سال دوم، بيست و يك دی 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

هبوط به دنيای آگاهی

مهد تمدن اروپا

كودكانی از ...

به باغ بيا

چون هم

در شبی به آن بلندی

و يا شايد ...

صدايت می‌كنم ...

غرور من و استادم

نوشتن از بم

 

 ديگر نوشته‌های بيژن در سال دوم:

 زخم رز

 سحر شعر

 رأی يار

 ده‌كدهء جهانی

 جدايی

 

به باغ بيا

بيژن باران

 

بيا به باغ در پگاه!

بگو بكن مرا نگاه!

 

جويباران با ترانهء گذران زمان

زير برگ‌ها با آوازی پر وجد، بلبلان

در قفای غزال‌ها، قمريان

با نوار آبی پاپيونی پرواز.

 

به زير درخت گيلاس بيا!

بلوز ليمويی بالا، شليته قاسم‌آبادي به‌پا.

 

بر هر گره‌اش گوش‌وار دوقلوی سرخ

با طپش نبض‌اش صمغ جاری در آوندها

سر بر آسمان آبی گرگ و ميش سحر

ريشه در خاك باستانی ميهن.

 

كفش بر كن و ز پا جدا

گذار بر فرش يشمی چمن پا

 

با حاشيه معطر اطلسی و ياس

تعظيم صف كوكبان و اختران

و قامت رشيد گل آفتاب‌گردان

زير سنگينی كلاه ملون‌شان.

 

من در انتظار تو ام، اما

در باغ زير گيلاس، تنها!

 

پشت به تنه سرد استوانه‌اش

در دست لاله و سوسن و گل سرخ

بر لب نام جادو و سكرآورت!

در قلب طپش عشق بی‌قرار.

 

دخيل بر اين مجموعه روا

با زوج طوق بازو و پا.

 

الوان نامرتب شليته بر چمن

كفش بلند پاشنه كرم كنار گل

شلوارك و شلوار در نسيم

باغ در دوار رايحه تداوم حيات

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.