يك لحظه، يك حس

 مهدی مهدوی

فرسايش سرمايهء فرهنگي، يك مثال

سال 1354 مردم تهران 36 ميليون بار به سينما ميرفتند، 112 سالن در تهران فعال بود، با جمعيتي حدود دو و نيم ميليون نفر، سال 1380 مردم تهران كمتر از ده ميليون بار به سينما رفته‌اند، 87 سالن در تهران فعال بوده، با جمعيتي حدود دوازده ميليون نفر (روزنامه ايران - 28/4/81).

در هفتمين شمارهء «شاخصهای فرهنگي»، نشريهء آماری و تحليلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وضعيت سينماهای كشور از سال 76 تا 80 بررسي شده است. تعداد‌‌ آمار تماشاگران در 27 استان به جز استان يزد رشد منفي داشته است. برای حل اين مساله اخيراً در تعدادي از سينماهاي تهران اقدام به پخش فيلمهای خارجي كردهاند كه بعيد است تنها اين اقدام مساله را حل كند. ...

و مداوم بر جامعهشناسان خرده ميگيرند كه چرا هميشه غرولندكنان فروپاشي اجتماعي را به زبان ميآورند. مجموعهء شاخص هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادی كه در كنار هم قرار ميگيرند، هر محقق اجتماعي‌ای حق دارد نگران آينده شود، نه؟

 

... ديدم كه جان‌ام ميرود

با حكم قضايي، درختان پنج هكتار از جنگلهاي انبوه گرگان قطع ميشود (ياس نو - 19/4/82).

دليل اين تخريب، خانهسازی برای كارمندان دستگاه قضاييست. هر ساله شاهديم كه در استان گلستان سيلهای مهيبي جريان پيدا ميكند كه اكثراً در اثر تخريب جنگلها به‌وجود ميآيند. حال يك دستگاه حكومتی برای تأمين مسكن خود چنين حكم بيسابقهای را داده است.

سالانه چندين ميليون تن خاك زراعي در اثر عدم مديريت صحيح از بين ميروند كه يكي از علل آن عدم يكپارچهسازی اراضي در اثر نبود توافق بين خردهمالكان متعدد است. هر ساله به خاطر قانون ارث در اسلام اين اراضي كوچكتر و مالكان بيشتر ميشوند.

به اين نكته هم بايد توجه داشت كه هر سانتيمترمكعب خاك قابل كشت چندين ميليون سال طول ميكشد تا تشكيل شود. اگر منابع نفت و گاز به پايان برسند، انرژی‌های جايگزين وجود دارند، ولي جايگزين خاك، آب و هوا و جنگلها چه چيزی ميتواند باشد؟

 

سفر به عتبات، سير در زمين

پيكرهای ايرانيان كشته شده در عراق تشيع شد (ايران 29/4/82).

هر روز روزنامههای مختلف خبر از مرگ چندين تن از ايرانياني را كه به طور غير قانوني به عراق سفر كردهاند، مخابره ميكنند. خطر ميدانهای مين، تشنه‌گي و گرسنه‌گي، راهزنها، بازداشت توسط نيروهای ائتلاف و ...، خطرهايی‌اند كه در كمين زائران هستند، ولي همه خطرها را به جان مي‌خرند.

در سنت مذهبي ما سفر به اماكن مذهبي جايگاه خاصي دارد. اگر بخواهيم به صورت سلسله مراتبي درجهء اهميت اين سفرها را مشخص كنيم، در درجهء اول حج تمتع است، بعد حج عمره، سپس سفر به عتبات در عراق، امام هشتم در مشهد، حضرت معصومه در قم و بالاخره ساير امامزادهها و مكانهای مقدس در سراسر كشور.

همهء افراد مذهبي علاقه‌مند هستند، اگر امكان مالي پيدا كردند در راه يكي از اين سفرها هزينه كنند. ‌در قرآن وجوب انجام حج تمتع در طول زنده‌گي ذكر شده است، ولي به ساير سفرهای مذهبي تأكيد نشده است، در حالي كه به سير در روی زمين (سيرو في الارض) در سورههای مختلف اشاره شده كه به اين تأكيد در جامعهء دينداران توجهي نميشود.

اگر به تئوری توطئه معتقد نباشيم كه تشكيل تمدن غرب را ناشي از استعمار و استثمار جوامع جهان سوم ميداند، بايد به دنبال عواملي باشيم كه باعث اين دگرگوني در غرب شده است. از جملهء اين عوامل، پذيرش خطر سفر به مناطق دوردست و ناشناخته است. كريستف كلمب در پي رفتن به هندوستان به قارهء آمريكا پا گذاشت. محققان، نظاميان، سياسيون،‌ گروههای تبشيری و ... به اعماق آفريقا و آمريكا و آسيا رفتند. ‌هجرت و مهاجرت و خطرپذيری از سنن پايدار در غرب بوده و اكنون نيز هست. يكي از علل شكلگيری تمدن غربي، همين تحرك قابل توجه افراد بوده است، در حالي كه ما بر اساس جامعهپذيري ديني‌ای كه داشتهايم به مناطق و شهرهای خاص به منظور زيارت و ثواب سفر ميكنيم، حتي اگر امكان مالي برای يك فرد مذهبي پيدا شود، هر سال تمايل دارد به اين اماكن برود. اگر در جامعهپذيری ديني بر سير در زمين تأكيد بيشتری ميشد، شايد تحول عظيمي در تمدن ما تحقق مييافت.

 

فوتبال و ساختارشكني در جامعه ايراني

بالاخره پس از چندين دهه صدرنشيني تيمهای استقلال و پرسپوليس در فوتبال كشور، تيم شهرستاني سپاهان قهرمان جام امسال شد، البته در جام حذفي نيز ذوب آهن اصفهان فاتح شد. نفس وقوع چنين پديدهای فارغ از نام تيم قهرمان برای ساختار ورزشي كشور مهم است.

ما در تمام زمينهها ميل به تمركزگرايي داريم، در اقتصاد، سياست و فرهنگ و ... . همين ميل و اراده مضرات فراواني برای ما داشته است، استعدادها را سركوب كرده، نابرابری و تبعيض را گسترش داده است و ... .

‌توجه به پايتختنشينها در عرصهء فوتبال، به صورت توجه به استقلال و پرسپوليس تجلي مييافت. حال اين طلسم شكسته شده است. به اميد تسری چنين فرآيندی به ساير حوزههای اجتماعي!

 

يك روز با من باشيد

آموزگاران ما

پا، پنج، پله، پرواز

رفاه اجتماعی

بهار در تابستان

دوربين عكاسی من

چنين گويد بامداد شاعر

كلاف - صلح

هسه، شرقی كردن ادبيات

يك لحظه، يك حس

انيا، روزی بدون باران

هفتهء عاشق: سه‌شنبه


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


دعوت‌نامه

بعضی وقت‌ها در لحظه‌ای كه عين برق می‌گذرد، حسی سر تا پای آدم را فرامی‌گيرد. يا حرفی نداری كه بزنی يا مجالی كه به آن لحظه و حس بپردازی، اما دل‌ات هم نمی‌آيد كه هيچ نگويی و عين همان لحظه بگذری، پس چند كلمه، چند جمله و حداكثر چند خط!

اين بار مهدی مهدوی "يك لحظه، يك حس" را ادامه می‌دهد.

بنا بر اين است كه اين‌جا برای لحظات و احساس همه باشد.

دريغ نكنيد!

 


نظر شما / نامه به نويسنده é