|
گزارشی در ادامه
«آلودهگی آسمان مجازی»
و با توجه
رخدادهای اينترنتی و رویخط چند هفته اخير
در شماره پيشين
"فروغ" در نوشتهای چند بندی با عنوان «آلودهگی
آسمان مجازی» كوشش شد تا با بيانی منطقی و بهدور از احساسات
اتفاقهايی كه در فاصله زمانی كوتاهی باعث شدند، جو ناآرامی در ميان جمعی از
نويسندهگان پديدار گردد، مرور شده و چند و چونشان تحليل گردد. بند اول
نوشته، اشارهای داشت به سرآغاز اين رخدادها و بندهای بعدی سخنی بود با
كسانی كه در طرفين معركهای كه به پا شده، ايستاده بودند.
نوشته مورد اشاره گرچه به قلم يك نفر بود،
اما نظر بر و بچههای "فروغ" را انعكاس میداد. بههرحال، آن فضای
نگرانكننده نه تنها آرام نگرفت بلكه بيشتر آلوده به غبار نگرانی و اضطراب
گرديد و همه به خاطر اطمينان به قدرت و احساسات ناشی از باز بودن دست برای
گفتن هر سخنی در اينترنت، در دو سوی اين منازعه مجازی.
اينك با ادامه
همان رويه آرامشطلبی معقول و متين، بحث پیگيری میشود.
ش. م.
اتفاقهای تازه
به نظر میرسد، اتفاق بازداشت
سينا مطلبی در چند هفته قبل، نشانهای از اقدام عملی جناح محافظهكار قوای
حاكم برای برطرف كردن نگرانیاش از انتشار الكترونيكی محتوايی كه نامناسب
تشخيص میدهد، بود. در اواخر هفته اول اردیبهشت تعداد زيادی از
فراهمآورندهگان خدمات اينترنتی در تهران و يكی دو شهر ديگر توسط مراجع
قضايی فراخوانده شده و در كار آنها توقف ايجاد گرديد. پس از چندی به صورت
غيرمستقيم از زبان مسؤولان مخابرات كشور بيان شد كه اين اتفاق، فارغ از
چهگونهگی رخ دادناش، به خاطر عدم ايجاد محدويت در دسترسی به سايتهای
اينترنـی غيرمجاز بوده است. حديثهای متفاوتی هم روايت شد كه كدام سايتها
غيرمجاز هستند كه برخی ناسخ ديگری بودند و عدهای هم به تكذيب دستهای از اين
روايتها پرداختند. خلاصه اين كه آب حسابی گلآلود شد!
 |
روزنامه «ياس نو» نام تعدادی
از سايتهای اجتماعی سياسی را برد كه در فهرست سياه قرار گرفتهاند. برای
نمونه هنگام تلاش برای بازديد از سايت «امروز»
صفحهای در مرورگر گشوده میشد كه ممنوع بودن بازديد از سايت را طبق قوانين
«شركت مخابرات ايران» اعلام میكرد. فردايش خانم شادی صدر، مسؤول سايت «زنان
ايران» از خبر نادرست «ياس نو» گلايه كرد و اعلام كرد كه «زنان
ايران» مسدود نشده است. بعد از ظهر همان روز، امكان دسترسی به
سايت نامبرده وجود نداشت و پيام خطا توسط مروگر صادر میشد. از سويی بازديد
نشريه فرهنگی «كاپوچينو»
نيز غيرممكن بود. اين اتفاق، بر اين صحبت كه دسترسی به برخی از سايتها به
دليل مشكل برخی از آی.اس.پیها در استفاده از نرمافزارهای صافی
(filtering) دچار اخلال شده، صحه میگذاشت. گويا
با رايزنی جمعی از دستاندركاران فنی و غيرفنی، مشكل ناشی از مسدود كردن
نشانی اينترنتی سرويسدهندههای ميزبان سايتهای غيرمجاز كه باعث از كار
افتادن تعداد ديگری از سايتهای اينترنتی نيز شده بود، در حال حاضر برطرف شده
است. در اين ارتباط «احسان»
توضيحی داده است و بههرحال، چند روز بعد از آن حكايتها سايتهايی نظير «زنان
ايران» و «كاپوچينو»
فعاليت خود را از سر گرفتند. هر چه بود اين فراز و فرود در نوشتههای جمعی از
نويسندهگان اين سايتها، نظير وبنوشتههای «پرستو»،
نشانههای نگرانی و التهاب را عيان كرد. جالب اين كه در اين تب و تاب بسياری
از سايتهای متعلق به گروههای سياسی مخالف حكومت كه در خارج از كشور
فعالاند و همچنين سايتهای پورنو بی هيچ دردسر و مشكلی قابل بازديد بودند!
از سويی به طور قابل توجهی برای استفاده از سايتهای واسطه
(proxy) جهت دور زدن موانع محدودكننده دسترسی،
راهنما و اطلاعات عرضه و ارائه شد. اين اتفاقها مؤيد اين صحبت بودند
كه در آشفته بازار مقابله سراسيمه با اطلاعرسانی اينترنتی، بسياری از كسانی
كه خطای قابل سرزنش در رفتارشان نبوده است، قربانی میگردند و آنها كه هدف
اصلی اقدامهای قضايی و ايمنی بودهاند، از دام میگريزند.
و بالاخره در روزهای ميانی
اردیبهشت، سينا مطلبی با واگذاری وثيقه به دادگاه از بازداشت بيرون آمد. درباره او،
قبل و بعد از آزادیاش حرفها و حكايات متعدد و تازهای مطرح شد كه همه در حد
شايعه باقی مانده و هیچ كدام تأييد نشدند. خود او يادداشتی در
وبلاگ همسرش منتشر كرد و باب بحث در اين
رابطه را تا حدی بست.
