|
صلح نوبل و سود و زيان ما
رضا كلاهی
آيا نوبل ِ صلح، يك جايزهء سياسيست؟
حميدرضا
ترقي، عضو ارشد مؤتلفهء اسلامي، در گفتوگو با ايسنا: "توجه به اينكه
در گذشته هم جايزهء صلح نوبل به افرادي مانند انور سادات يا حتي جوايزي
به كميسارياي عالي پناهندهگان اعطا شده است، نشان ميدهد كه عمدتاً
اهداف سياسي در اين انتخاب مطرح بوده است تا اهداف صلحجويانه." (سايت
امروز)
اسدالله
بادامچيان، از اعضاي شاخص مؤتلفه: "بسيار كم اتفاق ميافتد كه اين
جايزه به خادمان به وطن خود داده شود، همانطور كه پيش از اين نيز
جايزهء صلح نوبل پس از سازش كمپ ديويد و خيانت به فلسطين به انور سادات
داده شد." (سايت
بازتاب)
حسين
شريعتمداري، مدير مسؤول روزنامهء كيهان: "بدون كمترين ترديدي ميتوان
گفت كه هدف از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، اهانت به
ملتهاي مسلمان و مخصوصاً مردم ايران بوده است و اين پروژهء جديد، بعد
از ناكامي آمريكا و متحداناش در مقابله با ايران اسلامي و به منظور
انتقام از ايران و ايرانيان طراحي شده و كليد خورده است." (روزنامهء
كيهان، دو شنبه 21 مهر)
فرض كنيم جايزهء صلح نوبل سياسيست. آيا ميتوان تمام دريافتكنندههای آن
را با سادات و بگين مقايسه كرد؟ آيا تفاوتي در جوايز سالهاي مختلف
وجود ندارد؟ به طور خاص دربارهء جايزهء امسال چه ميتوان گفت؟
عماد
افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاه تربيت مدرس، در گفتوگو با ايلنا:
"اگر شيرين عبادي 25 روز در زندان نبود و اگر در حال حاضر نبرد نرم
افزارانهء مردمسالاري ديني با مردمسالاري ليبرال بورژوا به نقطهء
حساس خود نرسيده بود، بعيد ميدانم اين جايزه به او تعلق ميگرفت و
احتمال ميدهم جرياني در پشت پرده رخ داده باشد ... . اين واقعه، يك
داستان سياسي خاصيست، نميخواهم موضعگيري مأيوسكنندهاي داشته
باشم، ولي در پشت پرده خبرهاييست."
(سايت
امروز)
آن «واقعهء سياسي خاص» چيست؟ اگر «خبرهاي پشت پرده» معلوم است، اين خبرها
چيست؟ و اگر نامعلوم و مخفيست، چرا بايد بر اساس نادانستهها و
تخمينها، تحليلي به ضرر ايران ارائه داد؟ آيا نبودهاند كساني در ميان
مخالفان نظام جمهوري اسلامي كه بسيار بيش از شيرين عبادي مخالفت
كردهاند و بسيار بيش از او زندان كشيدهاند؟ آيا در گذشته نقاط بسيار
حساستري در جريان رويارويي جناحهاي مختلف حاكميت وجود نداشته است؟
آيا اين، تنها تحليل ممكن است؟ اگر نه، و اگر ميتوان تحليلها را بر
اساس سر ِ خوشبينانهء حدس و گمانها ارائه داد، چرا برخي چنين
نميكنند تا قضيه به سود ايران ديده شود؟ چرا محافظهكاران از اين
جايزه ناراضياند؟ چرا نميتوانند از آن به نفع ايران و به عنوان
اعتباري براي ايران در عرصهء جهاني بهرهبرداري كنند؟
شيرين عبادي يك وكيل دادگستريست و مهمترين فعاليت او در ارتباط با
نظام جمهوري اسلامي كه ممكن است دليل مخالفت محافظه كاران با او باشد،
برعهده گرفتن وكالت برخي از پروندههاي سياسي بوده است. چهگونه چنين
عملي ممكن است در مقابله با نظام تلقي شود؟ اين از آن جاست كه دستگاه
قضايي در ايران تحت نظارت و كنترل حاكميت است، رياست آن از طرف
