سال دوم، شانزده فروردين 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

فروغ فردا

بهاری كه يخ زده بود

بهاری كه حسابی گل كرد ...

نوشتن از ليون، برای يك‌شنبه

اصلاحات ساختاری

پله پله تا ...؟

دريا

غنيمت نور

من و تو

 

خبر:

فروغ فردا

 

داستان به آخرين روزهای زمستان 1377 باز می‌گردد كه درخواست انتشار مجله‌ای در اداره‌ی كل مطبوغات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسيد. هنوز نام مجله به تصويب نرسيده بود. تا اين كه پس از طی مراحل اداری و كارشناسی در اوايل سال 1378 خبر آمد كه با نام «فروغ» برای نشريه‌ی مورد تقاضا موافقت شده و تنها مانده تا نظر هيأت نظارت بر مطبوعات نسبت به انتشار آن مشخص گردد. و همين فقط يك مرحله‌ی باقی‌مانده به دلايلی كه گفتن ندارد، حدود چهار سال به طول انجاميد. بالاخره سی و يكم شهريور 1382 از طريق خبرگزاری ايسنا اعلام گشت كه با درخواست انتشار ماه‌نامه‌ی فرهنگی اجتماعی «فروغ» به صاحب امتيازی و مديرمسؤولی «شهاب مباشری» موافقت شده است.

عصر اولين روز پاييز، به هم‌راه پژمان در جلسه‌ای بوديم، با اوضاع و احوال نه چندان مناسبی! يك‌باره نيما به‌ام تماس گرفت و خبر داد كه مجوز انتشار «فروغ» صادر شده. آن قدر خسته و درهم و حتی بی‌انگيزه بودم كه بعد از انتظاری حدوداً پنج ساله اصلاً هيچ حس خاصی پيدا نكردم. دور و بری‌ها خوش‌حال شدند، اما خودم حتی بهت‌زده هم نبودم. بعد از اين همه مدت و به طور خاص در آن ايام، هيچ حال و حوصله‌ی راه بردن چنين كاری را نداشتم. ...

نشان ماه‌نامه‌ی «فروغ» كه با استفاده از قلم «شفيق» و طيف تك‌رنگ سفيد تا سياه طرح شده است. اين طيف نشانه‌‌ی اين باور است كه مدعی هيچ قطعيت و حق مطلقی نمی‌خواهيم باشيم. آرايش حروف چندان است كه حس تكثر در عين يك‌پارچه‌گی را القا كند و چرخش نامتعارف حرف «غين» يادآور شكستن تظاهراتی عرفی كه وحی منزل نيستند:

بی‌ترديد نقش مؤثر مؤسسه فرهنگی و هنری پندار را، كه سايت اينترنتی پندار با همت نيما افشارنادری در لوای آن فعاليت می‌كند، در پيش‌برد برنامه‌های انتشار «فروغ» نمی‌توان ناديده گرفت.

 

با توجه به گستره‌ی انتشار «فروغ» و اعتبار نام «لو موند ديپلماتيك»، فرصت حضور در بخش آگهی‌های «فروغ» را كه عرصه‌ی مناسبی برای عرضه‌ی محصولات و خدمات شماست، از دست ندهيد. برای اطلاع بيش‌تر با ما در تماس باشيد.

شش ماه فرصت برای انتشار از روز صدور مجوز! اين يعنی كه «فروغ» بايد تا انتهای سال از زير چاپ درآيد، وگرنه مشمول فلان بند از بهمان ماده‌ی قانونی می‌شود. چه بسا مجوزش لغو شود! و شش ماه فرصتی نبود، كه به چشم هم آوردنی به‌سر آمد.

در اين فاصله، كم كم با مشورت اين و آن، با هم‌راهی دوست و آشنا، دوباره انگيزه‌های كار زنده شدند و در نيمه‌های زمستان بود كه يك اتفاق سبب شد تا در مسيری كاملاً جدی كار پی گرفته شود.

شبی نيما به‌ام باز تماس گرفت و پرسيد: "حاضری برای انتشار محتوای يك نشريه‌ی معتبر خارجی به زبان فارسی با امتياز «فروغ» پا پيش بگذاری؟" مردد و نامطمئن جواب دادم: "تا چی باشه!" جواب داد:

"لو موند ديپلماتيك!" باورم نمی‌شد، اما ...

پيش از اين يك بار، در زمان مديرمسؤولی آقای عطريان‌فر، روزنامه‌ی «هم‌شهری» اقدام به انتشار يك شماره‌ی «لو موند ديپلماتيك» كرده، اما اين كار ديگر ادامه نيافته بود. قرار بود بعدها روزنامه‌ی تازه تأسيس «شرق» ماجرا را دنبال كند، اما ظاهراً مذاكرات دو طرف حقوقی كه خيلی هم خوب پيش رفته بود، به هيچ نتيجه‌ی عملی‌ای نرسيد. چندان كه درخواست هم‌كاری با نشريات ايرانی برای اين امر در بخش فارسی سايت «لو موند ديپلماتيك» اعلام گرديد. بالاخره «فروغ» هم وارد مذاكره شد و در نهايت، در آخرين روزهای زمستان 1382، توافق حاصل شد تا در بهار 1383، «فروغ»  گزيده‌ای از محتوای «لو موند ديپلماتيك» را هم‌زمان با انتشار نسخه‌ی فرانسوی آن، به نماينده‌گی از آن نشريه و با رعايت حق طبع و به طور انحصاری، ماه به ماه منتشر كند.

خوب، در ماه اول به‌تر است برای اين كه دست و پايمان در هم نرود، گزيده‌ای از مطالب سه ماهه‌ی اول سال جاری ميلادی را آماده‌ی انتشار كنيم. به‌تر است اعلام حضور هم بكنيم، اما با احتياط و آرام آرام. يك آگهی در مجله‌ی «هفت»:

"فقط با «فروغ» لو موند ديپلماتيك را به فارسی بخوانيد. از بهار 83!"

هيچ شرح و نشان اضافه‌ای فعلا لازم نيست. ...

اينك نيمه‌ی فروردين است. «فروغ» مهلت قانونی انتشارش را تمديد كرده. مطالب مناسبی برگزيده، ويراستاری و نمونه‌خوانی شده‌اند. امور فنی در مرحله‌ی صفحه‌آرايی‌ست و تا چند روز ديگر كار به ليتوگرافی و چاپ‌خانه می‌رود. «فروغ» در نمايش‌گاه مطبوعات هم شركت می‌كند و در حال طی مراحل اداری گرفتن غرفه است. بخش بازرگانی فعال شده و تعدادی آگهی هم گرفته شده است. همه چيز تقريباً روی روال است، مگر بليه‌ای آسمانی نازل شود! به اين ترتيب، «فروغ» فردا می‌آيد تا بماند. منتظر باشيد.

خوب، نيما! تو كه هستی قطعاً! رضا و پژمان هم هستند. آرش هم كه عكاسی می‌كنه. هادی هم كه سر و شكل می‌ده به صفحه‌هامون. فعلاً اين يه اتاق هم بسه برا دفتر دستك‌مون. بذار بسم‌الله رو بگيم و كار بيفته رو غلتك! راستی، از شماره‌ی اول هم كه صفحات اختصاصی ماه‌نامه هم تو اينترنت به راه می‌افته. ديگه چی؟ نمی‌دونم چرا با همه‌ی اين حرف‌ها هنوز يه كم ته دل‌ام ...

قرار ما: انتهای هفته‌ی اول اردی‌بهشت، اولين شماره‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ» روی پيش‌خوان كيوسك‌های مطبوعاتی!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.