سال دوم، هفده اسفند 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

نه گريز از رنج نه درگير رنج

رم تاريخی

زنگ زلزله در ايران

زنده‌گی در لحظه

كيستی

با تو می‌گويم

شعر بی‌‌عنوان - دو

خاطرات عاشورا

سلام به عشقی عزيز

اسب بال شكسته

 

 ديگر نوشتهء مهدی در سال دوم:

 تشيع در سبك زنده‌گی

 

زنگ زلزله در ايران

مهدی مهدوی

 

درآمد: زنگ زلزله به صدا در مي‌آيد. بچه‌ها ظرف چند لحظه زير نيم‌كت، ميز، چارچوب در كلاس و هر جايي كه ايمن‌تر باشد، پناه مي‌گيرند. سالي يك بار آژير زلزله به صدا در مي‌آيد و البته اين زلزله، ظاهراً فقط مدارس را به لرزه در مي‌آورد. دولت هم ژست آماده‌گي در مقابل زلزله مي‌گيرد. مردم هم آن شب سر آسوده بر بالين مي‌گذارند كه دولت ما آماده است، اما زلزله در شب مي‌آيد، هنگامي كه همه به قول سعدي در «خواب نوشين بامدادي» هستند. ظاهراً در آن موقع دولت هم آماده نيست. دولت در روز روشن  و آن هم فقط در مدارس، آن هم نه همهء مدارس بلكه مدارسي كه در‌ آن دوربين صدا و سيما كار گذاشته شده، آماده‌گي دارد.

به اين بازي مسخره تا چه زماني مي‌خواهيم ادامه دهيم؟ ...

 

بم، دو ماه بعد: يك روز، تمام فرصتي بود كه براي بازديد از منطقهء زلزله‌زده داشتيم، چون از طرف مركز تحقيقات روستايي وزارت جهاد كشاورزي به منطقه رفته بوديم. پس روستاها  اولين اولويت ما بودند. در خبرها كم‌تر از روستاها صحبت مي‌شود. در استان كرمان طي اين صد سالي كه زلزله‌ها به ثبت رسيده است، اين زلزله عظيم‌ترين و فاجعه‌بارترين آن‌ها بوده است. البته اين را به كل كشور هم مي‌توان تعميم داد. آخرين آمار تلفاتي كه مسؤولان ارائه كرده‌اند، حدود چهل هزار نفر بوده، اما وقتي با مسؤولان محلي كه صحبت مي‌كرديم از تعداد بيش از شصت هزار كشته سخن به ميان مي‌آمد. وقتي از علت اين اختلاف سؤال كرديم، در جواب بافت اجتماعي شهر بم را مطرح كردند. روستاييان اطراف چون نسبت فاميلي با اهالي شهر دارند، پس از زلزله جسد فاميل‌شان را در روستای خود دفن كرده‌اند و اين در آماربرداری تلفات لحاظ نشده است. البته در آمارگيري مترقي كشورهاي جهان سوم، عدد بيست هزار اختلاف امر مهمي نيست! ...

ابتدا نگاهي كلي به وضعيت منطقهء زلزله‌زده مي‌اندازيم:

-         حدود بيست روستا در شعاع تخريب زلزله قرار گرفته‌اند كه به نسبت خود شهر بم كم‌تر آسيب ديده‌اند.

-         از 19500 هكتار نخل‌كاري شهرستان بم، هشت هزار هكتار در كانون زلزله واقع شده است. خوش‌بختانه حدود هشتاد تا نود درصد سيستم آب‌رساني نخلستان‌هاي شهرستان دوباره احيا شده و در نتيجه يكي از شريان‌هاي اقتصادي مردم كه توليد خرماست دوباره به جريان مي‌افتد.

-         هشتاد و دو سردخانهء نگهداري محصولات كشاورزي آسيب ديده‌اند. اگر هر چه سريع‌تر به ترميم اين بخش پرداخته نشود محصولات كشاورزي، به خصوص خرما، در فصل گرما از بين مي‌روند.

-         براي پاك‌سازي بم بايد ده ميليون تن خاك‌برداري انجام شود. طي دو ماه گذشته حدود پانصد خانه خاك‌برداري شده كه به اين ترتيب، خاك‌برداري كل شهر با همين سرعت، ده سال ديگر به پايان مي رسد!