عاليترين مقام نظام منسوب ميشود و به عنوان مدافع و محافظ نظام عمل
ميكند. اگر چنين نبود، اگر دستگاه قضايي در جايگاه صحيح خود قرار
داشت، و اگر به جاي آن كه ابزاري باشد در دست نظام براي دفاع و حفاظت
از خود، وسيلهاي بود در خدمت مردم براي احقاق حقوقشان، آنگاه وكالتِ
هيچ پروندهاي مخالفت با نظام تلقي نميشد. آنگاه محافظهكاران براي
توجيه چنين جايزهاي با مشكل روبهرو نمي شدند، حتی اگر اين جايزه در
«نقطهء حساس ِ نبرد مردمسالاري ديني با مردمسالاريِ ليبرال» _ اگر
چنين تقسيمبندياي صحيح باشد _ داده شود. با اين همه، هنوز به نظر
ميرسد كه ميتوان اعطاي اين جايزه را عملي در مقابله با نظام نديد و
حداقل در عرصهء بينالمللي آن را اعتباري براي ايران دانست. شيرين
عبادي جزء چهرههاي شاخص مخالف نظام يا حتي يك چهرهء شاخص اصلاحطلب
نيست. اگر اين جايزه به كسي مانند آقاجري داده شده بود، محافظهكاران
در برخورد با آن با مشكلات بيشتري روبه رو مي شدند، اما جايزهء عبادي
را بسيار راحتتر ميتوان اعتباري جهاني براي ايران به حساب آورد. چرا
چنين نمي كنند؟ شايد، «ايراد كار» تا حدودي هم در «شخصيت» عبادي باشد.
البته به عبارت صحيحتر، در رويكرد سنتي محافظهكاران به چنين شخصيتي:
حجتالاسلام علي سعيدي، عضو شوراي مركزي جامعهء روحانيت مبارز:
"دستگاههاي بينالمللي براي اثبات مخالفتشان با يك نظام دموكراتيك
با ماهيت ديني و اسلامي، از هنجارشكناني كه با اصول و مباني مخالف
هستند، حمايت ميكنند و آنان را مورد تشويق قرار ميدهند ... .
اعطاكنندهگان اينگونه جوايز زمينهء تجري و جرأت بخشيدن به هنجارشكنان
را فراهم ميآورند، به گونهاي كه افراد ديگري نيز وارد اين عرصه شوند.
(سايت
زنان ايران
)
كدام هنجارشكني؟ مثلاً اين كه عبادي در خارج از كشور بيحجاب ظاهر
ميشود؟ پس ما هنوز اندكي به تمرين بيشتر نياز داريم. تمرين ِ سعهء
صدر، تمرين ِ پذيرش تفاوت ها، تمرين ِ تمامخواه نبودن. زماني
مسؤولانِ زن از كشورهاي ديگر، هم وقتي كه به ايران ميآمدند، بايد در
محافل رسمی ِ ما حجاب ميداشتند هم وقتي كه مسؤولان ما به ديدار آنان
در كشورهايشان ميرفتند. حالا پذيرفتهاند كه بايد ديگران را با اعتقاد
و شخصيت خودشان پذيرفت و به رسميت شناخت.
حالا مسؤولان ايرانی، در سفرهای خارجیشان با مقامات زن خارجي با همان
لباس معمولشان، بيروسري و با دامن، ديدار ميكنند. اما هنوز به تمرين
ِ بيشتر نياز داريم. عبادي ميگويد: "ميشود برداشتي از اسلام داشت كه
با بيحجابي هم جور درآيد." (نسخهء
ويژهء اينترنت نيوزويك، شمارهء 12 اكتبر، به نقل ازخبرنامهء گویا) فرض
كنيم نتوان چنين تفسيري هم ارائه داد، باز معنايش آن نيست كه يك زنِ
مسلمانِ بيحجاب نميتواند در راه صلح فعاليت كند يا اگر كرد،
فعاليتهايش قابل قدرداني نيست. در اين نگاه، در بدبينانهترين حالت،
عبادي يك زن فعالِ صلحطلب است كه يكي از قواعد اسلامي را رعايت
نميكند. به قول عبدالله رمضانزاده، سخنگوي دولت، اين عمل از غيبت
كردن بدتر نيست. (روزنامهء شرق، سه شنبه 22 مهر) به
هر حال، هنوز براي رسيدن به چنين سعهء صدري اندكي به تمرين نياز داريم.
