سال دوم، هفده اسفند 1382

 دوهفته‌نامهء فرهنگي


 

 

 

نه گريز از رنج نه درگير رنج

رم تاريخی

زنگ زلزله در ايران

زنده‌گی در لحظه

كيستی

با تو می‌گويم

شعر بی‌‌عنوان - دو

خاطرات عاشورا

سلام به عشقی عزيز

اسب بال شكسته

 

زنده‌گی در لحظه

ترجمهء شهاب مباشری

 

يك سال قبل، عدهء اندكی می‌دانستند كه شهره آغداشلو كيست. اما از وقتی كه اين هنرمند ايرانی نام‌زد اسكار شد، هاليوودی‌ها به تكاپو افتاده‌اند تا نحوهء ادای اسم او را به درستی تمرين كنند.

اين مضمون حرفی‌ست كه شهرهء پنجاه و يك ساله شوخ‌طبعانه به خبرنگار ای.اف.پی در حالی كه خود به خنده افتاده می‌گويد. راستی، اگر او برنده می‌شد ...

اين هنرپيشهء ايرانی برای بازی در نقش مكمل فيلم «خانهء شن و مه» _ در حالی كه هم‌بازی هنرپيشهء نامدار انگليسی سر بن كينگزلی بود _ نام‌زد يكی از جوايز اسكار شد.

بعد از بيست و شش سال گم‌نامی و گذران مدتی كه تنها به بازی در نمايش‌های فارسی زبان مشغول بود، ناگهان نام او در فهرست رتبه اول‌های هاليوود وارد شده است. و او هر روز با تعداد زيادی فيلم‌نامه كه به صندوق پستی‌اش سرازير شده‌اند، مواجه می‌شود.

"حس خيلی خوبی‌ست." شهره می‌گويد كه هيچ وقت به هيچ نوع جايزه‌ای فكر نكرده، اما اين كه بعد از اين همه سال محل توجه چنين جايزهء معتبری قرار گيرد، او را دوباره جان داده است.

اين همه مجسمهء طلايی! بعد از اين همه سال! يعنی ممكن است يكی از اين‌ها به شهره، بازی گر باسابقهء سينمای ايران كه خاطرهء بازی‌اش را در «سوته‌دلان» به راحتی كسی از ياد نمی‌برد، برسد تا او اولين ايرانی برندهء اسكار باشد؟

 

چند سال قبل هم مجيد مجيدی با «رنگ خدا» تا همين مرحله پيش آمد، اما ظاهراً هنوز ... .

نه آن بار نه اين بار ...

 

چند روز قبل كه مراسم پايانی اسكار برگزار شد _ در سالی كه سال گرد و خاك كردن حسابی آخرين بخش از سه‌گانهء «ارباب حلقه‌ها» بود، جايزهء به‌ترين هنرپيشهء نقش مكمل زن را رنه زله‌وگر از دست رقبايش، از جمله شهره آغداشلو، ربود.

 

"من حس آرامی دارم و خوش‌حال‌ام. و اين خيلی عجيب است كه همه چيز مرا به آدمی چنين آرام و خوش حال تبديل كرده. سعی‌ام را می‌كنم تا لحظه لحظهء اين موقعيت را زنده‌گی كنم. فقط زنده‌گی، پيش از اين كه فقط خاطره‌ای دل‌تنگ‌كننده، يك نوستالژی، از آن به جا بماند. ..."

آغداشلو در سال 1357، درست چندی قبل از وقوع انقلاب اسلامی، ايران را ترك كرد و يك دهه را در انگليس گذراند و سپس به لس‌آنجلس مهاجرت كرد.

در فيلم «خانهء شن و مه» او نقش «نادی» را بازی می‌كند. «نادی» همسر يك سرهنگ ايرانی‌ست كه دچار يك دعوای حقوقی با يك زن بر سر مالكيت خانه‌اش در لس‌آنجلس می‌گردد. وی نادی را سر دو راهی اخلاقی‌ای كه يك سويش هم‌سرش و سوی ديگرش دوست‌اش ايستاده، رها می‌كند. نقش هم‌سرش را بن كينگزلی و  نقش دوست‌اش را جنيفر كانلی بازی می‌كنند.