از سويی در روزهای برگزاری
جشنواره مطبوعات صحبتهايی از تدوين آييننامههای رسمی برای انتشار نشريات
الكترونيكی و وبلاگها به گوش رسيد كه بيش از آن كه جدی گرفته شوند، به خاطر
ذات فنی اين نوع از رسانهها اسباب مطايبه شدند. بههرحال، در اين مدت
واكنشهايی متفاوتی نيز از سوی ساكنان محيط زيست مجازی و شهروندان اينتزنتی
ديده شد. در ادامه به برخی از اين نوشتهها اشاره شده و سعی میشود تا اندكی
محتوايشان بررسی گردد.
واكنشهای رویخط
در پی انتشار گزارش و نوشته «آلودهگی
آسمان مجازی»
در شماره پيشين "فروغ"، نوشتهای توسط آقای محمود اُروجزاده، مديرمسؤول مجله
«دنيای
كامپيوتر و ارتباطات» با عنوان «سياسینويسی
در وبلاگها و چند نكته» در وبلاگ مجله منتشر شد كه برخی از
نشريات هم، مثل روزنامه «دنيای اقتصاد» آن را منعكس كردند. «حُدر»
هم در نوشتهای با نام «چرا سياسی مینويسم» به گونهای به گلايهها و
هشدارها پاسخ داد و با توجه به اين كه بخت اعلام نظر برای خوانندههايش
مهياست، موافقان و مخالفاناش سكويی برای دوباره سخن گفتن يافتند. از سويی بر
و بچههای نشريه الكترونيكی «سياهسپيد»
هم در سرمقاله شماره جديدشان كه با تأخير منتشر شد، تحت عنوان «آزادی بيان»
در اين ارتباط نوشتند.
در يادداشت «سياسینويسی
در ...»، آقای اروجزاده با قصد نهايی دعوت به آرامش به
نحوی سياسی نويسی در وبلاگها و برخی سايتها را به خاطر پیآمدهای اين عمل
تقبيح كرده است. وی به رواج سطحینگری، قطبی شدن فضا در رسانههای اينترنتی،
همچنين به بدبينی عمومی به اين عرصه اشاره كرده است. لحن و بيان اين نوشته
چنان بود كه واكنشهايی در پی داشت، چه بسا نوشته مورد اشارهء «حُدر»
در جواب به اين يادداشت باشد. گذشته از آن در يادداشتها و گفتههای ديگران
نيز نشان از نپسنديدن نظر وی ديده و شنيده شد. شايد بهتر بود، آقای اروجزاده
كه خود به خوبی به آفت سطحینگری اشاره كرده است، موضوع را بهتر و دقيقتر
موشكافی میكرد تا اسباب سوءتفاهم برچيده شود. اشاره به كاركرد و نقش
سايتهای خبری و سياسی نمیتواند توجيه خوبی برای اين باشد كه ديگران در
صفحات خود سياسی ننويسند. به نظر میرسد چنين استدلالی باعث واكنش به كل
نوشته وی شده باشد. اگر سياسی نوشتن مبتنی بر دانش و اطلاعات
موثق و به همراه ادبيات و لحن سنجيده باشد، هيچ ايرادی بر آن وارد نيست. آری،
اگر او بر «سياسینويسی ناموثق و نامؤدب» خرده میگرفت، هوشمندانهتر بود.
بهتر بود كه وی نويسندههای اينترنتی را به عقلانيت و متانت در نوشتههايشان
دعوت میكرد.
بخشهای ديگر آن نوشته نيز محل تأمل و انتقادند كه از حوصله اين نوشته
خارجاند.
از ديگر سوی، با توجه به ادبيات
يادداشتهای اخير «حُدر»
و بر و بچههای «سياهسپيد»
و اصرار بر تداوم منشی كه داشتهاند، ديگر جای حرف و حديثی با ايشان در
اينجا باقی نمیماند. فقط لازم است تا به نكتهای كوچك اشاره شود: مبادا بر
اين دوستان عزيز امر مشتبه شود كه فقط خودشان باور به آزادی بيان دارند و
ديگران عافيتطلب هستند و میخواهند دامان خويش از بلا مصون دارند. نه! بسيار
كسان ديگری هم هستند كه قاطعانه به حق آزادی بيان قائلاند و باور به مدنيت و
مدرنيت دارند، اما رفتار و ادبياتشان متفاوت است. بسيار كسان ديگری هم هستند
كه با همان باورها، متانت را در رفتار و صحت را در گفتار، سرلوحه كار خود
قرار میدهند تا به تعهد و وظيفهشان درست عمل كرده باشند. بد نيست، اين
دوستان نگاهی به گزارشهای ماندگار مجله باسابقه «پيام امروز» _ ابنك در محاق
توقيف است _ بيندازند يا به رفتار سنجيده و حرفهای مجله سينمايی «فيلم» هم
كه به انحاء مختلف در مظان بسياری اتهامها و تهمتها قرار گرفته است، نظری
بيفكنند. گاهی اوقات شاگردی كردن در مدرسه آنها كه مو در آسياب سفيد
نكردهاند، آموختنیهای بسيار به ارمغان میآورد.
آرزو
هوا خوب نيست! ابرهای سياه در
آسمان میغرند و راه بر آفتاب میبندند و زمينيان به جای آن كه سرپناه بر پا
كنند، همهمه میكنند و در هروله افتادهاند. گويی كاری از دست كسی بر
نمیآيد، مگر اين كه آرزو كند، هوا صاف شود و مردمان آرام گيرند. |