|
|
|
|
|||||||||||||
|
در طبقات كتابخانه معرفی كتابهای باورها و لامارتين
از اين پس فروغ گاه به گاه كتابهايی را به انتخاب همكاراناش و همراهی ناشران مرور میكند. شايد همين چند خط محركی برای علاقهمندیِ خوانندهای شوند تا آنها را ورقی بزند!
باورها (The Web of Belief)، كتابی نوشتهی كوآين و يوليان، نخست در سال 1970 ميلادی برای مطالعهی دانشجويان تازهوارد رشتههای زبان منتشر شد. پس از استقبال و بحثهای انتقادی اساتيد زبانشناس، بخشهايی از آن بازنويسی و مطالب جديدی به آن افزوده شد (در سال 1978 چاپ تازهاش منتشر گرديد). نسخهی نهايی كتاب با رنگ و بويی فلسفی كاربرد و مخاطب وسيعتری يافته است. اين كتاب درآمدی فشرده بر مطالعهی باورهای عقلیست و ديدگاهی روشن از يك قلمؤو فلسفی گسترده برای ورود به حوزههای مختلف آن، مانند نگرهی شناخت، روششناسی، علوم و فلسفهی زبان ارائه میدهد. اين كتاب بر آن است تا علاقهمندی به فلسفه را در خواننده برانگيزد، خوانندهای كه هيچگونه آموزش فلسفی نديده است. در اين كتاب، علم ثمرهی كاوشهای عقلی دانسته میشود و سعی میگردد تا موهومپرستی و خرافات دشمن علم و عقل معرفی شود. در اين مسير از كنكاشهای عقلی و عملی بهره میجويد، مبادا كه يك باور نادرست جهانی را به تباهی بكشاند. دستيابی به و نگهداری باورهای صحيح را، سوای خوشآيندی يا ناگواریشان، بايد آموخت و آموزههايی را كه ظاهری علمی دارند، اما در باطن ضدعقلیاند، بايد شناخت. رویكرد اين كتاب معطوف به اين دستآوردهاست.
باورها به تازهگی با ترجمهی پرژاد طرفهنژاد به فارسی منتشر شده است.
در صورت علاقه، برای اطلاع از چهگونهگی خريد پستی كتاب با نامهرسان مجلهی فروغ (info [@] forough [.] net) مكاتبه كنيد.
وقتی كه فريدون روستای خودش را ترك كرد و به سفر رفت، حرف و حديث در روستا شروع شد. هر كس داستانی كوك میكرد. بعضیها میگفتند رفته آلمان، چند نفر ديگر هم میگفتند«تا سوئد رفته»، بعضی هم میگفتند «در كاناداست»، برخی ديگر هم در اينباره صحبت میكردند كه در كلمبيا حشيش قاچاق میكند. دوستان نزديكاش هم میگفتند، در دانمارك زنی لهستانی گرفته و توی رستورانها به كار مشغول شده. از همه عجيبتر، خواهر و برادراناش بودند كه میگفتند: "ما نامههای او را از آمريكا دريافت میكنيم و میگويد كه در آمريكا هستم." زمانی كه فريدون روستای خودش را ترك كرد، طاعون پلشتی در روستا شايع شده بود. مردم خودبهخود استفراغ میكردند. سهچهار روز توی جا میافتادند، بعد ضعيف میشدند و میمردند. به خاطر اين طاعون بود كه فريدون آنجا را ترك كرد و رفت. طاعون هم سيزده سالی ادامه داشت. حالا كه طاعون رخت بربسته، فريدون هم بعد از سيزده سال دربهدری و خانهبهدوشی به روستای خودش برگشته. فريدون كه برگشت، مثل غروبهای روزگاران پيشين كه از قهوهخانه میآمد، مقابل خانهی خودشان كه رسيد، فقط يك چمدان همراه داشت، اما يك چمدان بزرگ و پر. فريدون خبر نداشت مردم روستا در طول آن سيزده سالِ طاعون، بسياری از راه و رسوم خودشان را فراموش كرده بودند. چندين راه و روش تازه [هم] باب شده بود. از همه عجيبتر عادت سيبزمينیخوری بود. اين عادت سيبزمينی خوری كه ...
آنچه خوانديد سطرهای نخستين داستان «سيبزمينیخورها»ست كه به همراه چند داستان ديگر از فرهاد پيربال در قالب يك مجموعه داستان به نام «لامارتين» منتشر شده است. فرهاد پيربال متولد اربيل عراق است. او در گريز از حكومت صدام به خاطر مبارزاتاش به ايران پناهنده شد، اما بعدها بساط مهاجرتاش را در كشورهای سوريه، دانمارك، ايتاليا، آلمان و فرانسه پهن كرد. وی از دانشگاه سوربن فرانسه دكترای تاريخ ادبيات معاصر گرفت. از او كه سردبيری نشريات متعددی را بر عهده داشته، كتابهای زيادی (زمان، نمايشنامه، شعر و مقاله) به چاپ رسيده است. دهماكنون وی در سليمانيهی عراق، استاد دانشگاه است.
اين مجموعه داستان در زبان اصلی به نام همين داستانیست كه سطرهايی از آن را خوانديد. ترجمهی اين داستانها را مريوان حلبچهای و امان جليليان به فارسی انجام دادهاند و ناشر كتاب انتشارات ويستار است. برای تهيهی كتاب میتوانيد به نشانی انتشارات ويستار (vistar_pub [@] yahoo [.] com) مكاتبه كنيد.
|
|