هنر كيچ

 شهاب مباشری

از اول تا دهم خرداد تالار وحدت تهران شاهد اجرای كنسرت موسيقی و شعرخوانی توسط اركستر مجلسی رودكی به رهبری لوريس چكناواريان بود. اين برنامه برای ده شب ديگر هم تمديد شده است. نام برنامه‌ای كه به اجرا درآمد و می‌آيد، «ليلی و مجنون» است با دكلمه اشعار توسط ژاله صادقيان.

نوشته ای كه در ادامه می‌خوانيد، به خاطر حسی‌ست كه پس از ديدار اين برنامه پيدا كردم و رهايم نكرد.

 

ميلان كوندرا، نويسنده معاصر چك، در فصل‌هايی از كتاب «سبكی تحمل‌ناپذير هستی» يا همان «بار هستی» از واژه «كيچ (Kitsch)» چندين مرتبه استفاده می‌كند و برای توضيح معنای آن چند مثال می‌آورد. برای نمونه از راه‌پيمايی‌های اول ماه مه در كشورهای كمونيستی به عنوان يك كيچ كمونيستی نام می‌برد يا رفتار دسته‌های سياسی آمريكايی و حضور يك نفر اروپايی را در ميان‌شان نيز به كيچ تعبير می‌كند. به‌هرحال وقتی با آن مفهوم و تعبير كوندرا آشنا شدم، ياد مقاله‌ای از جلال آل‌احمد افتادم كه سال‌ها قبل در «ارزيابی شتاب‌زده» خوانده‌بودم. آن‌جا او اشاره كرده بود به عِرق وطن‌دوستی و رفتار فرهنگی جمعی از ايرانيان كه تنها نشانه‌اش استفاده از گليم به جای قالی در اتاق پذيرايی و استفاده از ظروف سفالی به عنوان دكوراسيون خانه مدرن و پيش‌رفته‌شان است و الخ. يك جور رفتار توخالی و پوشالی! جواهر بدلی و حداكثر زراندود! اصلاً به معنای لغت «مزخرف» توجه كرده‌ايد؟ متأسفانه گاه در رفتار و عمل‌كرد خود نيز متوجه انواع مزخرف‌ها و به تعبيری ديگر كيچ‌ها شده‌ام. نمونه‌اش همين چند روز پيش‌تر بود كه به كنسرت «ليلی و مجنون» رفتم. آخر، من كه چندان از موسيقی سررشته ندارم و گذشته از آن، برای علاقه‌مندی‌هايم مفرهای ديگری دارم، چه شد كه اين برنامه را برای پر كردن يك شب انتخاب كردم؟ آيا به نظر شما اين چيزی غير از يك رفتار لوكس مزخرف يا يك كيچ خرده‌بورژوازی از نوع ايرانی بوده است؟

و اما غرض اصلی! تركيب آثار بزرگ موسيقی عصر رنسانس و روشن‌گری، آن هم آثار هنرمندان مختلف، از باخ گرفته تا چايكوفسكی، با گزيدهء مثنوی كم‌نظير «ليلی و مجنون» كه گل سرسبد داستان‌سرايی در ادبيات كلاسيك ايران است، چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ دقت كنيد كه در نگاه تحليلی به هنر، كليت هيچ اثری فارغ از شخص آفريننده‌اش يا شرايط زمانی و مكانی آفريده شدن‌اش، شكل نمی‌گيرد. در واقع هر اثر هنری جزئی‌ست از يك متن (context). غير قابل انكار است كه زمانه آفريدن آن ده قطعه موسيقی با موقعيت شاعری نظامی به هيچ وجه با هم نزديكی ندارند. در واقع دو بخش اصلی برنامه مورد بحث، اجزايی از دو متن متفاوت بودند كه تلاش برای تركيب و تطبيق‌شان نتيجه مزخرفی به بار آورده بود. لطفاً توجه كنيد كه استفاده از اين واژه به قصد توهين نيست. تأكيد می‌كنم كه به معنای دقيق واژه «مزخرف» توجه شود: آن چيزی كه با جواهر آراسته شده است. به اين ترتيب، در خوش‌بينانه‌ترين نقد و نگاه و بی‌آن‌كه درباره كيفيت اجرای برنامه و نوازنده‌گی و شعرخوانی كه آن هم محل مناقشه و بحث است، حرفی زده شود، می‌توانم بگويم كه محصول كار چكناواريان در رهبری اركستر مجلسی رودكی و شعرخوانی صادقيان يك كيچ هنری بود.

تجربه خوب-بدی بود تا از اين پس كم‌تر به دام «كيچ خرده‌بورژوازی ايرانی» برای تماشای «هنر كيچ» بيفتم. شما هم به‌تر است احتياط كنيد!

 

شامه و كالبد معنا

ظرفيت اصلاح‌گری

باد می‌وزد. تندِ تند!

صد شركت برتر

سرای مشير

خانه کوچک من

جامعه تيمی - 6

هنر كيچ

ستاره و تقويم

دل تاريكی

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


 

 


نظر شما / نامه به نويسنده é