رفتن و رسيدنی نه اين‌سان

 پژمان طرفه‌نژاد

 

وقتی كه چهرهء آهنگ فردايی موج

با صدای چشمه‌ها و لبخند نور می‌خواندمان

رفتن نه اين است:

- جمعی را واداشتن كه بر دردهايم بگرييد.

 

وقتی دشت ستاره‌ها در بستر رود جاری‌ست

ديدن نه اين است:

- زيبايی غنچه‌ها مستورند.

 

وقتی كه خون خون شقايق به شفق شعله زده است

گفتن نه اين است:

- آينده تباهی‌ست،

ما تنهاييم

 

اينك

در قليان سبز جنگل‌ها

آغاز سرودن را شكوفا شو

و آذين كن

باغ سفرهای آينده را از تپش آينه‌های رود

تا مگر شكوه فردا

از شرقِ تندر آوایِ تو سر بر آورد.

 

رفتن و رسيدنی نه اين‌سان

يک امتحان آسان

اين‌جا کجاست؟

لذت خوابی تلخ در ...

آش اعتراض

دل كوه

جامعه تيمی - 7

بازی

ايمان بياوريم كه ...

از آسمان


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


شعری ديگر در اين شماره،

سروده‌ای از مريم تاج‌الدين:

ايمان بياوريم كه ...


نظر شما / نامه به شاعر é