قاصدك

مهدی اخوان ثالث، شاعر نامی و معاصر ايران زمين، متولد مشهد به سال 1307، هم‌چون بسياری از هم‌نسلان‌اش به شدت در جوانی درگير اعتراض‌های اجتماعی شد، چندان كه به خاطر سقوط دولت مصدق به زندان افتاد. با گذر زمان كه آن تب و تاب فرو افتاد، به معلمی پرداخت و در كنارش مقاله نوشت و به روزنامه‌ها سپرد. با اين‌حال صدای معترض او از شعرهايی كه می‌سرود به گوش می‌رسيد. نمونه‌های «آخر شاه‌نامه» و «از اين اوستا» مثال‌زدنی‌اند. و همين بود كه با شهرت شاعری آنارشيست، ديگر بار در سال 1346 سر از زندان در آورد. بعد از آزادی، شر و شورَش كم‌تر شد و با وزارت فرهنگ آن زمان و هم‌چنين با راديو و تلويزيون ملی ايران به هم‌كاری پرداخت. ديگر او به اعتباری رسيده بود كه كارهايش به چاپ مجدد می‌رسيدند. آخرين مجموعه‌ای كه از او در زان حيات‌اش به چاپ رسيد، «ترا ای كهن بوم و بر دوست دارم» بود (سال 1368). اخوان به تأييد بسياری از منتقدان از پيش‌گامان و سر‌آمدان شعر نو و آزاد فارسی‌ست. و البته زبان و كلام حماسی او را به عنوان ويژه‌گی ممتاز كارهايش نبايد به فراموشی سپرد. او در سال 1369 شعر مرگ را سرود و تن خستهء ساليان زنده‌گی‌اش در كنار آرام‌گاه فردوسی بخفت.

آری، شهريور شصت و نه بود كه ...

 

قاصدك

 

قاصدك! هان، چه خبر آوردی؟

از كجا، وز كه خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، اما، اما

گرد بام و در من

بی‌ثمر می‌گردی.

 

انتظار خبری نيست مرا

نه ز ياری نه ز ديّار و دياری – باری

برو آن‌جا كه بود چشمی و گوشی با كس،

برو آن‌جا كه ترا منتظرند.

قاصدك!

در دل من همه كورند و كرند.

 

دست بردار ازين در وطن خويش غريب.

قاصد تجربه‌های همه تلخ،

با دل‌ام می‌گويد

كه دروغی تو، دروغ،

كه فريبی تو، فريب.

 

قاصدك! هان، ولی ... آخر ... ای وای!

راستی آيا رفتی با باد؟

با توام، آی! كجا رفتی؟ آی ...!

راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟

مانده خاكستر گرمی، جايی؟

 

در اجاقی – طمع شعله نمی‌بندم – خردك شرری هست هنوز؟

 

قاصدك!

ابرهای همه عالم شب و روز

در دل‌ام می گريند.

 

عشق ِ زاييده نفرين

اگه انقلاب نشده بود

نابرابری توزيع درآمد

كسی پشت در است

قاصدك

دلال

جهان و صلح

از آسمان

اندازه يا هم‌آهنگی

يادداشت‌های روزانهء يك آشغال

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


دوازده شهريور را اگر در توس باشيم، خوش است كه دمی بر خاك «اميد» دوزانو شويم به يادی و فاتحه‌ای ...

 


نظر شما é