سال دوم، سی فروردين 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

هذيانی از آخر به اول

از آسمان

او مرد!

برای آخرين بار ورق زدن پرونده‌ی خاطراتی محو وقتی گره روسری‌ات را می‌بستی

اروپاگردی: فتح بام جهان

اصلاحات ساختاری - 2

پله پله تا تماميت: داخل پرانتز

پله پله تا هر كجا دل‌تان بخواهد

تعامل سينما و ادبيات در ايران

سفيد و صورتی كم‌رنگ

همه‌ی راه‌های ديگر هم

اعتراف

تو به دور نزديكی

شعر بی‌عنوان - 4

 

 

تو به دور نزديكی

بيژن باران

 

در پناه سايه‌ی پندار تو

_ نه توان زيست به ياد.

سرخ آن ميخك آويز شبق _

آب‌شار گيسو،

باغ با بلبل خوانا سرشاخ، بازي مار و سمور، خم آن لاله‌ی خيس،

مزه‌ي پسته‌ی شور لب تو

عطر ليمو، بر تك اطلسي مه‌گون‌ات ...

تو به دور نزديكي

و من از آن دورم.

 

مي‌توان گفت:

بوي گيلاس قلب دو قلو _ عشق من و تو،

در طنين مهتاب.

نور شب با خوشه‌ی پروين

لمس الماس ستاره‌گان ميسور.

سكر خواناي طوق داغ  لب‌ها بر زبان آشنايت

و دماي بي‌صداي اعتماد _

چشمه را پرآب.

پر سخاوت دست تو- در تراز مكث بال پروانه-

شعله‌ی شمع را،  پيله‌اي شفاف.

تو به دور نزديكي

و من از آن دورم.

 

چه توان كرد؟

با تو پرگويي،

بي تو هست كم‌گويي.

تو به دور نزديكي

و من از آن دورم.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.