سال دوم، پنج بهمن 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

من كه هستم؟

يك شب روی عرش(ـه)

پند بم

كار

ژان‌دارك در آتش

پترس را كه می‌شناسی؟

يك و ده دقيقهء بامداد تهران

يادم رفت در مرگ‌اش گريه كنم

ديداری ديگر

اوج موج و باغ ارم

ورود

روزی من

نشانی

واقعيت و خيمه شب بازی

 

 

ورود

ايليا ديانوش

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

فروغ فرخ‌زاد

سلام بر تو اي برقِ بام

اي سپيدهء سعادت

اي طلوعِ دير به ‌دير

 

با تو عروسِ عجول و گريزپاي فراغت

در آغوش من جاي خوش مي‌كند

با تو هول‌هاي هزار ساله‌ام

كابوسي كوتاه مي‌نمايند

و با تو اين مضامينِ محزون

چونان تبارِ تيپاخورده‌اي

از سرزمينِ تنهايي‌ من

بيرون مي‌روند

 

زودتر و زودتر بيا!

بيشتر و بيشتر بمان!

 

حضورِ فرح‌زاي تو فريادِ شاد مرا

تا كرانه‌هاي كرشمه‌ات

پژواك مي‌برد

آن‌جا كه فرشته‌گانِ فاخرِ عشق را

به رقص درمي‌آورد

 

زودتر بيا!

زودتر بيا و مرا

تا فراز آبگينه‌ء آبگيرِ آفرينش

به تماشاي ماهي‌هاي موهبت

فرا بر

 

بيشتر بمان!

بيشتر بمان و مرا

بر مهرباني ماسه‌هاي ساحلي

به خوابي مطلق و محض

فرو بر

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.