به عکسی برخوردم که در آن يک سرباز آمريکايی روی زمين و در صحرای عراق نشسته بود و عکس پورنو يک زن را در يک مجله سکسی مشاهده می کرد.

شنيده بودم که کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا، اما نمی فهميدم که يعنی چه؟ وقتی می بينم که هنوز هم حکومت زمين در کف يزيديان است، می فهمم! وقتی می بينم که به نام آزادی و دموکراسی و برای چپاول منابع خداداد يک ملت بی شرمانه و بی پروا انسان های زيادی را می کشند تا سلاح های جنگی جديد خود را تست کنند، می فهمم. وقتی می بينم که صنايع پورنوگرافی و مشروب سازی برای اين که روحيه سربازان خود را حفظ کنند و به سودهای کلان دست يابند، فعال می شوند، می فهمم.

ياد راوی فتح به خير: «... نوروز سررسيده، اما آن كشاورز بيرجندی به روستای خويش باز نمی گردد. او زيبايی های عالم را خوب می شناسد و گل های سفيد نوروز، گل های اشتياقی هستند كه با نسيم بهار بر خاك مطهر قلب او جوانه زده اند. اما چه گونه می توان از قلب هايی كه ديگر نمی تپند، غافل شد؟ اما چه گونه می توان كربلا را از ياد برد؟ ميان ظاهر و باطن عالم نسبتی ست كه جز اهل حق در نمی يابند. او می داند كه انديشه علوی با زندگی عبدالرحمن عوفی جمع نمی شود. او می داند كه نمی توان يا ليتنی كنت معكم خواند و در خانه ماند و خود را ديندار دانست. آيا کسی جز خويشتن را نيز می توان فريفت؟ روزگار بر محور حق و عدل می چرخد و هيچ چيز در آن گم نمی شود. آيا می توان خود را ديندار دانست و در عين حال آن همه تعلل ورزيد تا عصر عاشورا برسد و كار از كار بگذرد؟ نه، سال ها از عاشورا گذشته است، اما هنوز حكومت كره زمين در كف يزيديان است و تا آن گاه كه حكومت در كف يزيديان باشد، داغ كربلا تازه است و با گذشت زمان التيام نمی يابد.»*
بشر در اوج قدرت مادی و تکنولوژيکی خود نشان داده است که قادر نيست حرص و آز را کنترل کند و يک حکومت جهانی مبتنی بر عدالت برقرار سازد. رسانه های بزرگ خبری دنيا از قبيل سی. ان. ان. و بی. بی.سی. و غيره که تا قبل از اين واقعه آنها را مسؤول اطلاع رسانی برای کاهش قدرت سردمداران جهانی می پنداشتم، بی شرمانه اصحاب قدرت را همراهی کردند و نشان دادند که ابزاری بيش برای بسط سلطه جهان خواران نيستند.

در اين ميان تنها تظاهرات های مردم در سراسر جهان کمی التيام بخش بود، اما عروسک های خيمه شب بازی سازمان های جهانی نيز ماهيت و قدرت خود را نشان دادند و لابد همين سازمان ها چند سال ديگر به جورج بوش پسر همچون سلف خود جيمی کارتر به خاطر فعاليت های بشردوستانه و بسط دموکراسی در جهان جايزه صلح نوبل می دهند. بگذار چنين باشد. بگذار آمريکا به ماشين پيچيده جنگی خود دل خوش باشد و با تبانی با صدام حسين در عرض بيست روز عراق را اشغال کند. بگذار چنين باشد، اما به هر حال روزی سنت خداوند در مورد ستمکاران اجرا خواهد شد. انشاالله!

صبح بى تو رنگ بعدازظهر يك آدينه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از كينه دارد
بى تو مى گويند تعطيل است كار عشق بازى
عشق اما كى خبر از شنبه و آدينه دارد
جغد بر ويرانه مى‏خواند به انكار تو اما
خاك اين ويرانه
‏ها بويى از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دورى بگويم يادم آمد
عشق با آزار خويشاوندى ديرينه دارد
در هواى عاشقان پر مى‏كشد با بى قرارى
آن كبوتر چاهى زخمى كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد
آن كه در دست اش كليد شهر پر آيينه دارد**

* متن از شهيد آوينی

** شعر از قيصر امين پور

عليرضا موسی خانیé


جنگ تحميلی برای صلح

 

... نوروز خاطره انگيز و نورباران به ياد هر قوم و فرهنگی در دنيا می آورد که بشريت چه گونه سال به سال به سمت پيشرفت و توسعه گام برداشته است. و جالب اين که امسال نوروز را زير بارش موشک های «تام هاوک» از جنگنده ها جشن می گيريم. چه تناقض فريب دهنده ای پيش چهره زيبای بشريت شکل گرفته است! و يک سؤال: چه گونه تمدنی و فرهنگی به حذف ديگر تمدن ها و فرهنگ ها مشغول می شود؟

وقت آن است که بينديشيم چرا چنين چيزی رخ می دهد. به نام صلح، جنگ را تحميل می کنيم! راستی، چه طور می توان نوروز را در گستره ای جهانی جشن گرفت؟

با عشق، بهترين آرزوها و ...

عابد حسينé


 

مرگ عاطفه

جامعه توده ای

خاطره کودکانه

جنگ نفت - 2

سهراب

ايران، اسلام و روح يك ملت

جامعه تيمی- بخش سوم

از آسمان

و اينک عراق

جنگ در خط خط وب لاگ ها

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


اين کجا و آن کجا ...

دل نوشته ای

از عليرضا موسی خانی

و

جنگ تحميلی برای صلح

ترجمه بخشی از

نامه بلند عابد حسين،

دوست پاکستانی "فروغ"


نظر شما؟é