بوسه بر خنجر خورشيد

 پژمان طرفه‌نژاد

 

عرصه جولان من از وسعت آفاق بيرون است

آنچه ناپيداست در گرد سمندم گوی گردون است

انحنای خنجر خورشيد را پربوسه خواهم کرد

آن زمان کز تيره‌گون تيغ شب صد سينه در خون است

هم‌رکاب عشق تا صبح شررآوازه می‌تازم

گر ز جنگ گرگ با ميش آسمان را چهره گل‌گون است

هان! ز همت در عبور از خود هزاران بار غوغا کن

بيت بيت شعر رفتن را طلوع عشق مضمون است

 

 

 

 

 


نظر شما / نامه به شاعر é

 

بوسه بر خنجر خورشيد

احساس شهروندی

از بالای ديوار پريده‌ام ...

جنگ نفت - 3

آلوده‌گی آسمان مجازی

ايران، اسلام و ... - 2

جامعه تيمی - 4

هم‌سفر

از آسمان

يك لحظه، يك حس

بلاگريّت

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی