سال دوم، بيست و يك دی 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

هبوط به دنيای آگاهی

مهد تمدن اروپا

كودكانی از ...

به باغ بيا

چون هم

در شبی به آن بلندی

و يا شايد ...

صدايت می‌كنم ...

غرور من و استادم

نوشتن از بم

 

 

و يا شايد ...

حسن كلاهی

 

و

بوی لاش می‌آيد، شايد بوی آشغال گنديده،

شايد بوی پاهايی‌ست ـ تكيه‌گاه تن كارگری ـ كه راه‌روی بيمارستان را تی می‌كشد.

و اصلا شايد بوی خود تی باشد.

از كجا معلوم كه اين تی استفراغ كسی را كه از خمر زياد بالا آورده، پاك نكرده باشد؟

همهء اين‌ها ممكن است!

 

...

ولی نه! به كلی يادم رفت! بايد باز گردم به ابتدای نوشته ...

 

واقعا بوی لاش می‌آيد؟ از كجا؟

يا شايد چيزی شبيه اين بو در مشام خودم است ـ كه آزارم می‌دهد.

شايد هم سوراخ‌های بينی‌ام بوی لاش، آشغال گنديده، جوراب بو‌گندو و يا يك تی كه با آن استفراغ خرمستی را پاك كرده‌اند، می‌دهد.

شايد به‌تر باشد آن‌ها را تميز كنم، سوراخ‌های بينی‌‌ام را ... .

و يا شايد ...

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.