|
كودكانی از ...
علی بردبار
دختری، ...
و پسری ...
شايد كه خواهر و برادر باشند اين دو كه
از ورای نيمديواری خيابان را مینگرند، دست بر گردن هم انداخته سر بر
شانهء هم میگذارند و كودكانه كنار هم نشسته میگويند و میخندند. يعنی
آنها كودكانیاند از ...
راستی، فكر میكنيد اين دو خواهر و
برادرند؟ اصلاً مگر چه اهميتی دارد كه ...
اصلاً چه اهميتی دارد وقتی نهايت
شادمانیشان در لباسی كهنه، كفش لاستيكی پارهای و كنار پيادهروهای
گذر هر روزهء من و تو تصوير میشود.
راستی، پسرك در كولهاش چه دارد؟ و چه
زخمیست بر صورت كوچك دختر؟
...
اينها كودكانی هستند از ...
é |