سال دوم، دوم فرودين 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

هميشه بهار

خُرپُف، خُرپُف، خُرپُف ...

... قلوب و الابصار

به بهانهء بهار

در بهار تا مرز جنون

از ‌آسمان

پيمان، ساده، دريغ!

شش غزل

شعر بی‌‌عنوان - سه

از خودم، از تو

جاشو

وقتی رگ‌ات رو ...

جاده

خلسهء خاطرات فلورانس

ادبيات روزهای ماقبل تاريخ

هنر جنگيدن

پله پله تا سقوط

 

 نوشته‌های سعيد در سال دوم:

 شعر بی‌‌عنوان - دو

 شعر بی‌‌عنوان - يك

 تايتانيك

 نشانی

 

... (شعر بی‌عنوان - سه)

سعيد

 

بامدادان چونان پروانه‌ای در آب‌شار نور

طراوت و تازه‌گی می‌یابم

و رقصان و سبک

در باغ پر از شکوفهء آرزوها پرواز می‌کنم

 

در امتداد روز

خمیده قامت و سوخته سیما

بار بر دوش

با سازش و ستیز

زخمین از طعنه سراب‌ها

و بی نشان از منزل‌گاهی امن

گذرگاه پر ابهام خویش را

در بیابان سوزان سرنوشت می‌نوردم

 

شام‌گاهان

خسته از تقلای روز

غبار بر چهره‌ای چروکیده‌تر

خیره بر آسمان پر ستاره‌ای

که با سکوت‌اش

فریاد می‌کشد

به قضاوت می‌نشینم

 

باید آموخت

رفتن بی‌امید یافتن را

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.