-         ستادهاي معين شهرهاي مختلف تا فروردين سال نو منطقه را ترك مي‌كنند.

-         هنوز هيچ اردوگاه اسكان موقت با كانكس در منطقهء زلزله‌زده وجود ندارد (چون در هواي گرم بم سكونت در زير چادر طاقت‌فرساست، استفاده از كانكس ضرورت پيدا مي‌كند).

 

ساعات طلايي: افرادي كه از همان روزهاي اول در منطقه بوده‌اند، از گروه‌هاي خارجي خيلي تعريف مي‌كنند. سرعت عمل، مهارت و تجهيزات مناسب از مهم‌ترين دلايل موفقيت اين گروه‌هاست. البته نيروهاي داخلي نيز تلاش وافري كرده‌اند، اما بيش از كميت نفرات، بايد به كيفيت نيروهاي خود توجه كنند. در عمليات امداد و نجات، بيست و چهار ساعت اول پس از وقوع حادثه، معروف به ساعات طلايي‌ست (Golden Time)، چون احتمال زنده ماندن افراد بيش‌تري وجود دارد. جالب  است كه بدانيد در روستاهاي اطراف بم در روز دوم گروه‌هاي امدادي فعاليت‌هاي خود را شروع كرده‌اند و اهالي روستاها خود به نجات يك‌ديگر شتافته‌اند. اگر دولت به صورت جدي در صدد حل اين مسأله است، بايد در يك اقدام فراگير نهادهاي غيردولتي را فعال كند و با آموزش خود مردم، از خسارات و تلفات بكاهد. دولت به تنهايي در شرايط عادي قادر به پاسخ‌گويي نيازها نيست، طبيعی‌ست كه در شرايط بحراني اصلا اين توانايي را نداشته باشد.

 

زلزلهء دائمي: با توجه به اين كه بيش از نيمي از جمعيت شهر بم كشته شده‌اند، نيروهاي امدادي انتظار داشتند كه به حدود پنجاه هزار نفر خدمات بدهند، اما اكنون دويست و بيست هزار نفر تحت پوشش خدمات آن ها هستند. به همين خاطر، مسؤولان محلي در صدد پالايش منطقه از نيروهاي غيربومي بودند. نظر يكي از مسؤولان ستادهاي معين را در اين باره جويا شديم كه وی برخلاف بقيه معتقد بود، افرادي كه زنده‌گي زير چادر و در منطقهء زلزله‌زده را پذيرا هستند، به وضعيت نامناسب‌تري گرفتارند كه به اين حداقل‌ها رضايت مي‌دهند. از طرف ديگر اقتصاد مناطق اطراف (مانند نرماشير) به بم وابسته است و اهالي اين مناطق به صورت غيرمستقيم تحت تأثير زلزله هستند. پس پالايش، امری بي‌معني‌ست.

 

نتيجه: من هم با اجازهء سيدابراهيم نبوي، به سبك ايشان، چند نتيجهء اخلاقي، سياسي و اجتماعي در پايان مطرح می‌كنم:

1-      ايران محل برگزاري انواع امتحانات الهي‌ست. از افراد علاقه‌مند در سراسر جهان دعوت مي‌شود چند صباحي در ايران زنده‌گي كنند تا مورد آزمون قرار گيرند. هزينهء شركت در آزمون جان‌شان مي‌باشد كه به صورت نقدي از آنان دريافت مي‌شود!

2-      به مركز آمار توصيه مي‌شود به جاي اين كه هر ده سال يك بار اقدام به سرشماري كند، هر سال اين كار را صورت دهد، چون تغييرات جمعيتي در ايران در مقاطع خاصی مانند رخ‌داد زلزله شتاب مي‌گيرد.

3-      به افرادي كه در آينده قرار است زير آوار بمانند، توصيه مي‌شود غذا و اكسيژن مورد نياز خود را براي يك هفته ذخيره داشته باشند.

4-      وزيري كه چهار نفر توسط كاركنان‌اش كشته مي‌شوند، استعفا مي‌دهد، اما وزارت‌خانه‌هايي كه سالي هزاران نفر درحوزهء مسؤوليت‌شان كشته مي‌شوند، سر جايشان محكم و استوار ايستاده‌اند.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.