|
|
|
|
||||||||||||||||
|
ديناميت ادبی نوبل و ما فراموششدهگان نصرت شاد
هزينهی جايزهی نوبل در آغاز، از فروش مواد منفجره و ديناميت تهيه میشد كه آلفرد نوبل (Alfred Nobel)، شيمیدان سوئدی، برای ساختن پل و جاده و سد و تونل اختراع كرده بود. او وصيت كرد تا اين جايزه را در چارچوب ملی و بينالمللی، هر سال اعطا كنند و حتا اگر لازم باشد، آثار خارجی را برای قضاوت و تصميمگيری كميتهی توزيع نوبل، ترجمه كنند، ولی آيا كسی میداند كه جوانترين برادر نوبل، حين آزمايش برای كشف مواد منفجره، به قتل رسيد؟ آلفرد نوبل علاقهی خاصی به ادبيات و فلسفه داشت و از او يك نمايشنامهی تراژيك، طرح نوشتن چند داستان نيمه بلند و تعدادی شعر به سبك شاعر انگليسی مورد علاقهاش، يعنی شلی، بهجا مانده و او طی هجده سال اقامت در فرانسه با ويكتور هوگو دوست بود و علاقهی خاصی به آثار شكسپير، لرد بايرون و كانت داشت. جايزهی نوبل در ميان هزاران جايزهی ملی و بينالمللی ادبيات در جهان، امروزه مهمترين آنهاست، اما بر اثر معيارهای گاهی غلط كميتهی نوبل، در آغاز و يا محاسبات سياسی و يا ناسيوناليستی، تنی چند از مهمترين نويسندهگان جهانی، از دريافت آن محروم ماندند، از آن جمله: تولستوی، كافكا، جويس، ويرجينيا وولف، شاملو، دولتآبادی، استريندبرگ، مالارمه، ريلكه، تراكل، زولا، بروخ، موسيل، برشت، گوركی و ... مثلا كلودل را به دليل كاتوليك بودن افراطیاش، گوركی را به بهانهی كمونيست بودناش، زولا را به سبب كارگری بودن آثارش، استريندبرگ را به اتهام غيراخلاقی بودن نمايشنامههايش، از دريافت اين جايزهی پر درآمد محروم كردند. دهها سال جريانهای ادبی اكسپرسيونيسم آلمانی و سوررئاليسم فرانسوی نيز از فهرست دريافت جايزه محروم بودند. يا به نقل از گروهی از منتقدان اين جايزه، نويسندهگان كشورهای اسلامی و عربی، چينی و آفريقايی تا نيمهی قرن گذشته از نامزد شدن برای اين جايزه محروم شدند. رابيندرانات تاگور، اولين شاعر غيراروپايی بود كه آن جايزه را در سال 1913 دريافت كرد، احتمالا چون او در انگلستان درس خوانده و به زبان انگليسی در جوانی شعر میسرود. تا پايان جنگ جهانی دوم غالبا نويسندهگان اروپايی و آمريكايی آن جايزه را دريافت كردند. مثلا بين سالهای 1901 تا جنگ جهانی دوم، كشورهای اروپايی و آمريكا آن جايزه را 79 بار از آن خود ساختند. در طول جنگ جهانی دوم، نويسندهگان كشورهای متحد شركتكننده در جنگ، مانند آلمان، ايتاليا، اتريش، ژاپن و اسپانيا از دزيافت آن محروم شدند. اگرچه بعضی از آنها خود مهاجر و فراری و تبعيدی از فاشيسم، در خارج از آن كشورها زندهگی میكردند. منتقدان توزيع جايزهی نوبل، از مواضع راست، چپ - شرقی، غربی - سنتی، پيشرفتهی اروپا مركزی، جهان سومی، بر اين نظرند كه بارها بهجای ارزشهای ادبی، مواضع سياسی و ملی تصميمگيری كميتهی نوبل، دخالت داشته است. عدهای