آش اعتراض

گزارشی از اعتراض صنفی و تحصن دانش‌جويی در دانش‌گاه هنر اصفهان

در ارتباط با وضعيت مديريت دانش‌گاه

 

در انتهای دهه اول اسفند ماه سال قبل، پس از شصت و هفت روز اعتصاب و تحصن، در پی امضای توافق‌نامه‌ای با نماينده‌گان وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوری مبنی بر بركناری رياست دانش‌گاه، دانش‌جويان دانش‌گاه هنر اصفهان رضايت دادند تا به كلاس‌هايشان بازگردند. با از سر گرفته شدن فعاليت عادی دانش‌گاه بچه‌ها اميدوار بودند تا در سال نو شاهد حضور مديريت جديد دانش‌گاه و رسيده‌گی به خواسته‌هايشان باشند، اما ...

 

ماجرا چيست؟ در پی آشكار شدن ابعاد گسترده بی‌كفايتی مديران دانش‌گاه هنر اصفهان و به طور خاص رئيس آن، كليه دانش‌جويان با هر گرايش و سليقه‌ای هم‌راه و يك‌پارچه عَلم اعتراض بلند كردند و خواستار پاسخ‌گويی مسؤولان شدند. تا چندی برخی از مديران با گناه را بر گردن ديگری انداختن، اتلاف وقت كردند، اما همين رويكرد ناشيانه و لو رفتن جزييات ديگری از حيف و ميل مادی و معنوی سرمايه‌های دانش‌گاه، سبب شد تا دانش‌جويان مطالبات جدی‌تری را دنبال كنند. عدم حضور رياست دانش‌گاه به بهانه‌های مختلف در جمع دانش‌جويان تا چندی به بهانه‌های مختلف، لبه تيز تيغ اتهامات را متوجه وی ساخت، اما وی به پشت‌گرمی حمايت وزارت‌خانه به هيچ‌وجه قصد نداشت به دانش‌جويان امتياز دهد. نماينده‌گان وزارت‌خانه نيز در يكی دو بار مراجعه به اصفهان فقط وقت‌كشی كردند تا اين‌كه بالاخره در آستانه برگزاری دومين دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و به خاطر تأمين امنيت لازم برای آن مراسم، با دخالت فرمانداری اصفهان نماينده‌گان وزارت علوم خواسته دانش‌جويان را مبنی بر بركناری خانم كاتب، رياست دانش‌گاه، پذيرفتند. ايشان در اين ارتباط موافقت‌نامه‌ای مكتوب با دانش‌جويان به امضا رساندند.

اين فاصله زمانی بيش از دو ماهه در اوج زمستان سرد و خشك اصفهان گذشت و دانش‌جويان متحصن شبانه‌روز محوطه دانش‌گاه‌شان را ترك نكردند تا به خواسته‌شان برسند. و جالب اين بود كه تا شرايط جامعه در قطبيتی سياسی قرار نگرفت، كسی به خواسته‌های صنفی‌شان اعتنايی نكرد. شايد هم چون اين دانش‌گاه كوچك است و عدد كل دانش‌جويان سنوات مختلف آن به هزار هم نمی‌رسد، كسی مسأله‌ آن‌ها را شايسته اعتنا نمی‌ديد، چندان كه يكی از نماينده‌گان متعلق به جناح اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی كه به اتكای پشتيانی و رأی دانش‌جويان بر صندلی سرخ‌اش تكيه زده، در جواب پيگيری‌های صنفی دانش‌جويان كه لااقل مجلس از وزير در اين ارتباط سؤالی داشته باشد، چنين گفت‌وگويی رقم زد (نقل به مضمون):

- ...

- مشكل‌شون سياسیه يا صنفی؟

- صنفيه ...

- خوب، اگه مشكل‌شون صنفيه، خودشون برن حل‌اش كنن! من چه‌كار می‌تونم بكنم؟

- خوب، آقای [...]، هر چی باشه شما نماينده اقشار دانش‌جويی هستين، لااقل سؤالی از وزير ...

