|
اعمال قدرت
بر نظام فرهنگی، در آن شکافی پديد آورده، فرهنگ را به دو شق رسمی و غيررسمی
تفکيک میکند. فرهنگ رسمی، روابط اجتماعی و نظام اجتماعی رسمی و مصنوعی را
میسازد، و فرهنگ غيررسمی، روابط اجتماعی خودمانی و نظام اجتماعی ِ خصوصی را.
به اين ترتيب، در نظام اجتماعی نيز شکافی پديدار میشود: نظام اجتماعی ِ رسمی
و نظام اجتماعی ِ خصوصی. اثرگذاری اين دو بر هم، چه تبعاتی برای جامعه دارد؟
مبادله نظامهای
اجتماعی خصوصی و
رسمی
اين نظام كنش جديد
(نظام اجتماعی خصوصی)،
با همتای قديم خود (نظام اجتماعی رسمی)
وارد مبادله میشود.
پارتیبازی
محصول نظام اجتماعی خصوصی برای نظام اجتماعی رسمیست
كه با ابزار آشنايی صورت میپذيرد
(بخش چهارم از مقالات جامعه تیمی را ببینید:
مبادله).
شبكههای
دوستانه، خانوادهگی،
قومی و …
كه ترتيبات نظامهای
رسمی را معتبرتر از مناسبات حاكم بر روابط دوستانه و خصوصی نمیدانند،
به خود اجازه میدهند
كه در نظامهای
رسمی نيز، قواعدِ
روابط دوستانه را مقدم بدارند.
به اين ترتيب نظام خصوصی،
روابط و همبستهگی
توليد شده در درون خود را با ابزار آشنايی به نظام رسمی منتقل میكند.
بروز خارجی اين عمل
«پارتیبازی»ست
(نمودار
1).
|

نمودار 1 |
در نظامهای
متعادل، تمام خردهنظامها
با يكديگر مرتبط و وابسته و هر يك مكمل ديگری و برطرفكننده
نيازی از اوست.
به اين ترتيب، چهار خردهنظام
يك واحد منسجم را تشكيل میدهند،
اما در جامعه نامتعادلی كه در اينجا
تصوير میشود،
خردهنظامهای
غيررسمی كه به موازات رسمیها
شكل میگيرند،
نه
هماهنگ
و همسنخ
با آنها
كه برابر آنها
و در مقابله با آنهايند.
به اين ترتيب،
مبادلات نظامهای
غيررسمی با نظامهای
رسمی،
نيازی از آنها
را برطرف نمیسازد
و تكميلشان
نمیكند،
بلكه به عدمتعادل
و از شكلافتادهگی
آنها
منجر میشود.
ورود محصولات نظام اجتماعی خصوصی (شبكههای
دوستانه) به نظام اجتماعی رسمی،
از آنجا
كه اين دو همسنخ
نيستند و توليداتی متناسب با يكديگر ندارند،
موجب شكلگيری
شبكههای
جديدی درون نظام اجتماعی رسمی میشود.
شبكههايی
كه نه از جنس مناسبات رسمی مبتنی بر نفوذ قانون يا
قواعد
حقوقی،
كه از جنس مراودات غيررسمی و خصوصیست.
اين شبكههای
جديد را «تيم»
يا
«باند»
میناميم.
به دليل كاركرد نظام اجتماعی خصوصی،
به تدريج تيمهايی
درون اجزای
نظام رسمی شكل میگيرند.
تيمها
شبكههايی
در واقع خصوصیاند
كه به دليل استقرار
در
درون شبكههای
رسمی،
ظاهری رسمی دارند و بنابراين كمتر به چشم میآيند
و مشكلتر
شناسايی میشوند.
به اين ترتيب،
نظام رسمی،
خود به دو بخش تقسيم میشود.
«تيم»
و
«سازمان
رسمی»
(نمودار
2).
|

نمودار 2 |
بخش رسمی شامل قوانين و ترتيبات رسمی حاكم بر روابط اعضا به
علاوه اعضای خارج از تيم است. البته اعضای خارج از تيم نيز، خود گروههای
كوچكتر
يا
تيمچههای
يك يا چندنفره تشكيل میدهند
كه با نظامهای
خصوصی خود مبادلاتی دارند (نمودار
3).
|

نمودار 3 |
رد پای چنين تيمهايی
در تمامی ساختارهای خرد و كلان جامعه ايران مشاهده میشود.
درون كارگاهها
و كارخانههای
كوچك و بزرگ، در ادارات و وزارتخانهها،
در ساختار كلان سياسی،
در احزاب، در گروههای
صنفی و ...
در همه جا به تدريج تيمها
يا باندهايی شكل گرفتهاند
كه اساس آنها
يك شبكه دوستانه است.
اين پديده در ايران چنان جا افتاده، نهادينه شده و فراگير به نظر میرسد،
كه میتوان
ساختار جامعه ايرانی را ساختار تيمی ناميد. وجود تيمها،
نظام اجتماعی سياسی را ناكارا میسازد
چرا كه هر گروه اجتماعی،
هدفی دارد كه تجمع افراد در آن گروه بايد بر اساس معيارهای ارضاكنندهء
آن هدف صورت پذيرد،
اما دخالت شبكههای
خصوصی،
معيارهای فوق را ناديده میگيرد
و با معيارهای ديگری (آشنايی)
به جذب افراد میپردازد.
نهايتاً
جمعی كه تشكيل میشود،
توانايی رسيدن به هدف اوليه را نخواهد داشت. در واقع از آنجا
كه نظام اجتماعی رسمی،
بر هنجارهای پذيرفته نشده،
و درونی نشده،
بنا شده است، نمیتواند
افراد را گرد
هم آورد و كاركرد ايجاد انسجام و همبستهگی
را ندارد. در چنين وضعی نظام اجتماعی غيررسمی وارد شده،
منجر به تشكيل تيمهايی
درون نظام رسمی میگردد
كه تنها كاركردشان ايجاد رابطه و حفظ همبستهگی
ميان افراد است،
يعنی عليه غلبه بر
نقص نظام رسمی.
اين تيمها
گر چه كاركرد همبستهگی
را انجام میدهند،
اما به دليل عدم تطابق با نظام رسمی كه وارد آن شدهاند،
موجب ناكارآمدی و
اختلال در كاركردش میشوند.
لازم به ذكر است كه خردهنظام
اجتماعی فقط به عنوان جزيی از جامعه كلی مطرح نيست،
بلكه در تمام اجزا و خرده ساختارهای جامعه، بخشی با كاركرد اجتماعی وجود دارد.
مثلا در يك بنگاه اقتصادی،
غير از كنشهايی
كه صرفا مربوط به تجارت يا توليد میباشد،
بخش مهمی از كنشهای
افراد معطوف به ايجاد و حفظ روابط متقابل انسانی با همكاران
خود میباشد.
بهعبارت
ديگر يك بنگاه اقتصادی يك ماشين خريد و فروش نيست،
بلكه يك مجموعه انسانیست
كه در آن شبكهای
از ارتباطات انسانی وجود دارد. اين شبكه همان است كه نظام اجتماعی بنگاه
مذكور را تشكيل میدهد.
به همين ترتيب در هر خرده ساختاری مانند ادارات، احزاب، يك كارخانه و
... نظام اجتماعی،
جزيی از آن ساختار است و هر عارضهای
كه برای نظام اجتماعی رخ دهد، شامل آن خرده ساختارها نيز
میگردد. |