ديگر هم سالها مشكوك به دريافت جايزهی نوبل میشوند، اما آن را هيچگاه دريافت نخواهند كرد. جايزهی نوبل تا سال 1983 طی بيش از هشتاد سال، به بيش از پانصد نويسنده، دانشمند و مؤسسه اعطا گرديده است. در اين مدت، جايزه هفت بار بهدليل جنگ در سالهای 1914، 1918، 1938 و 1940 تا 1942 اعطا نشد. و يكبار در سال 1964 از طريق سارتر رد شد. در سال 1958 بهدليل فشارهای استالينيستی از طريق پاسترناك، از دريافت آن خودداری شد. اگر برندهگان ساير حوزهها كمابيش جوانانی حدودا سی ساله هستند، دريافتكنندهگان ادبی آن، يا بيش از پنجاه سال سن دارند يا يك سال قبل از مرگ آن را دريافت میكنند. برندهی جايزهی ادبيات امسال، يعنی آقای هارولد پينتر، بيش از 75 سال سن دارد و متأسفانه به بيماری سرطان گلو نيز مبتلاست. از زمان جنگ جهانی دوم، تغييراتی در معيار انتخاب بهوجود آمده است. ژيد، همينگوی، فاكنر، كامو، سارتر، ماركز، نرودا و ... توانستند با اين احوالات آن جايزه را از آن خود سازند. تا سال 1985 شيلی دو بار، كشورهای گواتمالا، ژاپن، استراليا، و كلمبيا، هر كدام يك بار آن را تصاحب كردند. از 79 بار اعطای آن جايزه، فرانسه و كشورهای اسكانديناوی دوازده بار، آلمانی زبانها نه مرتبه، آمريكا و انگليس هر كدام هشت بار، ايتاليا هفت بار، اسپانيا و شوروی (مرحوم) هر كدام چهار بار و ... از آن سهم داشتهاند. به هر حال، بايد قدری دقيقتر اشاره كرد كه پشت نام شاعر انگليسی زبان، ويليام ويت، يك ايرلندی ميهنپرست، و پشت نام اسحاق سينگلر آمريكايی، يك يهودی اصيل، و همين طور پشت نام هرمان هسهی سوئيسی، يك آلمانی فرار دارند. از طنزهای روزگار جايزهی نوبل اين كه سه كشور اسكانديناوی (سوئد، نروژ و دانمارك) هر كدام تا سال 1983، سه بار آن جايزه را از آن خود ساختند كه موجب پوزخند بعضی ادبشناسان گرديده است. برندهی جايزهی سال 1920، يعنی كورت هامزن، شاعر منتقد، بعدها به نازیها پيوست. هيتلر دريافت جايزهی نوبل را برای نويسندهگان ساكن امپراتوری رؤيايی رايش سوم ممنوع كرده بود و از دريافتكنندهگان آن جايزه، بیدرنگ سلب مليت میكرد و گذرنامههايشان را بیاعتبار میكرد. به همين دليل نلی ساكس و الياس كانتی آن را در تبعيد دريافت كردند. بعدها منشی خصوصی آلفرد نوبل، برتا سوتنر، پايهگذار جنبش صلح شد و در سال 1905 برندهی جايزهی صلح شد. وی نويسندهی رمان مشهور «اسلحه را زمين بگذار!» است. نوبل يكبار به دعوت وی در كنگرهی صلح جهانی آن زمان شركت كرد، اما طبق علائق سرمايهدارانهاش فكر میكرد اگر تمام كشورهای درندهی جهان تا دندان مسلح شوند، بين آنها جنگی پيش نخواهد آمد. نوبل يكبار به دوست و منشی خود گفته بود، ديناميتسازی كارخانههای من زودتر از كنگرههای رمانتيك صلح شما به جنگ پايان خواهند داد. از جمله ديگر پيچيدهگیهای شخصيت نوبل اين بود كه او به ادبيات نيز علاقهمند