بازتاب

چند نامه و سخن‌هايی از هر دری ...

 

اول بايد ورود ميمون و مبارك «تكاپو» را به جمع نشريات الكترونيكی تبريك گفت. خود آن چنين خبر از آمدن داد:

بعد از پيششماره، دوباره آمديم با شروعي با اميد به آينده! ... واقعاً حالا ميفهميم پنجاه و دو تا فنجان «كاپوچينو» درست كردن يعني چي، ...

به‌هر حال، با ويژهنامهء روز خبرنگار آمديم ...

...

و «علی‌رضا رضايی» ضمن تمجيد از كار مريم تاج‌الدين، نشانی داده تا سياحتی هم در وب كنيم:

چه مريمی، چه شعری و چه غزلی!

ذهن نو، زبان نو، زمزمه‌اش هميشه شكفته باد ...، هميشه شيفته باد ...

در ضمن نگاهی به هفت دفتر بيندازيد.

و مهربانی دوستی ديگر از شهری بسيار دور و نامعلوم، با اين اميد كه بيش‌تر در ارتباط با او باشيم:

فروغ را ملاقات کردم و زمزمه کردم: جانا سخن از دل ما میگویی.

برایتان آرزوی «بودن» میکنم.

من گاهی مینویسم. البته من نیستم و چیزی دیگر است در من ِ من. او مینویسد و بعد که میخوانم، شگفتزده میشوم.

دوست دارم ...، برایتان بنویسم. خوشحال خواهم شد عضوی از شما باشم.

در کوچه باغ دل سرزمین پاک‌ام به انتظار کوچ پرستوها نشستم، که خود روزی کوچ خواهم کرد.

رضا داور

 باز هم اشارتی دوستانه از «نجمه وفا» به حكايات ليلی و آخرين ماجرايش:

ليلی روبه‌رويم و ...

چه خوش باشد كه بعد از انتظاری

به اميدی رسد اميدواری

چند نامه هم از دوستان تازه، اما پركار و پرتلاش فروغ داشتيم:

- نصرت شاد (مقاله‌‌ات دريافت شد، به انتظار انتشار آن در صفحه‌ای از وب)،

- آذر س. (شهاب ترجيح می‌دهد كه شخصاً هيچ نگويد در جواب به گلايه‌ها و اتهام‌ها)،

- منوچهر جمالی (قلم دومين مقالهء ارسالی‌تان خوانا نيست)

و پيمان نعمتی (خبرنامه‌تان را به اين و آن معرفی می‌كنيم).

 

عشق ِ زاييده نفرين

اگه انقلاب نشده بود

نابرابری توزيع درآمد

كسی پشت در است

قاصدك

دلال

جهان و صلح

از آسمان

اندازه يا هم‌آهنگی

يادداشت‌های روزانهء يك آشغال

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی



نظر شما؟ é