سال دوم، بيست و سه آذر 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگي


 

 

 

 پذيرش رنج

 مينا پانزده ساله شد!

 تركيهء اروپايی

 دل نازكی كه نمی‌تواند ...

 نون و آب

 سحر شعر

 آوازهاي يك مرد تنها

 آسمان تهران گريان

 از آسمان

 

 ديگر نوشته‌های آيدا در سال دوم:

 بچه كوچولوی درون ما

 يك جو نوازش و غرور

 شب تولد

 

پله پله تا تماميت:

پذيرش رنج

آيدا (به اين صفحه هم كه دارد دوباره فعال می‌شود، سر بزنيد: وزن عشق)

 

مسیح چنان به سوی صلیب می‌رفت که گویی دامادی به سوی حجله می‌رود.

مسیح زنده‌گی را با تمام رنج‌های آن پذیرفت.

سن آگوستین

 

هیس‌س‌س‌ ...! ساکت باش، لطفاً! خوب گوش کن، صدایش را می‌شنوی؟ کوچولوی درون‌ات را می‌گویم. خیلی آرام صحبت می‌کند. آخر، عادت نکرده راحت صحبت کند. بگذار آرام باشد. می‌دانی، که می‌ترسد. نمی‌دانی؟ از والدین درون‌ات، همان‌ها که بارها این حق را از او گرفته‌اند که مؤدب باش! وقتی رنج می‌کشی و گریه‌ات می‌آید، می‌گوید: "تو بزرگی، نباید گریه کنی!" و وادارت می‌کرد دردهایت را بریزی توی دل‌ات، آن که وقتی بلند می‌خندی، لب‌هایش را به دندان می‌گیرد که خودت را لوس نکن و باوقار باش.

نمی‌گذارد ناراحتی‌ات را ابراز کنی، همیشه به تو تلقین می‌کند که حق با دیگران است و یا حق با توست و دیگران مقصرند. یا به تو یاد می‌دهد که داد و بیداد کنی و خشم و عصبانیت خود را سر دیگران خالی کنی. می‌خواهی بدانی این پدر و مادر از کجا پیداشان شده است که این همه ما را نکوهش می‌کنند و یا تحقیر، حمایت می‌کنند و مهربانی؟ این‌ها همان رفتار والدین و سرپرستان ما هستند در زمان کودکی واقعی‌مان كه به صورت نوار ضبط شده قوانین آن دوران را که از جانب‌شان به ما تحمیل شده در ذهن‌مان می‌خوانند.

همان بکن و نکن‌ها، ناز کردن‌ها، در آغوش گرفتن‌ها، و ...

و از قیافه‌ات پیداست که داری در مقابل‌اش احساس مسؤولیت می‌کنی و می‌خواهی با والدین درون‌ات مقابله کنی و از منافع کودک خود دفاع كنی. آخر، این فقط کار خودت هست و هیچ‌کس جز تو نمی‌تواند او را، آن کوچولو را دریابد. احساس‌اش را احساس کن. حمایت‌اش کن و کمک‌اش کن تا احساس امنیت کند. اگر توانایی‌های خود را نبیند و قابلیت‌های خود را نشناسد، اگر نداند که چه ابزارهایی در دست دارد، نمی‌دانی چه مشکلاتی پیش می‌آید. از افسرده‌گی و رابطهء نامناسب با اطرافیان گرفته تا قتل و خون‌ریزی، ظلم و سلطه‌جویی، اعتیاد و ...، اگر ...

اگر کشف شود، اگر احساس امنیت کند، عشق ذره ذره درون‌ات نفوذ می‌کند، صبح‌ها از تماشای طلوع خورشید حیرت می‌کنی و شب‌ها از دیدن ستاره‌گان احساس شادمانی. از تماشای یک دشت  شقايق، عظمت یک کوه و ... شعف خاصی به تو دست می‌دهد. آن‌گاه احساس می‌کنی خود را، و خدای خود را شناخته‌ای. احساس می‌کنی که تو و دنیای اطراف‌ات پر از مهربانی و نور هستید. آن‌گاه کودک درون تو همه چیز را "جز با چشم دل نمی‌بیند."

به‌دست آمدن حس امنیت صبر زیادی می‌خواهد. باید پذیرفت که رنج هیچ گاه از زنده‌گی حذف نخواهد شد. رنج را باید پذیرفت. کودک درون ما حق رنج کشیدن دارد، ولی باید امیدوارانه از آن عبور کند. البته کسی که می‌گوید: "من رنج می‌کشم،" از کسی که می‌گوید: "من هیچ مشکلی ندارم،" قدمی جلوتر است. چیزی که ما را از پا در می‌آورد رنج نیست، نفهمیدن معنای رنج است. چرا نباید بپذیریم که در زنده‌گی، مرگ، بیماری، خیانت و ناکامی وجود دارد؟ این‌ها مراحل رشد هستند. رنج خود یک نوع انرژی‌ست که باید جایی تخلیه شود. تجلی بیرونی آن خشم و نمود درونی آن افسرده‌گی‌ست و گاهی اوقات هم منجر به بلاهای جسمانی می‌گردد.

کودک درون‌ات اگر درک شود، جای رنج برای‌ات مشخص است و با این کوچولو صمیمی می‌شوی، به کسی ظلم نمی‌کنی و از مردم متوقع نمی‌گردی. زیاده از حد مواظب اطرافیان نیستی و همیشه نقش یک مرد بخشنده، یک مادر فداکار و یک هم‌سر از جان گذشته را بازی نمی‌کنی، از دیگران توجه نمی‌طلبی، به دیگران دائما خدمت نمی‌كنی و به خودت اجازه زنده‌گی کردن می‌دهی. ضعف‌هایت را می‌بینی و قبول می‌کنی که به کمک نیاز داری و می‌توانی صمیمانه از دیگران کمک بگیری. کودک درون دیگران را می‌بینی و درک می‌کنی که می‌شود صمیمانه به دیگران کمک کرد. درخواست کمک به این معنی نیست که حتما جواب مثبت بگیریم، بايد کمک بخواهیم و انتظار جواب منفی هم داشته باشیم.

صدای کودک درون‌ات را بشنو و به او حرمت بگذار، ولی اجازه نده که حاکم زنده‌گی‌ات شود. سرسپردهء کودک درون نشویم که باعث آشفته‌گی و هرج و مرج می‌شود. و این کوچولو را مخفی هم نکنیم، چرا که اگر به رنج خود توجه نکنیم، رنج دیگران را هم درک نخواهیم کرد. وقتی سوءتغذیه و گرسنه‌گی عاطفی کودک درون رفع شد، شادی کم‌کم به زنده‌گی ما پا می‌گذارد و قلب‌مان به روی اطرافیان باز شده و عشق اقتدار خود را باز می‌یابد. مسؤول آسایش کودک درون شماييد. به دنبال نجات‌اش باشید تا او شما را به سوی خدای درون‌تان و ضمیر برترتان راه‌نمایی کند. به او محبت و توجه كنيد. ورزش، تفریح، خنده، شادی، رقص‌های فی‌البداهه و حرکات موزون، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی و ... راه‌هایی هستند که به وسیلهء آن‌ها می‌شود به کوچولوی درون امنیت بخشید.

ببین! کودک بامزه درون‌ات چه‌طور لب‌خند می‌زند؟ گوش کن! عروسکی می‌خواهد که در بغل بگیرد و با او حرف بزند تا از این خجالتی بودن آزاد شود. راستی، تا به حال شده که وقتی خشمگین است از بالش برای فرو نشاندن خشم‌اش استفاده کند و آن را بزند و گاز بگیرد؟

é


© برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.