نگفتم كه تابستان گرم و سوزان اگر از راه برسد، پوست‌مان را آفتاب‌سوخته می‌كند حسابی؟ بله، تابستان از راه رسيد و آمدن‌اش چه التهابی به هم‌راه آورد. اين همه ولوله و التهاب از چيست؟ از تشنه‌گی؟ از ...

عزيز! جوش و خروش نكن كه آب در كوزه و ما تشنه‌لبان می‌گرديم! اگر يار در خانه نباشد، فكر می‌كنی گشتن گرد جهان چه سودی داشته باشد؟

و گذشته از آن، بودن ما هميشه و در همهء اعصار هم‌راه با فراز و فرود بوده، تاب آوردنِ دمی تشنه‌گی كه دشوار نيست. حتی اگر سختی داشته باشد، در دم سيرابی لذتی ديگرگونه خواهی داشت.

بيا تا در فصل گيلاس و آلبالو، ميوه‌خوران مراقب سودا و صفرا باشيم، مبادا دل‌آشوب شويم!


بازگشت به شماره جديد


باغ ابرشم پژمان طرفه‌نژاد / بلندتر از فرياد رضا کلاهی

صندوق ذخيرهء ارزی عليرضا موسی‌خانی

كوی كبوترانه به ياد هجدهم تير 78 و هم‌راه با دانش‌جويان در بهار و تابستان امسال

نظام سياسی و ... رضا کلاهی / عربده داستان كوتاهی از حسن كلاهی

دو شعر زهره پوربخت / از آسمان يادداشتی كوتاه از مهدی مهدوی

جهانی شدن، فرهنگ، هويت معرفی يك كتاب

بی‌حوصله‌گی‌ يا بيحوصلگی گزيده‌ای از مقالهء ايرج كابلی

بازتاب نامه‌هايی از «كاپوچينو»، «تكاپو»، شبح، آذر و مريم


درباره فروغ / شماره و نوشته های قبلی / پست الکترونيکی