سال دوم، هفده اسفند 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

نه گريز از رنج نه درگير رنج

رم تاريخی

زنگ زلزله در ايران

زنده‌گی در لحظه

كيستی

با تو می‌گويم

شعر بی‌‌عنوان - دو

خاطرات عاشورا

سلام به عشقی عزيز

اسب بال شكسته

 

 ديگر كارهای شهره در سال دوم:

 بی‌قراری

 ژان‌دارك در آتش

خاطرات عاشورا

شهره مباشری

 

ظهر است! و مردمانی كار تعطيل كرده، بی‌تاب و بی‌قرار معلوم نيست از كدام درد درون اين سو و آن سو علم بر می‌دارند، علامت می‌گردانند، و با عبور سقايی بی آن كه تشنه‌گی فرو گذارند، آب ديده فرو می‌ريزند. يعنی چه خبر است؟ هنوز ...

 

 

اين‌ها حاصل خاطراتی‌اند از ظهر عاشورا، سه يا چهار سال پيش، شيراز.

امسال حتماً اين كودك كه پيشانی‌بند «يا حسين» داشته و در دامان مادر، هاج و واج مناسك عزاداری‌ست، خود دوان دوان مقابل دسته‌جات سوگ‌واری چرخيده است. و شام غريبان كه شده، با شمع روشنی ...

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.