|
|
|
|
||||||||||||||||
|
زندهگینامهای به درازی يك شعر آرام بختياری
زنان كتابخوان خطرناك و يا مردان تركشدهی آوانگارد؟ نام: دوريس لسينگ (Doris Lessing)، نام واقعی: دوريس مای تايلر. محل تولد: كرمانشاه، پدرش در سال 1919 در آنجا مدير بانك و از مأموران استعماری انگليس در آفريقا بود. مليت: انگليسی، عجيبترين اثر : كتاب راهنمايی برای ورود به جهنم! اتهام: خروج از حزب كمونيست كشور تحت استعمار، يعنی رودزيا و همكاری با سوسيال دموكراتهای كشور آن زمان مستعمره، يعنی زيمبابوه. جرم ديگر: سه بار ازدواج، دو بار طلاق، و هر بار بعد از چهار سال زناشويی. فعاليت فرهنگی: جای او ميان سيمين دوبوار از نظر فمينيستی و ناديا گوردهماير از نظر فعاليتهای ضدنژادپرستیست. سابقهی سياسی: خروج از حزب كمونيست به دليل اعتراض به اشغال مجارستان در سال 1956 از طريق شوروی. تغيير ايدئولوژيك: در جوانی كمونيست، در ميانسالی هوادار سوسيال دموكراسی، و در كهنسالی علاقه به صوفیگری اسلامی. نام مستعار: جانه سامرز، اقامت: پنج سال اقامت در ايران، 24 سال زندهگی در كشورهای آفريقايی، و از سال 1949به بعد مقيم لندن. از جمله آثار او: بيست رمان، چند مجموعهی داستان كوتاه، دهها شعر، نمايشنامه، مقاله، گزارش و دو اتوبيوگرافی. رمان پنج جلدی آموزشی تربيتی «فرزندان خشونت» او شامل يك ازدواج اجباری، نشانهی توفان، محاصره، مارتا كواست، و شهر چهار دروازه است. از جمله ديگر رمانهای وی: تراژدی آفريقايی، دفترچهی طلايی يادداشتهای روزانه، يك مرد و دو زن، قدمهايی در سايه، مارتا و دان، بن در جهان، موج توفان، بازی با پلنگ، چادری در آرگو، زنی تروريست، پنجمين فرزند، باز هم عشق، و تابستان قبل از غروب. از اين ميان، دو اثر «تراژدی آفريقايی» و «دفترچهی طلايی يادداشتهای روزانه» شهرت بيش تری دارند. مسير ادبی: در جوانی سبك رئاليسم انتقادی، در ميانسالی سبك علمی تخيلی، و در كهنسالی متمايل به روش روانشناسانه و سرانجام بازگشت مجدد به رئاليسم اجتماعی. شهرت: به خاطر خلق آثاری در مبارزه با تبعيض نژادی و نابرابری زن و مرد، و خطر احتمال جنگ جهانی اتمي. انتقاد اخلاقگرايان: معطوف به فضای عشقی و اروتيك آثار روانشناسانهی او در سالهای اخير. واكنش: مخالفت با آنها كه او را فقط در چارچوب فمينيستی و ايدئولوژيك تصاحب كرده و جنبههای ادبی و زيباشناسی آثارش را با تكيه بر تحقيقات دانشگاهی دست دوم و نقدهای ادبی، به فراموشی میسپارند. پايان: سرانجام او موقتا مبارزه در راه صلح و پيشگيری از جنگ اتمی را مهمتر از مبارزههای فمينستی و طبقاتی دانست. اكنون: جنبش زنان فمينيست آثار او را نه تنها دفاع از حقوق عادلانهی زنان، بلكه كوششی برای آموزش و تربيت انسان نوين به شمار میآورد.
|
|