بازتاب

چهار تا نامهء حسابی از يك نفر ؛)

خواننده‌ای كه قبلاً هم از رنگ‌بندی «فروغ» انتقاد كرده بود، اين بار چهار تا نامهء جداگانه برای «فروغی»ها فرستاده و نظرش را دربارهء مطالبی از مجله گفته، بخوانيد:

خطاب به شهاب: اين فارسی نويسی نيست.اين لهجهء لاله‌زاری را توی خانه می‌شود به كار برد، اما در ادبيات و نوشته‌های رسمی چه عرض كنم!

خطاب به پژمان: خنجر خورشيد يعنی چه؟ اين چه شعری‌ست كه خواندن و نخواندن‌اش فرقی ندارد.

باز هم خطاب به پژمان: با اندوه! اين شعر نيست كه بشود داوری‌اش كرد.

نسبت به گزارش بزرگ‌داشت شاملو: آيا می‌توانم بر خلاف شما بگويم كه شاملو شاعر نبود؟ او را می‌شود نويسندهء موفقی دانست، اما نه شاعر! آن‌چه او به نام شعر گفته، بيش‌تر به كاريكلماتور شبيه است تا شعر. و فرهنگ [كتاب] كوچهء او جالب است.

شناسهء اين دوست گرامی كه نام‌اش را به ما نگفته، اين است: Karzan .

 

و مقداری تمجيد :)

دوست قديمی‌مان مهتاب كمالی، از آن ور آب‌های اقيانوس آرام نظرش را دربارهء مطالبی از «فروغ» شمارهء قبل برای‌مان نوشته است:

اين داستان آقای عميد صادقی‌نسب گر چه جالب تمام نشد، ولی خوش‌ساخت بود.
البته عكس‌ها هم خوب بود.
...
يا علی!

مادر

مائده م. كه داستان‌اش در اين شماره چاپ شده، در نامه‌ای به شهاب دربارهء نوشته‌اش چند كلمه‌ای صحبت كرده است:

سلام!
اين متن رو خيلی وقت پيش نوشتم، يه احساس خاصی به‌ام می‌ده. نمی‌دونم، دل‌ام می‌خواد بخونيش، فقط همين!
...
اينم كه اسم‌شو "مادر" گذاشتم، به خاطر همون احساسی كه به‌ام می‌ده ...
شاد باشی!

***

چند نامه هم از ديگر دوستان "فروغ":

محمد (يك روز با پژمان بودن كه نبايد چندان سخت باشد و تازه برای اين هم‌راهی اجباری در كار نيست)، سامان (دوست قديمی بر و بچه‌های «فروغ» كه از ينگه دنيا به يادمان آورده خوبِ خوب كارمان را دنبال می‌كند)، بهروز (ظاهراً اين «فروغ» را با مرحوم فروغ فرخزاد اشتباهی گرفته ايد) و

آذر سلطانی (چهار مطلب از شما، خودت و دوستان‌ات كه يك حلقه و انجمن ادبی و فرهنگی داريد، به‌دست‌مان رسيد. دوباره تكرار می‌كنيم كه كاش برای رسيدن به روالی برای استفاده از مطالب شما به نحوی كه رضايت و توافق دو طرف جلب گردد، و اين اطمينان موجود باشد كه مطالب مذكور هم‌زمان در پايگاه ديگری منتشر نمی‌شوند، با ما تماسی مخصوص اين كار داشته باشی)، منوچهر جمالی (مقاله تازه‌تان را دريافت كرديم).

و نامهء تشكر‌آميز يزدان پارساپور به خاطر نام بردن از گروه عكاسی باران در همين صفحه.

از همه‌گی‌تان متشكريم.

 

ليلی را می‌فرستم به سفر

رشد سريع اقتصادی

نورهای طبيعی

مادر

داستان‌های كوتاه

كه منظور از آن 24 نيست

شعر بی‌نام

قليان‌ها و سيگارها

پاييز خوش‌گله

اندازه يا هم‌آهنگی - 3

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی



نظر شما؟ é