- تازه، من كه نماينده اصفهان نيستم، اصلاً برن با [...] صحبت بكنن.

- ...

و مطبوعات چپ و راست هم كه در اين اعتراض متين و صنفی، هيچ خوراك دندان‌گيری نمی‌ديدند، با سكوت با اين تحصن بی‌سابقه برخورد كردند. تنها گاه خبری يك دو سطری، آن هم به اشتباه، از ماوقع اعلام می‌كردند. همين!

 

به هر حال، سال نو شد و دانش‌جويان ديدند كه رياست مستعفی نه تنها اخراج نشده، بلكه با اقتداری بيش از گذشته بر مسندش نشسته. شورای تحصن با سنجيدن جوانب مختلف كار و رسيدن به اين نتيجه كه نه خشونت نه تعطيلی كلاس‌ها نتيجه مؤثری در پی می‌آورد، شيوهء اعتراضی غريبی در پيش گرفت: نذر آش! آری، بساط آش‌پزی در محوطه دانش‌گاه چنان بر پا شد كه خبرش در شهر پيچيد. اصفهانی‌ها در اين اعتراض منفی ولی كار‌آمد، هم‌راه دانش‌جويان شدند و كار چنان بالا گرفت كه مسؤولان حراست دانش‌گاه در سحرگاهی به قرارگاه آش‌پزی دانش‌جويان شبيخون زدند و بساط را مصادره كردند. ريز ماجرا بماند برای مجال و فرصتی ديگر! خلاصه اين كه اعتراض دانش‌جويان و مقاومت لجوجانه مسؤولان دانش‌گاه و حتی به نوعی وزارت‌خانه ادامه دارد. جالب اين كه مستندات اتفاقات رخ‌داده به صورت سرگشاده و مكرر با كليه مسؤولان فرهنگی كشور در ميان نهاده شده است، اما گويی گوش همه كمی تا قسمتی ناشنوا شده است!

كار هم‌اكنون تا آنجا بالا گرفته است كه دامنه اعتراض‌ها به اهمال‌كاری وزارت علوم به كليه تشكل‌های دانش‌جويی استان اصفهان در دانش‌گاه‌های اصفهان، صنعتی اصفهان، علوم پزشكی اصفهان و دانش‌گاه‌های آزاد اسلامی واحدهای خوراسگان، نجف‌اباد، خمينی‌شهر و ... كشيده شده است.

خوب، حالا كه عدد قابل توجهی فراهم آمده، در جامعه ما كه به نظر می‌رسد نهادها و دولت‌اش هم رفتار توده‌ای دارند، و از سويی در آستانه سال‌روز هجدهم تيرماه هم قرار داريم، آيا شايسته نيست تا مسؤولان آگاه از ماجرا كه فهرست نام‌شان خود تومار بلندی‌ست، پنبه از گوش درآورند و كمی فارغ از تعلقات جاه و قدرت، به ندای حداقلی دانش‌جويان اين دانش‌گاه اعتنا و توجهی كنند؟

 

رفتن و رسيدنی نه اين‌سان

يک امتحان آسان

اين‌جا کجاست؟

لذت خوابی تلخ در ...

آش اعتراض

دل كوه

جامعه تيمی - 7

بازی

ايمان بياوريم كه ...

از آسمان


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


بچه‌های دانش‌گاه در سرمای شبانه زمستان هم دانش‌گاه را خالی نگذاشتند، حتی به اين بها كه رئيس مستعفی و متهم به كاستی‌های بسيار، دختران شريف دانش‌جو را خيابانی خواند. و هر چند به اعتصاب غذا هم رو آوردند، اما نذر آش اعتراض‌شان را به جا‌ آوردند!

حتماً پايگاه وبی تحصن را ببينيد (ناگفته نماند كه "فروغ" در شماره نهم خود، بيست بهمن 1381، به اخبار اين اتفاق كه آن زمان روزهای آغازين‌اش را می‌گذراند، پرداخته بود و دعوت به حمايت از اين مطالبات صنفی دانش‌جويی كرده بود. اين‌جا را ببينيد).

 


نظر شما é