جهان و صلح

 فرنگيس برلنی

رنگ كلمه

... صدايی تو را به جست‌وجوی خويش فرامی‌خواند ... .

صدايی دل‌نشين‌تر از نجوای آب! آب چشمه‌ها، و ... آبشارهايی به شفافيت نخستين دعاهای انسان، زيباتر از چمن‌زارهای غريب و دورافتاده، حتی زيباتر از طنين لبخند کودکی بر بستر خوابی ناز در شبستان روحی آشفته و سرگردان و تشنهء يک لبخند.

جهان

 

هورا!

نسل‌مان بر باد رفت.

چه جهانی!

درخت‌ها در موزه

كاش موزه‌ها

پردرخت.

زمين را نگه‌دار

تا پياده گرديم.

هر كس تا پنج بشمارد

پيام‌بر نمی‌شود.

پيش گويی را به

رياضی‌دان بسپار.

 


 

صُـلح

 

يك تنبان شسته

به از يك اونيفرم تازه.

انسان خوب

سركش است.

سكوت

به‌ترين پيام.

مقاومت به از

اطاعت.

خسته از جنگ

حتی روی صندلی سينما.

ارتش بی‌كار

به‌تر از

ارتش بی‌كاران.

 

عشق ِ زاييده نفرين

اگه انقلاب نشده بود

نابرابری توزيع درآمد

كسی پشت در است

قاصدك

دلال

جهان و صلح

از آسمان

اندازه يا هم‌آهنگی

يادداشت‌های روزانهء يك آشغال

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


رنگ‌آميزی كلمات

در هفته‌های پيشين:

- يك غزل

- كلاف - صلح

- دو شعر

- ايمان بياوريم كه ...

- ستاره و تقويم

- ترانهء افتخار

- بانوی نگاه

و شعرهايی از سال قبل


نظر شما é