|
|
|
|
||||||||||||
|
مصطفا حاجیزاده (ترجمه) در سال 2004 مجلهی «رولينگ استون» «فهرست پانصد ترانهی برتر همهی زمانها» را منتشر و برای هر کدام از ترانههای فهرست مطلبی خواندنی آماده کرد. اين متن ترجمهی مقالهی رولينگ استون در بارهی ترانهی اول فهرست، «مث يه خونهبهدوش» باب ديلن، است. ... ادامه
گاهشمار زندهگی نيكوس كازانتزاكيس بخش سوم از مجموعهی گردآوری و ترجمه شده توسط شهاب مباشری 1917 – به خاطر نياز به زغال در دوران جنگ، كازانتزاكيس به اين فكر افتاد تا معدن زغالی را در پلوپونسوس به بهرهبرداری برساند. او به اين منظور كارگری به نام گئورگی زوربا را به استخدام در آورد. اين تجربه، همراه با آن برنامهی تقطيع درختان در دو سال قبلتر، بعدها مبنايی شد برای كتاب «زندهگی و زمانهی آلكسيس زوربا (زوربای يونانی)» ... ادامه
رضا كلاهی «مطالعات فرهنگی» يک رشته يا حوزهی مطالعاتی نسبتا جديد و در حال گسترش است. موضوع اين رشته چنان که از ناماش بر میآيد، «مطالعهی فرهنگ» و به طور دقيقتر «فرهنگ معاصر» است. البته ذکر اين نکته به تنهايی، ماهيت اين رشته را روشن نخواهد ساخت و به ويژه تفاوت آن را با ساير رشتههايی که به مطالعهی فرهنگ میپردازند، مانند جامعهشناسی و انسانشناسی معلوم نخواهد کرد ... ادامه
بخش هفتام از مجموعهی در حال تهيه توسط شهاب مباشری اولين گام برای درمان مناسب افسردهگی، يك آزمون فيزيكیست كه پزشكی به عمل آورد. برخی از داروها و برخی شرايط خاص طبی مانند بعضی ناراحتیهای ويروسی ممكن است عارضههايی همانند افسردهگی به بار آورند ... ادامه
نگاهی به ريشههای عرفان ايرانی: مهريان بخش دوازدهم - پارهی اول مقاله و پژوهشی از محمود كوير ... از هزاران سال پيش که زندهگانی ايرانيان و هنديان، در کرانههای آمودريا و سيردريا پاگرفت، خورشيد يا مهر و روشنايی، مورد ستايش و نيايش مردمان بوده است. آن ديار زادگاه کهنترين آيينهای عرفانی ايرانیست. مهر همواره نگهبان جنگجويان، نگهبان کشت و کار، نگهبان سامان و راستی، و خانواده بوده است ... ادامه
داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی يكی بايد به من يك روش جديد خودكشی نشان بدهد. برای همين هم اخيرا به روزنامهها آگهی دادم و اعلام كردم كه به بهترين و عملیترين پيشنهاد جايزهی نقدی قابل توجهی پرداخت میشود. چون همهی راهها را رفتهام: رگ زدن، سيانور، خودسوزی، اما از هيچ كدامشان جواب نگرفتم. میبينيد كه. چرا داريد به من میخنديد؟ نكند واقعا فكر میكنيد دارم داستانسرايی میكنم و برای جلب ترحم ديگران اين حرفها را میزنم، يا نه، همهی راهها را نرفتهام؟ اصلا هم اينطور كه فكر میكنيد نيست. بنشينيد. لطفا بنشينيد تا لااقل چند موردش را برایتان بگويم ... ادامه
بخش پايانی از داستان كوتاهی از ساناز سيداصفهانی بازويم را محكم گرفت و به عقب كشاندم. گفت: "چی میخوای از جون كاشیها؟ زل زدی ... بيا برو كنار دست و پا چلفتی!" رفتم كنج آشپزخانه. صدای هواكش بلند بود و سرم را درد میآورد. صدای آن تلفن كذايی هم از يك طرف اعصابام را بههم میزد. خانه پر از صدا بود، ... ادامه
داستان كوتاهی از ستار شكری در آينهی كدر هيولای بتونی كه زوزه ط حيوانی دردمندانهی نفتكشهای دوازده چرخ و چشمان چشمكزن فريبای مار را منعكس میكرد، چشمان فقيری بود كه به گدايان عادی همانند نبود. بخبندانی شب همراه مه سپيد-آبی چراف گازی در فضای پيادهرو بلورپاش میشد و چشمان بیرمق عابران به هر سو خيره میماند تا عاقبت جايی متوقف شوند ... ادامه
حاصل بخش اول از نشست اول «كارگاه شعر فروغ»
در اين همنشينیها با «شمس» قرار گذاشتهايم تا به بهانهی باور و روايتِ او از «شعريت نوشتار» و «شاعرانهگی يك متن»، كارهايی را كه در دوهفتهنامهی فروغ منتشر شدهاند، بخوانيم و مرور كنيم ... ادامه
شعری از مجموعهی «مخاطب اجباری» اثز شمس آقاجانی شرمندهام از اين همه بیمخاطب / كوتاهیام را كه میتكانم سوسك میريزد / رقم به رقم / میخواهم از تو بپرسم سوسك: دوستام داری؟ ... ادامه
شعرهايی از داود اصلانی / نرگس بابايی / شادی بيان / فيروزه خرمشاهی / شاهرخ ستوده فومنی / قاسم نصر
سه شعر از فرزانه فراهانی 1 / در بارانی از فقر میرقصد / در پایکوبانی از عطش / در حاشيهای از زن بودناش ...
شعر بلندی از محمود كوير عطر غريب دهل دارد آسمان. / بر کدام خاکپشته، / مادران، / کشتهگان خويش را شماره میکنند؟ ... ادامه
تلاشی ادبی از صالح تسبيحی اين شعر نيست. نه خود به خودش مختار است نه خيالام در آن رها شود. نه وزن نو دارد نه کهنه. نه آرامشبخش است نه شورانگيز. اين يک شعر نيست. باران خندههای بیجهت است. مضحکهای که در آوردهام برای شمارهی آخر. هرهر به تولد! خنده به باران، باران خندههای بیجهت ... ادامه
تلاشی ادبی از زيبا كاوهای خبر داری امروز اينجا باران باريد؟ تو رفته بودی. جاهای دور به مخيلهی نزديكام نگنجيده بود وقتی دستهای ترا بالهای هواپيمای ناديدهای در آغوش شب كشيد و برد. تمام شب صدای پريدن میآمد از خوابهای مقطعی كه لابهلای شب لندلندكنان پا میكشيدند ... ادامه
|
|