سال دوم، بيست و پنج آبان 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

 اروپاگردی: تا مرز

 لحظه‌های بی‌حس

 يك جو نوازش و غرور

 دربارهء ابتذال

 گل‌ريزان برای سی‌گل

 قايق چوبی

 شب

 انزوای خانه‌ای پير ...

 هنوز سيد محسن نرفته بود

 مرگ شاعر شورشی

 از آسمان

 

قايق چوبي

جمشيد كيا

 

يك قصهء بلند شدهء اين شبي كه چرت ميزند كنار رنگ پريده‌گي مهتابي كه سالهاست خسته از تابيدن بيوقفه از بيحركتي راههاي آبي اين شهر ...

تكان نميخورم،

صداي سوت قايقران توي خلوتي شبي كه دستپاچه نشسته حساب ميكند

دنيا سرانجام از كدام كلهء خود به زمين ميخورد؟ آسمان بي نور ميماند و كابوسها تمام ميشوند

چه‌قدر زمين بزرگ است وقتي كه تو اينجا نيستي!

چه كوچك شده اين خاكي كه به دنبال تو ميگردد،

آهي بلند كه بكشي ميرسم

هنوز تا آخرين پل يك قدم ديگر مانده!

ميخواهي آنجا بايستي؟

نگاه كن! ستارهها مثل ريگ ميدرخشند، راه خالي نمانده بي نور نميمانم

بايد از ته اين لايه ها برخيزم

آسمان كه شكافت نخ و سوزن من كو؟

وصلهها هم بايد رنگ رنگي باشند

كسالت ابرها كه تمام شد، نم نم باران كه بگيرد

دل‌ام ميشود ماهي توي تنگ تنگ دنيا

خميازه نميكشم

حيرت هم كه نكرده باشي، باز يك چيزي وسط اين همه واژهء ناخواسته انتظار ميكشد

كودكي سوار يك قايق چوبي زمين را دور ميزند

تا باز برسد به آنجايي كه شهر توست

خانه كردهاي توي يكي از اين خانههاي سر به فلك كشيدهء بيخواب

توي اين شبي كه نصف زمين خواب ميبيند

نصف زمين پريده از خواب

گوشهء چشمهاي ورم كرده را به روي ليس زدن فنجان قهوه ميبندد

چه عطر خوبي دارد اين رؤياي دور زدن تمام دنيا از خودم!

ميگذرم از پشت پايم، از پشت سريها

سري ميان جمع نيست، سروري نميبينم، سروري نيست!

اينجا فقط سوت ميزند قايقران سوت و كور اين راههاي آ بي

بيتكان، بيوقفه!

بيتو تر از تمام بيترينهاي اين راه طولاني

نفس نفس ميزنم نفس ميكشم در خاك تاريكي كه فقط يك رؤيا دارد

ميرود هر شب سر كوچه دسته دسته چراغ ميخرد

به خيال ستاره كه بنشيني جايي خالي ميماند هميشه

تو پر ميشوي از انكاري كه دست و پا بسته لطف ميكند

تكان ميدهد به قايقي كه خوابيده قايقران سوت زن!

هنوز قلب اين شهر خاكيست

كه تو در آن ميروي، ميرويي، ميتپي، ميآيي ...

بفهم! كه دنيا سرانجام از همين كلهاش زمين ميخورد

دستهاي زيادي براي كمك درازتر از شبهاي گردگرفتهء ما نيست! 

é


© برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.