تمرين فهميدن اين كه يك فرد ميتواند در بعضي موارد خوب و در بعضي
موارد «بد» باشد _ اگر چنين بدياي در شخصيت عبادي ديده باشيم!
با اين همه هنوز پرسيدنيست كه آيا نميتوان اين جايزه را افتخاري براي
ايران به شمار آورد؟ آيا شيرين عبادي واقعاً مخالف نظام جمهوري
اسلاميست؟ ظاهراً كساني كه با نظام مخالفترند، از اين جايزه
خرسندترند. مثلاً:
كانون
نويسندهگان: "... در كشاكش ِ تنش ِ ويرانكنندهای كه منطقهء
خاورميانه را ميلرزاند و چشماندازِ زندهگي و آيندهء مردمانِ اين بخش
از جهان را تيره و اندوهبار ميكند، كشاكشي كه يك سويِ آن را نيروهايِ
نظاميِ مهاجم ِ بيگانه و سويِ ديگر ِ آن را فشارهايِ خردكنندهء
ديكتاتورهايِ بومي تشكيل ميدهند، بيگمان اين خبر بسيار مسرتبخش است.
كانونِ نويسندهگانِ ايران كه در سالهايِ نهچندان دور شماري از
اعضايِ خود را، آماجِ تيرهايِ خشمِ جهلي كور، به گورستان فرستاده و
روانهء زندان و هجرت كرده است، اين افتخارِ بزرگِ جهاني را كه براي
اولين بار يكي از اعضايِ كانونِ نويسندهگانِ ايران براي كشورمان به
ارمغان آورده است، به مردمِ ايران ..."
علي
كشتگر،
خبرنامهء گويا: "... برای نخستین بار است که یک بانوی مدافع
حقوق بشر و طرفدار برابری زن و مرد در یک کشور اسلامی، آن هم کشوری که
تحت سلطه استبداد دینیست، آن را به خود اختصاص میدهد. و از آن
مهمتر، این جایزه در شرایطی به یکی از آکتورهای فعال صحنهء حقوق بشر
در ایران اعطا میشود که استبداد دینی و زنستیز حاکم بر ایران در
عرصهء ملی و صحنه جهانی وضعیتی به شدت بحرانی و وخیم پیدا کرده است.
..."
اما
آيا عبادي واقعاً مخالف نظام است؟ آن هم مخالفي چنان شش آتشه كه
مخالفانِ شش آتشهء نظام بتوانند به بهانهء جايزه گرفتن او چنين
تركتازي كنند و وفادارانِ سادهلوح، او را طرد كنند و جايزهاش را بي
اهميت، كه حتی در راستاي اهداف نظام سلطهء جهاني بدانند؟
شيرين عبادي هيچ عملي خلاف قانون اساسي يا قوانين عادي جمهوري اسلامي
انجام نداده و حتی _ خصوصاً پس از دريافت جايزه _ سخني در مخالفت با
نظام نگفته. او به كرات بر مسلمان بودناش و بر پيروي از قوانين جمهوري
اسلامي و عمل در چارچوب همين قوانين تأكيد كرده است: "من همواره در
چارچوب قانون عمل كردهام، هرگز كاري نكردهام كه غيرقانوني باشد." (نسخهء
ويژهء اينترنت نيوزويك، شماره 12 اكتبر، به نقل از خبرنامهء گویا)
عبادي را مخالفان تندرو نميتوانند مصادره به مطلوب كنند و موافقان
سادهلوح نميتوانند همسو با اهداف نظام سلطهء جهاني بخوانند. شيرين
عبادي شخصيتيست متعادل و در ميانهء طيف مخالفان و موافقان تندرو. او
دقيقاً شخصيتيست كه ايران امروز به آن نياز دارد. اگر نوبل را
جايزهاي سياسي و در خدمت اهداف غرب بدانيم، دليلي ندارد كه الزاماً با
مصالح جمهوري اسلامي هم در تضاد باشد. جايزهء
نوبل _ صرفنظر از اين كه در راستاي اهداف غرب باشد يا نه _ اين بار
اتفاقاً در راستاي مصالح كلي نظام ما قرار دارد، البته به شرط آن كه
مصالح كلي نظام را همان مصالح جناحي و گروهي خود ندانيم، كه اگر جناحي
نگاه كنيم عبادي خوشآيند هيچ طرفي نخواهد بود. اصلاحطلبان بسيار
