سال چهارم

هشت آبان 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Timeline of Kazantzakis Life - Part 2 A Brief Biography: D. Lessing A Review on R. Frost Views and Opinions

 

شاعر دهقانان، مخالف مدرنيته و جهان‌وطنی

سارا ارمنی

رابرت فراست، خلاف دو شاعر ديگر يعنی اِزرا پاند و اليوت، نه تنها مخالف جهان‌وطنی شاعر، بلكه ضدمدرنيته نيز بود و می‌گفت كه شعر مدرن سرودن، مانند بازی تنيس در زمين بدون تور است ... ادامه

 

زنده‌گی‌نامه‌ای به درازی يك شعر

آرام بختياری

زنان كتاب‌خوان خطرناك و يا مردان ترك‌شده‌ی آوانگارد؟

نام: دوريس لسينگ، نام واقعی: دوريس مای تايلر، / محل تولد: كرمان‌شاه، پدرش در سال 1919 در آن‌جا مدير بانك و از مأموران استعماری انگليس در آفريقا بود. / مليت: انگليسی،

عجيب‌ترين اثر : كتاب راه‌نمايی برای ورود به جهنم! ادامه

 

گاه‌شمار زنده‌گی نيكوس كازانتزاكيس

بخش دوم از مجموعه‌ی گردآوری و ترجمه شده توسط شهاب مباشری

1907 – «روز بر می‌آيد» برنده‌ی يك جايزه‌ی نمايشی می‌‌شود و در آتن به مرحله‌ی اجرا می‌رسد و بحث و جدل بسياری را سبب می‌شود. يك باره نام كازانتزاكيس جوان بر سر زبان‌ها می‌افتد و معروف می‌شود. شغل روزنامه‌نگاری را در پيش می‌گيرد ... ادامه

 

ديناميت ادبی نوبل و ما فراموش‌شده‌گان

نصرت شاد

هزينه‌ی جايزه‌ی نوبل در آغاز، از فروش مواد منفجره و ديناميت تهيه می‌شد كه آلفرد نوبل، شيمی‌دان سوئدی، برای ساختن پل و جاده و سد و تونل اختراع كرده بود. او وصيت كرد تا اين جايزه را ... ادامه

 

ساختمان متروكه

داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی

چراغ سردر ساختمان را كه خاموش می‌كند، حركت آتش سيگارش به سمت پايين خيابان ديده می‌شود و در محدوده‌ی روشنايی اولين تير چراغ برق، مرد جوان سيگار به فيلتر رسيده‌اش را پرت می‌كند در ميان جوی آبی كه به سمت پايين شهر در جريان است. شبِ خيابان خلوت است و زمان انگار عمر جرقه را دارد و همه‌ی درختان و ساختمان‌ها و اشياء پيرامون در نموری بی‌آغازی غوطه‌ورند. ادامه

 

چهل كليد

بخش اول از داستان كوتاهی از ساناز سيداصفهانی

روغن توی ماهی‌تابه جلز و ولز می‌كرد كه چشم‌های آقا جان را انداختم تويش و با كف‌گير چوبی اين ور و آن ورشان كردم كه خوب سرخ شوند. سرخ و برشته! ادامه

 

پسری كه مسيح را سياه نقاشی كرد

بخش دوم از داستان كوتاهی نوشته‌ی جان هنريك كلارك با ترجمه‌ی ستار شكری

هيچ كاری كه مربوط به كتاب باشد، قرار نبود در روز فارغ‌التحصيلی انجام شود و شادی در بين دانش‌آموزان شايع و غيرقابل مهار بود. دخترها در لباس‌هايی با رنگ‌های روشن، فضای مدرسه را مملو از بيداری بهار كرده بودند. ادامه

 

رنگ كلمه: نه شعر و نه شاعر

شعرهايی از داود اصلانی / شادی بيان / ترانه جوان‌بخت / فيروزه خرم‌شاهی / شاهرخ ستوده فومنی / فرزانه فراهانی / زيبا كاوه‌ای / سميه مولاورديخانی / قاسم نصر

ادامه

 

 
 
 

فروغانه

مدتی‌ست كه تاب و توان بسياری از مجلات و نشريات الكترونيكی فارسی‌زبان فروكش كرده است. برخی يا به تدريج يا به ناگهان تعطيل شده‌اند، برخی هم بی‌سر و صدا در مرخصی و غيبت به‌سر می‌برند. عده‌ای هم فقط به قدر اين كه بگويند هستند، به‌روز می‌شوند. آن‌قدر سستی و ضعف ريشه‌ای محيط وب فارسی كه اتفاقا ربط اوليه‌ای به محتوا و توليد آن ندارد، فشار بر فعالان اين عرصه وارد می‌كند كه كم‌تر كسی رمقی می‌ماند برای‌اش تا بودن‌اش را فراتر از باری به هر جهت تعريف كند.

خلاصه اين كه، «فروغ» هم به عنوان يكی از پی‌گيرترين نشريات باشناس‌نامه‌ی اين محيط، از چندی پيش كه روزهای گذشته بر خود را در فراز و فرودی سه ساله مرور می‌كرد، نگرانی ابتلا به درد بودنی بی‌خاصيت می‌آزردش. به اين باور رسيد كه اگر نفسی ندارد تا طراوت و تازه‌گی و پويايی در هستی‌اش بدمد، همان به‌تر كه دست بكشد و كركره‌ی تعطيلی پايين بكشد!

اما ...

ادامه