سال دوم، هفت دی 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

و آن هنگام كه زمين لرزيد ...

فرازنامه

دل‌تنگی خدا

زنده‌گی در تهران

جريمه

يلدا و دريا

نگرانی و توليد - 2

صفحات الكترونيكی برگزيده

برف و آتش

مذبوحانه

زخم رز

آن روز

خانه‌ای برای رفتن

طوسی

نامه‌ای به كودك درون‌ام

دروازهء اروپا

فروغ در راه

 

بازتاب

 

حقيقت!

متن كوتاه و عجيب نامهء دوستی به نام محمدرضا خطاب به شهاب به خاطر نوشتهء قبلی‌اش، بی هيچ تغييری: "من دنبال هم غربت هستم."

 

پله پله تا ...

مطالب دنباله‌دار آيدا، اولين جرقه‌های بحث را برانگيخته است. به‌تر است نويسنده و خواننده‌هايش بيش‌تر از آن‌چه نمونه‌اش را نقل به مضمون می‌بينيد، هم‌كلام شوند:

سينا ياوريان:
... شما آيا متخصص روان‌شناسی هستيد؟ به نظر من مقاله‌هايتان ذهن افراد سالم را هم ناراحت می كند.
اميدوارم كه بيش‌تر دقت كنيد!

و جواب آيدا:

دوست عزيزم، سينا!
من متخصص روان شناسی نيستم، اگر چه در اين رشته زياد زحمت كشيدم.خوب است كه بگويی كجای مقاله ذهن‌ات را اذيت كرده؟ اين‌ها بحث‌های بديهی هستند كه سال‌هاست مطرح‌اند و نتيجه‌شان شناختن ناخودآگاه است، به شرط صادق بودن با خودمان ...
منتظر توضيح بيش تری از طرف تو هستم تا بتونم برای دفعات آينده بيش‌تر دقت كنم.

و البته باز هم سپاس از وحی شبانه كه در وب‌لاگ خود همين مبحث را به طور جدی پی گرفته و انعكاس می‌دهد.

 

مديران

از روز اول زمستان مجلهء الكترونيكی دانش‌جويان رشتهء مديريت دانش‌گاه شيراز به نام «مديران» كار خود را آغاز كرد. در اين نشريه امير راكعی كه گه‌گاه با مجلهء فروغ در تهيه مطلب هم‌كاری داشته و هميشه با آن دوستی كرده، نقشی جدی دارد. در بخشی از آن مجله يكی از صفحات اخير فروغ با نوشته‌ای از انسيه انعكاس يافته تا باب آشنايی دانش‌جويان مديريت با فروغ بيش‌تر باز شود. فقط جای سؤال است كه چه گونه اين نوشته از بخش كانون فيلم مجلهء مديران سر درآورده است!

در هر حال، برای اين رفقای جوان و كوشا آرزوی موفقيت می‌كنيم كه در آغاز راه هستند :) .

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.