بود. امروزه اشاره میشود كه در تاريخ جايزهی نوبل، اكثر ژانرهای ادبی آغاز قرن بيستم كه برای ادبيات جهانی اهميت داشتند، به دليل معيارهای غلط كميتهی نوبل، از دريافت آن جايزه محروم شدند. اينك اعتراف میشود كه ادبيات به هر گونهای كه باشد، واسطهایست برای انعكاس واقعيات. نويسندهگان مهم فرانسوی قرن نوزده كه موجب تحولات ادبی در قرن بيست شدند، مانند ويكتور هوگو، بودلر، و مالارمه نيز از دريافت آن جايزه محروم شدند. كميتهی نوبل بزدلانه تولستوی را به بهانهی خشمگين نكردن دولت تزار از دريافت جايزهی ادبی محروم كرد. گروهی از صاحبنظران مدعی هستند كه كميتهی نوبل علاقهی خاصی به رمانهای خانوادهگی دارد. در قبال دريافت آن جايزه، وظيفهی هر دريافتكننده آن است كه وی بعد از شش ماه يك سخنرانی در بارهی خود، اثر و احتمالا ساير مسائل ارائه كند. و اما خود آلفرد نوبل، او در سال 1833 در سوئد به دنيا آمد و در سال 1896 درگذشت. پدرش معمار بود. بعد از مرگ نوبل، وصيتنامهی وی موجب تعجب دوست و دشمن گرديد، چون او بخش مهمی از سرمايهی چندمليتی آن زمان خود را برای اعطا به نويسندهگان و دانشمندان و پزشكان تعيين كرده بود. او در آغاز میخواست تمام سرمايهی خود را سالانه به صورت جوايزی برای كشفيات و اختراعات و ادبياتی كه به قول خودش، موجب بهتر شدن زندهگی نسل بشر میشوند، تعيين كند. به اين دليل، وصيتنامهی او بعد از مرگاش در سال 1896 موجب جنجالی در كشور سوئد شد كه چرا سرمايهی مملكت را به خارجیها میبخشند. طبق وصيتنامهی او در ادبيات كسی حق دريافت جايزه را دارد كه با كمك «ادبيات ايدهآليستی» موجب آگاهی و شناخت انسان شود. او میگفت كه شناخت موجب رفاه در آينده میشود، البته نه رفاه شخصی، بلكه رفاه اجتماعی و با آمدن رفاه، تمام پليدیها، زشتیها و بیچارهگیهای انسان نيز از بين میروند، كشفيات علمی و خلاقيتهای ادبی و زيباشناسی باعث نابودی ميكروبهای جسمی و روحی میگردند و تنها جنگ در آينده بايد عليه ميكروبها باشد. آشنايی نوبل در دوران تحصيل با چند زبان اروپايی موجب شد تا او با ادبيات و فرهنگهای خارجی نيز آشنا گردد. او میگفت: "من ايدهآليستی هستم كه فلسفه را راحتتر از غذا هضم میكند." او يقين داشت كه اختراع ديناميت باعث ساختار راحتتر ارتباطات بين بشريت میشود. او تأييد كرده بود كه نه تمام آثار و يا زندهگی يك نويسنده، بلكه آخرين اثر سال پيش او مورد بررسی و قضاوت برای دريافت جايزه قرار گيرد، سفارشی كه بعدها به دليل شرايط زمانی و آگاهیهای جديد انسان چندان به آن اعتنا نشد.
* زمانی كه راديو شهر ما برندهی جايزهی نوبل برای ادبيات سال 2005 را آقای هارولد پينتر، نمايشنامهنويس، هنرپيشه و كارگردانِ چپ، خياطزادهی يهودی تبار انگليسی اعلام كرد، به ياد تاريخ اين جايزه افتادم و تصميم به تهيهی اين مطلب گرفتم. اميد كه برای خواننده جالب باشد!
|
|