|
شركتهای چندمليتی در عرصه اقتصاد جهانی حضوری فعال و پررنگ دارند و برخی
از آنها به حدی فربه شدهاند كه به تنهايی به اندازه يك كشور در حال توسعه
دارای توان و ارزش مبادلاتی و سرمايهای هستند. امروزه اكثر اين شركتها در
ايالات متحده آمريكا فعاليت دارند و حجم عظيمی از داد و ستد ايالات متحده با
ساير كشورها در قالب مبادلات اين شركتهاست.
در عرصه نفت شش شركت بزرگ چندمليتی فعال هستند كه چهار شركت از اين جمع در
ايالات متحده، يكی در انگلستان و يكی هم در كشور فرانسه فعاليت دارند.*
علاوه بر اين در آمريكا توليد و فروش تسليحات نظامی بر عهده بخش خصوصیست و
پنتاگون خريدار عمده اين تسليحات است. به گفته يك كارشناس ارشد نظامی روسيه
تا زمانی كه پنتاگون از قدرت عمل و دقت اين تسليحات مطمئن نشود، اقدام به
خريد نمی كند. پيش از اين، آزمودن اين سلاحها در بيابانها و با انجام
مانورهای نظامی صورت میپذيرفت، اما با درگير شدن منافع اقتصادی و نفتی ساير
شركتها و دولت امريكا میبايست اين آزمون در عراقِ نفتخيز صورت پذيرد تا
منابع نفتی عراق در اختيارشان باشد و از اين طريق هم قدرت عكسالعمل اوپك
كاهش يافته و قيمت نفت كنترل شود هم با فروش تسليحات نظامی چرخ تقاضای اقتصاد
آمريكا به چرخش بيفتد. از ديگر سوی نظاميانی كه در جنگ شركت يافتهاند و
تعدادشان بالغ بر صدها هزار نفر است، مواجب دريافت میكنند و لذا سمت تقاضای
اقتصاد بيش از پيش تحريك میشود و رونق اقتصادی با توجه به پشتوانه اقتصادی و
افزايش تقاضا فراهم میگردد. واقعيت اين است كه اصالت سود و قدرت بیحد و حصر
شركتهای چندمليتی در سايه قدرت نظامی ايالات متحده، همه و همه دست به دست هم
میدهند تا با افزايش تقاضا و به تبع آن رونق اقتصادی، سطح رفاه افزايش يابد
و سودهای كلان عايد سهامداران اين شركتها شود.
سودی كه برای فروش تسليحات نظامی در پنج سال آينده برای يكی از اين
شركتهای بزرگ تسليحاتی پيشبينی شده است بالغ بر شصت تا هفتاد ميليارد دلار
در سال است. گذشتن از يك چنين سود عظيمی كار چندان ساده ای نيست.
*
ذكر اين نكته خالی از لطف نيست كه جورج بوش پدر، خود يكی از سهامداران عمده
يكی از اين شركتهای نفتیست. روزنامه همشهری مورخ 8/2/1382 در ويژه نامه
خود، برخی از اين مناصب را مورد اشاره قرار داده است كه عبارتاند از:
- كوندوليزا رايس، مشاور امنيتی رئيسجمهور، عضو هيأت نظارت بر شركت چـِورون
(۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰). چورون يك كشتی نفتكش را به نام وی ناميده است.
- گيل نورتون، وزير كشور، وكيل دادگستری و مشاور شركتهای فعال در زمينه
انرژی.
- اسپنسر آبراهام، وزير انرژی، سناتور اهل ميشيگان كه از سوی صنايع خودروسازی
حمايت مالی میشود.
- جورج دبليو بوش، رئيسجمهور، مدير شركتهای نفتی آربوستو - بوش اكسپلوريشن
(۱۹۷۸ تا 1984) و هاركن (۱۹۸۶ تا ۱۹۹۰)
- ديك چنی، معاون رئيسجمهور، رئيس شركت خدماترسانی نفتی هالیبرتون (1995
تا 2000).
- دانالد ايوانز، وزير تجارت، رئيس شركت نفتی تام براون (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۰).é |