سال دوم، شانزده فروردين 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

فروغ فردا

بهاری كه يخ زده بود

بهاری كه حسابی گل كرد ...

نوشتن از ليون، برای يك‌شنبه

اصلاحات ساختاری

پله پله تا ...؟

دريا

غنيمت نور

من و تو

 

غنيمت نور

نرگس بابايی

 

دل‌ام را به باد خواهم داد

تا در میان جنگل

آن را بکارد،

و دل‌ام سبز خواهد شد،

ریشه خواهد داد،

دل‌ام جنگل را تسخیر خواهد کرد.

 

نگاه‌ام به وسعت دریاست،

چشم‌هایم را به دریا خواهم داد

_ چشم‌های همیشه بارانی‌ام _

تقدیم تک تک قطره‌های باران باد!

 

دهان بسته‌ام را،

صدای شکسته‌ام را،

آری، سکوت غم‌گرفته‌ام را

به ساحل خواهم بخشید

_ او که عمری خاموش زیسته است،

و از غم‌ها و دردهاش سخن نگفته است.

 

احساس‌ام را به آسمان خواهم داد،

احساس من آبی‌ست،

گاه شفاف و زلال،

گاه پر از ابرهای سیاه!

 

دست‌هایم را به کودک یتیم خواهم داد

_ کودکی که گرمی دستی را بر سرش تجربه نکرده است _

تمام گرمای وجودم از آن او باد!

 

ذره‌ای نور هم در تاریکی غنیمت است!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.