جامعه تيمی:  سلسله مراتب اطلاعاتی

 رضا کلاهی

خرده نظام سياسی به دليل بهره مندی از ابزار قدرت، بيش از ديگر خرده نظام ها مشتاق بسط قلمرو خويش است. در جوامعی كه اقتصاد قدرتمند نيست و ساز و كارهای نظارت بر قدرت نيز كارايی كافی ندارند، اين اشتياق گاه به فعليت می رسد. قدرت سياسی گسترش می يابد. هنجارها توسط آن  تعريف می شود و روابط اجتماعی و سپس ساختارهای سياسی و اقتصادی بر اساس آن هنجارها شكل می گيرند. معناسازی، از كف تفكر و خلاقيتِ فرهيختگان و هنرمندان خارج شده، در چنگ سياستمداران گرفتار می آيد. فرهنگ به دو شِق رسمی و غيررسمی منقسم می شود و دوگانگی شخصيتی، پنهان كاری، رياكاری و دروغ گويی را نتيجه می دهد. خرده نظام اجتماعی، دو بخش خصوصی و رسمی پيدا می كند و «پارتی بازی» و «باندبازی» نتيجه آن می شود. نظام سياسی مشروعيت اش در خطر می افتد و ساختار اقتصادی رونق نمی گيرد چراكه شبكه های اجتماعی خصوصی ِ مستقل از قدرت، توان برداشتن بارش را ندارند و دخالت قدرت نيز راه به جايی نمی برد . برای آگاهی از جزئيات چه گونگی ِِ تأثير ِ بسطِ قلمروی نظام ِ سياسی بر ساير اجزای جامعه بايد ابتدا اين اجزا شناخته شوند و ساز و كار رابطه ميان آنها بررسی گردد. در نوشته پيشين بحثی درباره وظايف و عملكرد هر يك از خرده نظام های اجتماعی به ميان آمد. در اين شماره نظری می افكنيم بر كليات رابطه ميان آنها:

 

در يك جامعه متعادل، چهار خرده نظام، مستقل از هم و در سكوت به سر نمی برند، بلكه دائم در گفتگو و داد و ستد هستند و با هم مجموعه ای پويا و زنده را می سازند. در حالت کلی، دو چيز دائم ميان اين نظام ها در جريان است، به قول پارسونز: «اطلاعات» و «انرژی». برخی از اين نظام ها اطلاعات بيشتر، و برخی انرژی بيشتری دارند. اطلاعات و انرژی از جايی كه بيشتر است به جايی كه كمتر است حركت می كند. نظام فرهنگی تقريباً فقط اطلاعات دارد. هنجارها و ارزش هايی كه در اين نظام توليد و درونی سازی می شوند (يعنی به افراد جامعه ارائه يا آموزش داده می شوند)، همان اطلاعاتی اند كه اين نظام توليد می کند. ساير خرده نظام ها، بايد بر اساس اين هنجارها و ارزش ها (اطلاعات) بنا شوند. وقتی گفته می شود نظام فرهنگي فقط اطلاعات دارد، يعنی آن كه فقط توليدكننده و تزريق كننده هنجارها به صورت خام است، بدون آن كه ضمانت اجرايی محکمی داشته باشد يا تشكيلات خاصی را به وجود بياورد. پس از نظام فرهنگی، نظام اجتماعی قرار دارد كه مجموعه روابط، كنش ها و فعاليت هايی را بر اساس آن هنجارها و اطلاعات شكل می دهد. يك جنبش اجتماعی، يك نظام خانوادگی، يك هيأت مذهبی، يك سازمان اجتماعی و ...، همگی جزئيات روابط خود را بر اساس هنجارها و اطلاعاتی كه مانند دستورات يك برنامه كامپيوتری از نظام جامعه پذيری صادر می شود (و البته عمدتاً به شکلی ناخودآگاه درون تك تك افراد نهادينه شده و به طرزی ناخودآگاه عمل می كند) تنظيم می كنند. به اين ترتيب نظام اجتماعی مصرف كنندهء اطلاعاتِ نظام فرهنگی می شود و در مقابل توليد كنندهء «انرژی» برای آن. منظور از انرژی معنايی نيست كه در علم فيزيك ارائه می شود. نظام اجتماعی بر اساس دستوراتی كه می گيرد، فعاليت هايی را سامان می بخشد و به عبارتی به آن اطلاعاتِ ذهنی و نرم افزاری، جنبه ای عينی و بيرونی و سخت افزاری می دهد. اين را پارسونز اصطلاحاً می گويد: «توليد انرژی».

نمودار 1

خلاصه آن كه ساختارهای اجتماعی بر پايه هنجارهای فرهنگی بنا می شوند و در قبال آنچه كه از نظام فرهنگی می گيرند، با فعاليت ها و روابطی كه سامان می دهند، به هنجارها جان می بخشند و موجب جريان يافتن آنها در جامعه می شوند. يعنی به نظام فرهنگی «انرژی» می دهند. پس در نهايت نظام فرهنگی به نظام اجتماعی اطلاعات می دهد و از آن انرژی می گيرد (نمودار 1).

