|
در
كوچههايی نزديك، اما چه دور!
شهاب مباشری
باز هم عكسهايی از شيراز! خيابانی
كهنسال كه از اول تا آخرش را لطفعلیخان زند میگفتهاند. و اينك هر
تكهاش به نام نويی خوانده میشود. بماند كه حالا رسماً اسمها چیاند.
من كه تنها نام و نشان معروف و متداولشان را به خاطر دارم و از ان
مطمئن هستم.
شايد حدود دو سال قبل بود، ظهر يك
پنجشنبهء زمستانی با هوايی نيمه ابری كه كمی بوی بهار را در آن روزهای
ميانهء اسفند با خود داشت.
در تقاطعی كه خيابان لصفعلیخان زند را
میبرد و چهارراهیست موسوم به «سهراه نمازی» دوربينام آماده كردم و
عكس گرفتم.
اولينشان و كمی جلوتر دومی را. بناهايی
مستعمل و فرسوده كه بینگرانی كسی آرام آرام در حال تخريب و فرو ريختن
بودند. چه بسا تا امروز ...
و در ادامهء همين خيابان، رو به شرق،
محلهای ست كه مشهور است به «گود عربان» يا به قول عامه «گودربون». و
آنجا خود چه نشانههای بسياری داشته و دارد از معماری چند صد سالهء
اخير. و باز هم عمدهشان رو به ويرانیاند. تصوير سومی حوالی مدرسهء
علميهء خان را نشان میدهد، كوچه پسكوچهای ورای مدرسه كه در ديد نيست
و ديواریست تنها مقابل ويرانه و تلی از خاك. و چهارمی بخشی نيمه خراب
بود از خانهای كه به خاطر تعريض گذرگاههای جديد، بايد عمرش به سر
میرسيد.
راستی، اگر چارچوب بنای ما هم رو به
ويرانی رود، كسی نيست تا هوايش داشته باشد به ترميم و تعمير؟ يا اين كه
...
é |