سال دوم، بيست و يك دی 1382
دوهفتهنامهء فرهنگي
بازگشت به صفحهء اول
بايگانی و خاطرههای يك سال
هبوط به دنيای آگاهی
مهد تمدن اروپا
كودكانی از ...
به باغ بيا
چون هم
در شبی به آن بلندی
و يا شايد ...
صدايت میكنم ...
غرور من و استادم
نوشتن از بم
ديگر نوشتهء سايه در سال دوم:
آن روز
سايه
در سراشيبی شادابیها ...
وزن سنگين غم غربت را
با تو میگويم
با تو هستم كه دگر حرفی نيست
كه دگر من هم هيچ، هر چه باقیست همين تنهايیست
با تو هستم پدر خستهء آن بالاها
چه غمی داری تو!
چه غمی دارم من!
é