مثل هميشه شروع بايد کرد، پس سلام!

... و با همان تندی که ماهی از بهار در چشم بر هم نهادنی تمام شد، از فرنگ و ينگه دنيا، خاک همسايه مان را که دلِ خوشی از آن نداشتيم، درنورديدند. آن چه رخ داد اين بود که عده نه چندان زيادی به خون غلتيدند! اموال و آثاری نادر از هزاره ها تمدن به يغما رفتند! سرکردگان و قلدرانی فراری شدند و در نهايت هم تب جنگ فروکشيد. اينک همه به بعد از آن می انديشند.

چند تا از بر و بچه های همراه "فروغ" هم، هر کدام از ظن خود به آن چه گذشت، نظری افکنده و دل در انديشه فردا دوخته.

وقت آن است که به صلح هم کمی بينديشيم. آری، فقط صلح و نه چيز ديگری!


بازگشت به شماره جديد


مرگ عاطفه پژمان طرفه نژاد / جامعه توده ای رضا کلاهی

خاطره کودکانه شهاب مباشری / جنگ نفت - 2 عليرضا موسی خانی

سهراب

ايران، اسلام و روح يك ملت محمد فاضلی

جامعه تيمی: سلسله مراتب اطلاعاتی رضا کلاهی

از آسمان دل نوشته ای از عليرضا موسی خانی و نامه ای از عابد حسين

و اينک عراق ابراهيم انواری / جنگ در خط خط وب لاگ ها

بازتاب نامه ها و يادداشت ها، "فروغ" در نوشته های ديگران


شماره و نوشته های قبلی / پست الکترونيکی