صدا، صدا

 پژمان طرفه‌نژاد

اگر حال و هوای شعر داريد، بد نيست صفحهء پژمان را در شماره‌های پيش مرور كنيد:

- افسانه

- عشق ِ زاييده نفرين

- يك روز با من باشيد

- باغ ابرشم

- رفتن و رسيدنی نه اين‌سان

- شامه و كالبد معنا

- اسب سپيد و ره‌گذر و من

- بوسه بر خنجر خورشيد

- مرگ عاطفه

- مسافری بی‌شکيب پشت در

- قصهء شهر آوازهای من

و شعرها و نوشته‌هايی در شماره‌های قديمی‌تر

 

صدا، صدا

صدای مقطعی كه دور می‌زند روزگار مرا غريب

و من

راه‌گذری كه می‌شنود، می‌بيند:

     ديری‌ست كه فصل سردی چشمان‌ات خنياگر غزل‌های من‌اند.

     گذشتی و نديدم بهار را كه می‌گذرد.

محبت فشردهء دستان كيست كه اين‌گونه موج می‌ريزد

     هزار هزار بر سنگ‌فرش نگاه‌ام،

كدام جاده را به وصل تو طی بايد كرد؟

كدام خيابان شلوغ و خلوت را دنبال تو بايد گشت؟

كه نيستی و بايد باشی،

جايی

     شايد همين‌جا، كنار كاج پير پشت فواره‌ها يا ...

نمی‌دانم،

هميشه زود بلند می‌شوم می‌روم پی كارم

و هميشه دير می‌رسم.

 

صدا، صدا

غذا خوردن ايرانی

ساعتي كه عقربه‌هايش افتاده بود ...

داستان‌های كوتاه

من سهراب، پسر شما ...

نسترن‌های سوخته

اندازه يا هم‌آهنگی - 4

فيلسوف و اشتباه سياسی

دربارهء مفهوم فرهنگ

يك لحظه، يك حس

بازتاب


بازگشت به صفحه اول

شماره و نوشته های قبلی



نظر شما / نامه به نويسنده é