سال دوم، بيست و يك دی 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

هبوط به دنيای آگاهی

مهد تمدن اروپا

كودكانی از ...

به باغ بيا

چون هم

در شبی به آن بلندی

و يا شايد ...

صدايت می‌كنم ...

غرور من و استادم

نوشتن از بم

 

كودكانی از ...

علی بردبار

 

دختری، ...

و پسری ...

شايد كه خواهر و برادر باشند اين دو كه از ورای نيم‌ديواری خيابان را می‌نگرند، دست بر گردن هم انداخته سر بر  شانهء هم می‌گذارند و كودكانه كنار هم نشسته می‌گويند و می‌خندند. يعنی آن‌ها كودكانی‌اند از ...

 

 

راستی، فكر می‌كنيد اين دو خواهر و برادرند؟ اصلاً مگر چه اهميتی دارد كه ...

اصلاً چه اهميتی دارد وقتی نهايت شادمانی‌شان در لباسی كهنه، كفش لاستيكی پاره‌ای و كنار پياده‌رو‌های گذر هر روزهء من و تو تصوير می‌شود.

راستی، پسرك در كوله‌اش چه دارد؟ و چه زخمی‌ست بر صورت كوچك دختر؟

...

اين‌ها كودكانی هستند از ...

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.