خوشتر ميداشتند كه كسي مانند آقاجري يا مثلاً گنجي برندهء چنين
جايزهاي باشد، چرا كه عبادي جزء آنان نيست. محافظهكاران ميپسنديدند
كه اين جايزه اصلاً به يك ايراني داده نشود. مخالفان افراطي، مانند
اپوزيسيون خارجي، قطعاً از برخي از سخنان عبادي رنجيدهاند:
شيرين عبادي: "... من بر اين باورم كه هنوز هم امكان دارد رژيم را
اصلاح كرد، ... حتي در ايران كه اصلاحات مهمي صورت نگرفته است، تعداد
مردمي كه از اصلاحات حمايت
ميكنند افزايش يافته است. ... بين يك جمهوري اسلامي،
اسلام و حقوق بشر تناقضي وجود ندارد. اگر در بسياري از
كشورهاي اسلامي حقوق بشر نقض ميشود، به علت تعبير
غلطيست كه از اسلام ميشود. تمام آنچه من در بيست سال گذشته سعي
كردهام انجام دهم، آن بوده كه ثابت كنم با تعبير
ديگري از اسلام، امكان برقراري دموكراسي در كشورهاي
اسلامي وجود دارد ..." (نسخهء ويژهء اينترنت نيوزويك، شماره 12
اكتبر، به نقل از
خبرنامهء گويا)
"بسياري از زنان ايران، با وجود آنكه حجاب دارند، احساس ميكنند كه
قويتر از مردان هستند ... بسیاری از زنان در ايران با خواست شخصي خود
ميخواهند محجبه باشند و اين امر، هيچ ارتباطي به تبليغات ديني از سوي
حكومت ندارد ... بايد به زني كه به دلايل شخصي ملبس به حجاب است و نه
به دليل تبليغات ديني، اجازهء حجاب داده شود. ... دين هيچگاه ضد زنان
تعريف نشده، بلكه برخي از جوامع با استفاده از اين شعار، ميخواهند دين
را در ضديت با حقوق زن عنوان كنند. ... من با مداخلهء بيگانهگان در
امور كشورم مخالفام، پس بگذاريد خودمان آنچه را كه صلاح ميدانيم،
درست است، انجام دهيم ..." (گفتوگو با روزنامه «تاگس زايتونگ»، نقل از
سايت
بازتاب)
"... مبارزه براي حقوق بشر و دموكراسي بايد در داخل كشورها و جوامع
صورت گيرد. هر گونه دخالت خارجي اين مبارزه را دشوارتر كرده و با موانع
بسياري روبهرو ميسازد. هيچ كشوري حق ندارد، خواستهء خود را به ديگر
كشورهاي جهان تحميل كند، حتي اگر نيت خوبي هم داشته باشد، چرا كه در
اغلب موارد اين كار نتايج معكوس به همراه خواهد داشت ... در فلسطين هم
اكنون نبرد نابرابري جريان دارد. من در اينجا خشونت ارتش اسرائيل را
عليه فلسطينيها محكوم ميكنم، ... بر اساس برداشت من اسلام به طور
كامل با يك دموكراسي مدرن سازگار است. مسلمانان خوب بايد اين مسأله را
حتي در مبارزات خود در راه آزادي مورد توجه قرار دهند." (مصاحبه با
روزنامهء اشپيگل به گزارش از ايسنا، نقل از سايت
امروز)
عبادي به نظر من شخصيتيست كه ايران امروز به آن نياز دارد. جامعهء
امروز ما از وضعيت دو قطبياي كه در آن است رنج مي برد. مشكل اساسي
جامعهء امروز ما شكاف فرهنگی ِ سنت و تجدد است. هواداران هر طرف اين
شكاف در برابر هم اردو زدهاند و يكديگر را به شديدترين وجه نفي و طرد
ميكنند و در عين حال هيچ يك توان غلبه بر ديگري ندارد، و چنين كارها
در ميانهء زورآزمايي دو طرف معطل مانده و جامعه از پيشرفت محروم. نياز
امروز ما تعادل و تفاهم است. بايد الزامات هر دو طرف شناخته و درك شود
و بر آن اساس راه ميانهاي انتخاب گردد. به نظر ميرسد شيرين عبادي
چنين شخصيتي باشد.
é |