سال چهارم

بيست و دو آبان 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مصطفا حاجی‌زاده

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mostafa

[@] hajizadeh [.] org

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

مث يه خونه‌به‌دوش

مصطفا حاجی‌زاده (ترجمه)

 

در سال 2004 مجله‌ی «رولينگ استون» «فهرست پانصد ترانه‌ی برتر همه‌ی زمان‌ها» را منتشر و برای هر کدام از ترانه‌های فهرست مطلبی خواندنی آماده کرد. اين متن ترجمه‌ی مقاله‌ی رولينگ استون در باره‌ی ترانه‌ی اول فهرست، «مث يه خونه‌به‌دوش» باب ديلن، است.

 

باب ديلن در همان ايام خواندن ترانه‌ی «مث يه خونه‌به‌دوش»

"نوشتم‌اش. کم نياوردم. درست بود." اين حرفی است که باب ديلن کمی بعد از ضبط به‌ترين ترانه‌اش در ژوئن 1965 زد. در باره‌ی «مث يه خونه‌به‌دوش»، در باره‌ی طرح و اجرای انقلابی‌اش، يا در باره‌ی خالق جوان‌اش که تازه بيست و چهار ساله شده بود، توضيحی به‌تر از اين وجود ندارد.

ال کوپر که در آن اجرا ارگ را می‌نواخته، می‌گويد: "برگه‌ی نتی در کار نبود، همه‌اش با گوش بود. همه‌اش آشفته بود، پانک بود. فقط اتفاق افتاد."

شگفت‌انگيزترين چيز در مورد «مث يه خونه‌به‌دوش»، تا ام‌روز، فراوانی پيش‌تازی‌هاست: ولتاژ امپرسيونيستی زبان ديلن، سرزنش عميق و ويژه‌ی صدايش (“Ho-o-o-ow does it fe-e-e-el?” – "چه حسی داره؟")، هش‌دار مصيبت‌بار در ارگ گاراژی-کليسايی کوپر و در مارپيچ‌های برنده و درفش‌مانند گيتار تلکسترِ مايک بلوم‌فيلد، و زمان شش‌دقيقه‌ای جسورانه‌ی برداشت اصلی شانزدهم ژوئن. در هيچ زمانی هيچ ترانه‌ی پاپ ديگری اين طور اساسی قوانين تجاری و قواعد هنری زمان خود را به چالش نکشيده و تغيير نداده است.

در تور انگلستان در مه 1965، که با مستند «به عقب نگاه نکن» اثر دی. ای. پن‌بيکر جاودانه شده، ديلن شروع به نوشتن شعر مفصلی - به يک روايت بيست صفحه، به يک روايت شش صفحه - می‌کند که به گفته‌ی خودش «فقط يک چيز ريتمی روی کاغذ بود راجع به نفرت دائمی‌ام، که جهتی پيدا کرده بود، که صادقانه بود.» وقتی به خانه برگشت، در ووداستاکِ نيويورک، در سه روز از اواخر ژوئن، از آن آشفته‌ی پراکنده، آن ترجيع‌بند ملامت‌گر و آن چهار بند منسجم را در آورد که سرشار از استعاره‌های گزنده و حقايق فشرده است. در سال 1988 ديلن در گفت‌وگو با رولينگ استون اعتراف می‌کرد که "دو خط اول، که قافيه‌هايش “kiddin’ you” و “didn’t you” است، تقريباً داشت من را از پا در می‌آورد. و بعد، وقتی به شعبده‌بازها و اسب کرومی و شازده خانومِ رو مناره رسيدم، اين‌ها تقريبا داشت زيادی زياد می‌شد."

شروع «مث يه خونه‌به‌دوش» - و ريشه‌هايش در علائق موسيقايی قديمی‌تر ديلن - را می‌توانيم در دو صحنه از «به عقب نگاه نکن» ببينيم. در اولی، باب نووِرث، دوست و دست‌يار ديلن، از او می‌خواهد قسمتی از «بزرگ‌راه گم‌شده»‌ی هنک ويليامز را بخواند، که اين طور شروع می‌شود: "من يه خونه‌به‌دوش‌ام، تنها و گم‌شده‌م، / قيمتی‌يه که واسه يه عمر گناه داده‌م." در بعدی، ديلن پشت پيانو می‌نشيند و آکوردهايی را می‌نوازد که می‌تواند اساس ملودی «مث يه خونه‌به‌دوش» شده و آن را با اصول ساختار راک اند رول مربوط کرده باشد. بعدها ديلن گفت آن قطعه تکه‌ای از «لا بامبا»ی ريچی والنس بوده.

ديلن هم‌چنان در فکر مارش اول ترانه بود. قبل از اين که برای ضبط به استوديوی نيويورکِ کلمبيا رکوردز برود، بلوم‌فيلد، گيتاريست گروه بلوز پل باترفيلد، را به ووداستاک می‌خواند تا آهنگ را ياد بگيرد. بلوم‌فيلد (که در سال 1981 از دنيا رفت) بعدها می‌گفت: "به‌ام گفت «من نمی‌خواهم از آن گه‌های بی‌بی کينگ، يا از آن بلوزهای آشغال بزنی. ازت می‌خواهم چيز ديگری بزنی.»" کمابيش همين را به ساير نوازنده‌های استوديو هم، پل گريفين پيانيست، راس ساواکوس نوازنده‌ی گيتار باس، و بابی گرِگ نوازنده‌ی درام، گفت: "به‌شان گفتم چه جوری اجرايش کنند، و اگر اين جور دوست ندارند، خوب، نمی‌توانند با من اجرا کنند."

ديلن، درست همان طور که ريشه‌ها و فرم‌های موسيقی سنتی را طبق ميل خود تغيير داد، ترانه‌ی عاميانه را هم به سرخوشی و بلندپروازی «مث يه خونه‌به‌دوش» تبديل کرد. و با صدای تکان‌دهنده‌اش، به‌ترين صدای ضبط‌شده‌اش، ثابت کرد که هر چه کرده از ابتدا و برای هميشه راک اند رول بوده. در اواخر سال 1965 ديلن بی هيچ هيجانی گفت: "«خونه‌به‌دوش» به‌ترين ترانه‌ای‌ست که نوشته‌ام." هنوز هم همين طور است.

 

Ç