سال چهارم

هشت آبان 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

فروغانه

 

مدتی‌ست كه تاب و توان بسياری از مجلات و نشريات الكترونيكی فارسی‌زبان فروكش كرده است. برخی يا به تدريج يا به ناگهان تعطيل شده‌اند، برخی هم بی‌سر و صدا در مرخصی و غيبت به‌سر می‌برند. عده‌ای هم فقط به قدر اين كه بگويند هستند، به‌روز می‌شوند. آن‌قدر سستی و ضعف ريشه‌ای محيط وب فارسی كه اتفاقا ربط اوليه‌ای به محتوا و توليد آن ندارد، فشار بر فعالان اين عرصه وارد می‌كند كه كم‌تر كسی رمقی می‌ماند برای‌اش تا بودن‌اش را فراتر از باری به هر جهت تعريف كند.

خلاصه اين كه، «فروغ» هم به عنوان يكی از پی‌گيرترين نشريات باشناس‌نامه‌ی اين محيط، از چندی پيش كه روزهای گذشته بر خود را در فراز و فرودی سه ساله مرور می‌كرد، نگرانی ابتلا به درد بودنی بی‌خاصيت می‌آزردش. به اين باور رسيد كه اگر نفسی ندارد تا طراوت و تازه‌گی و پويايی در هستی‌اش بدمد، همان به‌تر كه دست بكشد و كركره‌ی تعطيلی پايين بكشد!

اما ...

اما لطف حضور هم‌راهان و عزم جدی‌شان، فروغ را با شور و شوق به شروع چهارمين سال فعاليت‌اش می‌خواند. فقط همين يك نمونه از مواجهه‌ی عاطفی دوستان فروغ (بخشی از نامه‌ی سميه مولاورديخانی) را ببينيد و دل‌گرمی‌اش را درك كنيد:

 

فروغ جان! تو رو از موقعی كه چند روزت بود، می‌شناسم‌ات. كوچولو! بدجوری تو دل‌ام جا وا كردی! اگه دوهفته يه بار نبينم‌ات دق می‌كنم! بعضی وقت‌ها تو يه هفته چند بار می‌آم و به‌ات سر می‌زنم. آخه، چی كار كنم؟ دل‌ام برات تنگ می‌شه. ديگه اينو نمی‌شه كاری‌ش كرد.

حالا كه واسه‌ی خودت به اندازه‌ی «يك سال» ديگه بزرگ شدی، قد كشيدی و كسی شدی، نكنه يه وقت فكر رفتن يا دير دير اومدن به سرت بزنه‌ها! می‌دونی هر چی بزرگ‌تر می‌شی، دوستان‌ات هم بيش‌تر می‌شن. اصلا به‌تره بگم خانواده‌ت بزرگ‌تر می‌شه. هر چه ام‌روز كنی جا داری، كه دل انديشه‌ی دريا داری. «ماهی كوچك اين تنگ بلور»، دلی اندازه‌ی دريا داری.

 

باری، فروغ بنا بر ماندن گذاشته است، و معلوم كه نه ماندنی چنان كه با نبودن بی‌تفاوت! از همين رو، در نظر دارد كه گام به گام تحرك و تحول‌اش را نمايان كند. از سر و رو گرفته كه چهره تازه می‌كند تا ساختار محتوايی‌اش و حتا روی‌كردش كه می‌كوشد بيش‌تر روحيه‌ی انتقادی و نظری به خود بگيرد. پس چه خوب كه آرام آرام سير دگرگونی‌اش را رد بگيريد و باز هم مانند گذشته آغوش گشوده‌اش را برای مهمانی خواهشی فرهنگی بی‌جواب نگذاريد!

 

Ç