وقتی دوستانِ چندی به سفر می‌روند و تنها می‌مانی، اگر در آستانهء پاييز هم باشی _ كه نور بر نور، خواهی نخواهی، رنگ‌ات زرد می‌شود و سرخ. شايد هم نارنجی!

***

سفر ممكن است به دياری در دوردست باشد، مثلاً تا فرانسه، كه رضا رفته برای چند روزی، يا به شهری در همين نزديكی‌ها، مثلاً تا اراك، كه پژمان رفته برای چند روزی، ...

يا حتی از دلی به دلی ...

گويا «ليلی» هم ...

***

خوشا سفر رفتن! اگر نه هميشه در سفر بودن كه دست‌كم گاه به گاه سفر رفتن! تو هم، اگر می‌خواهی فقط رنگ نبازی به زردی، آمادهء سفر شو! باشد؟


بازگشت به شماره جديد


ليلی را می‌فرستم به سفر ... شهاب مباشری

رشد سريع اقتصادی علی‌رضا موسی‌خانی

نورهای طبيعی عكس‌هايی از چند عكاس اروپايی

مادر مائده م. / داستان‌های كوتاه وحيد ذوالنوريان، احسان عظيمی و حسن كلاهی

كه منظور از آن 24 نيست ايليا ديانوش / شعر بی‌نام شهاب مباشری

قليان‌ها و سيگارها يزدان پارساپور / پاييز خوش‌گله امير راكعی

اندازه يا هم‌آهنگی - 3 منوچهر جمالی

بازتاب چند نامه از دوست و آشنا


درباره فروغ / شماره و نوشته‌های قبلی / پست الکترونيکی