شامه و كالبد معنا

 پژمان طرفه‌نژاد

 

آغاز می‌شود

بلند و سبز و چمنده

      عطر مواج بهار نارنج

به خورشيد می‌رسد

گرم و شكوه‌مند

      يورش شراره‌ها تا برگ‌ها

ترانه و تندر و توفان

 

می‌داند می‌فهمی،

                  می‌دانم:

                  «بی تو عبور ثانيه‌ها دير می‌شود.»

ابزار ِ ابراز: واج، واژه، گفتار

برای من و او تا حجم سپيد را نتواند دريابد

كدام را رسالتی‌ست پيامبرانه از ژرفای صداقتی

يا بلاهتی كور تا لمس و همين!

بايد گر بگيرد معصوميت من

تا لرزش خفيف شنوايی‌هايی كه نمی‌فهمند خيانت‌كارند واژه‌ها

كه هر شب چون كودكی مكتبی

به هجی‌شان نشسته‌ام

افسوس!

      معنا را نه شامه‌ای‌ست نه كالبدی ...

 

شامه و كالبد معنا

ظرفيت اصلاح‌گری

باد می‌وزد. تندِ تند!

صد شركت برتر

سرای مشير

خانه کوچک من

جامعه تيمی - 6

هنر كيچ

ستاره و تقويم

دل تاريكی

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


شعری ديگر در اين شماره،

سروده‌ای از كوروش خواجوی:

ستاره و تقويم


نظر شما / نامه به شاعر é