سومين نظام كنش، نظام سياسی است. نسبتِ نظام سياسی به نظام اجتماعی، به لحاظ بحث اطلاعات و انرژی، مشابه نسبت نظام اجتماعی است به نظام فرهنگی، به اين معنا كه نظام سياسی نيز بر پايه روابط و ساختارهای نظام اجتماعی شكل می گيرد. نظام اجتماعی، با آن كه گفته شد دهنده انرژی ست، اما از نظام سياسی «نرم افزاری»تر و »اطلاعاتی«تر است. ضمانت اجرايی كارها در نظام اجتماعی، بيشتر اعتقادات و خصلت های شخصيتی افراد است، يا حداكثر كيفر و پاداش هايی از نوع »اجتماعی»، مثلاً ناراحت شدن يك دوست از عمل بدی كه ما انجام داده ايم، يا خوشحالی و تشكر او از كار خوبی كه كرده ايم. اما در نظام سياسی، كارها ضمانت اجرايی محكم تری دارند. در آنجا اعمال قدرت و قوه قهريه ضمانت اجراست: انواع پاداش ها و مجازات هايی كه در قوانين و مقررات معين شده اند و به شيوه ای فيزيکی تر اعمال و اجرا می شوند.

نمودار 2

نمودار 3

در نظام اجتماعی افراد، خود از قبل می دانند كه بايد چه گونه رفتار كنند، اما اين دانسته های از قبل، وقتی وارد نظام سياسی می شوند (ورود اطلاعات از نظام اجتماعی به نظام سياسی)، تبديل به دستورالعمل ها و بخش نامه های روشن و واضح می گردند. اين بخش نامه ها و دستورالعمل ها، در واقع نتيجه همان عمليات »تصميم گيری» و «اجرای تصميمات» اند كه در توضيح نظام سياسی در شماره قبل از آن سخن به ميان آمد. پس نظام سياسی نيز اطلاعات خود را از نظام اجتماعی می گيرد و درمقابل با اتخاذ تصميمات لازم و اجرای آنها، موجب تقويت و پويايی نظام اجتماعی می شود و به اين ترتيب به آن انرژی می دهد (نمودار 2).

البته پيداست كه نظام سياسی ممكن است برخی از اطلاعات خود را مستقيماً از نظام فرهنگی نيز دريافت كند و در مقابل برخی از تصميماتی كه می گيرد، موجبات حفظ يا توسعه نظام فرهنگی و هنجارهايش را فراهم می آورد. يعنی نظام سياسی با نظام فرهنگی نيز می تواند مستقيماً مبادله اطلاعات و انرژی داشته باشد (نمودار 3).

نظام اقتصادی كمترين ميزان اطلاعات و بيشترين مقدار انرژی را توليد می كند. انرژی ای كه اين نظام توليد می كند، در قالب صدور دستورات يا اجرايی كردن هنجارها نيست، بلكه در قالب ابزارها، لوازم و محيط مادی ای است كه كنشگران برای فعاليت خود نياز دارند. البته نظام اقتصادی اطلاعات مورد نياز خود را نيز متقابلاً در درجه اول از نظام سياسی و در درجات بعد از دو نظام ديگر دريافت می كند.

نمودار 4

به عنوان مثال، نظام اقتصادی فعاليت های خود را بر مبنای ضوابط و دستورالعمل های نظام سياسی تنظيم می کند. تعيين ضوابط صادرات و واردات كالاها، تعيين قوانين و مقررات تجارت داخلی و خارجی، تعيين انواع نرخ ها و تعرفه ها و ، نمونه هايی از اين دستورالعمل ها هستند (نمودار 4).

آن چه گفته شد سلسله مراتب اطلاعاتی (يا سلسله مراتب سايبرنيتك) ناميده می شود كه روابط ميان خرده نظام ها را از حيث داد و ستد اطلاعات و انرژی معلوم می كند. بايد توجه داشت كه هيچ يك از خرده نظام ها مطلقاً فاقد اطلاعات يا انرژی نيستند، مثلاً انواع مختلف ساز و كارهای اقتصادی (صنعتی،كشاورزی، خدماتی، تجاری، ) هنجارها، شيوه زندگی و ارزش های خاصی را اقتضا كرده، نظام كنش را به سمت آنها سوق می دهند. به همين ترتيب، ساختارهای روابط اجتماعی در نظام اجتماعی نيز گرچه بر اساس هنجارهای برآمده از نظام جامعه پذيری تنظيم می شوند، اما از خلال آن روابط، هنجارها و ارزش هايی مستقل از نظام فرهنگی شكل می گيرد. تصميم گيری ها، اجبارها، ممانعت ها و امر و نهی های اين نظام، خود می تواند مولد هنجارهايی باشد. به طور کلی اعتقاد به مراتبِ سايبرنتيكي فوق الذكر به معنای اعتقاد به تك عاملی بودن نظام كنش، و ابتنای انحصاری آن بر خرده نظام فرهنگی نيست و همه نظام ها به ميزان های متفاوت اطلاعات و انرژی توليد می كنند.

داستان رابطه ميان خرده نظام ها، به همين جا ختم نمی شود. خرده نظام ها برای برقراری ارتباط، ابزارهايی دارند. چيستي آن ابزارها و چه گونگی استفاده خرده نظام ها از آنها موضوع شماره بعد است.

 

مرگ عاطفه

جامعه توده ای

خاطره کودکانه

جنگ نفت - 2

سهراب

ايران، اسلام و روح يك ملت

جامعه تيمی- بخش سوم

از آسمان

و اينک عراق

جنگ در خط خط وب لاگ ها

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


بخش های پيشين

مقاله جامعه تيمی:

بسط قلمرو سياست

و

خرده نظام های جامعه کلی

در نظر وی بروز اسلام چنان است كه «مذهب مركز وجود باقي ماند. الله جانشين اهورامزدا شد، و محمد جانشين زرتشت تا در دنيايي آكنده از ظلم و بي عدالتي و شر، نبرد كيهاني را براي رسيدن به خوبي و مهرباني هدايت كند.»

بررسی کتاب "ايرانی: ايران، اسلام و روح يک ملت" در نوشته ای از محمد فاضلی


نظر شما؟é