هر چند آغداشلو نقش‌های تأتری بسياری داشته و در تعدادی فيلم سينمايی نيز بازی كرده است، اما خود می‌دانسته كه اين نقش تازه زنده‌گی‌اش را دگرگون می‌كند.

"من به هم‌سرم گفتم كه اگر روزی اين كتاب [داستان بلند خانهء شن و مه] را به فيلم برگردانند، واقعاً ناعادلانه است كه من در آن نباشم. من زاده شده‌ام تا اين نقش [نادی] را بازی كنم. و هم‌سرم هميشه می‌گفت: «مگه تو خواب ببينی!»، وقتی كه نقش به من رسيد، به سراغ هم‌سرم رفتم و او گفت: «خواب‌ات تعبير شده ...»." همسر فعلی او كارگردان تأتر است.

به اين ترتيب، يك آدم برون‌گرا قرار شد در نقش «نادی» درون‌گرا تبديل شود به يك زن حرف گوش‌كن و مطيع، كه در واقعيت چنين نبوده است.

شهره در بيست و پنج‌ساله‌گی ايران سلطنتی و اولين هم‌سرش را قبل از به قدرت رسيدن روحانيان ترك كرد.

"من در بحبوحهء بحران‌هايی كه ايران دچارش شده بود، كشورم را ترك كردم. وقتی كه بچه‌ها عكس شاه را آتش می‌زدند، ماشين‌ها به آتش كشيده می‌شدند و همهء كشور تحت تأثير انديشهء بازگشت آيت‌الله خمينی به ايران بود."

"مردم به اين باور بودند كه گويی گاندی به كشورش بازمی‌گردد. اين تصويری بود كه برای جوانان ترسيم می‌كردند. اما از آن‌جا كه من خودم، فرهنگ، سنت‌ها و دين‌ام را می‌شناختم، دانستم كه از آن پس جايی برای زنی مثل من در جمهوری اسلامی نخواهد بود."

وقتی او كه به اندازهء نيم حالا از سن‌اش می‌گذشت، كشورش را ترك كرد، ريشه‌هايش را هرگز به باد فراموشی نسپرد. او چنين فكر می‌كند كه اميد را در دل بسياری از زنان هم‌وطن‌اش وقتی به عنوان نام‌زد يكی از جوايز اسكار برگزيده شده، زنده كرده است.

هر چند او احساسات پررنگی نسبت به كشورش دارد، با اين حال حتی اگر برندهء جايزه اسكار می‌شد، به گفتهء خودش صحنهء آن‌جا را به فرصتی برای يك نمايش سطحی سياسی تبديل نمی‌كرد.

شهره می‌گويد: "من همواره خواهم گفت كه انتخاب من به هيچ ترتيبی سياسی نبوده است. نبايد چنين تصوری پيش آيد. فقط بحث هنر در ميان است. به‌تر است به جای‌گاه اسكار كه عرصه‌ای هنری برای حضور نام‌داران و ستاره‌گان سينماست، احترام بگذاريم."

او می‌خواهد قبل از اين كه محل دعوا و مناقشه واقع شود، موقعيت خود را در هاليوود مستحكم كند. او درست در سن و سالی‌ست كه پيش از اين خيلی از هم‌قطاران‌اش، در اين سن موقعيت كار را به دشواری داشته‌اند.

"آن چيزی كه پيش از هر چيزی به‌اش نياز دارم، اين است كه خودم را سر پا نگه دارم. نبايد از ياد برد كه مهم‌تر از هر چيزی اين است كه من يك هنرپيشهء فعال هستم و تا زمانی كه كار می‌كنم، به‌درد ديگران خواهم خورد."

در شب اهدای جوايز اسكار، شهره لباس سرخ رنگی پوشيد و به مقابلهء آرايش‌گران و طراحان لباس هاليوود آمد روبه‌روی دوربين‌ها ايستاد:"همهء كارها را خودم كردم!"

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.