عشق ِ زاييدهء نفرين

 پژمان طرفه‌نژاد

 

آيا بايد عفريته‌ها را

به ناداوری

سرآمد زيبايان برگزينيم

تا عشق‌شان

مزد رشوه‌خواری ما باشد

يا عشق را ستيز مردمی سزاست؟

ويرانی شهری آباد؟

سرگردانی تباری؟

 

اين عشق

چكيدهء نفرين

خدايان كوردلی‌ست

و هيچ دستی آلوده يا پاك

آوار شوم اين عشق نفرينی را

از شانه‌های بی‌طاقت ما باز نخواهد گرفت،

مگر ما ...

 

مرهم بوسه‌ای،

هرگز

بر شورزخم نم‌ناك گونه‌هايمان

التيامی نخواهد بود،

چرا كه

عشق ما،

سيمای پری‌گونه‌ای نيست

كه به رؤيايی شيرين

ديده باشيم.

 

ديوانه‌مان مخوانيد،

مستحق دعوت‌ايم،

نه ريش‌خند!

 

عشق ِ زاييده نفرين

اگه انقلاب نشده بود

نابرابری توزيع درآمد

كسی پشت در است

قاصدك

دلال

جهان و صلح

از آسمان

اندازه يا هم‌آهنگی

يادداشت‌های روزانهء يك آشغال

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی


اگر حال و هوای شعر داريد، بد نيست صفحهء پژمان را در شماره‌های پيش مرور كنيد:

- باغ ابرشم

- رفتن و رسيدنی نه اين‌سان

- شامه و كالبد معنا

- اسب سپيد و ره‌گذر و من

- بوسه بر خنجر خورشيد

- مرگ عاطفه

- مسافری بی‌شکيب پشت در

- قصهء شهر آوازهای من

و شعرها و نوشته‌هايی در شماره‌های قديمی‌تر


نظر شما / نامه به نويسنده é