سال چهارم

بيست آذر 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

كامبيز منوچهريان

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

kambiz_manuchehrian

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

شعر از منظر زبان

كامبيز منوچهريان

 

اگر تعاريف متداول شعر را بررسی كنيم و مهم‌ترين آن‌ها را ارزيابی كنيم در می‌يابيم كه در زبان فارسی شعر اصولا موسيقی‌محور بوده است. شعر يعنی سخن موزونِ مقفا. اين جمله به نوعی تعريف سنتی شعر است، يعنی وابسته‌گی كامل شعر به وزن و قافيه. از اين منظر شعر آن قدر به وزن وابسته است كه بدون آن شعر به حساب نمی‌آيد.

بعد از ظهور شعر نو، شعر ناگزير از تن دادن به تعريف جديدی بود كه از بين رفتن قافيه‌ی سنتی و شكسته شدن وزن به آن خدشه‌ای وارد نكند.

با پيدايش شعر سپيد، وزن در اين نوع شعر جای خود را به نوعی موسيقی داد تا اديبان باز هم مجبور به ارائه‌ی تعريف جديدی برای شعر باشند: «گره خوردن احساس و خيال در كلام آهنگين».

اين تعريف ضمن آن كه تعريف نسبتا كاملی‌ست، نقش محوری موسيقی شعر را كاملا توجيه می‌كند، اما با پيدايش سبك‌های نوين و به خصوص ظهور پست مدرنيسم در شعر فارسی و به وجود آمدن بازار مكاره در شعر، بحث ورود تعاريف زبان و فلسفه‌محور به شعر فارسی بيش‌تر مطرح شده است.

بديهی‌ست كه ديگر تنها با در دست داشتن ابزارهايی مانند معانی و بيان، فنون بلاغت و فصاحت و عروض و قافيه نمی‌توان همه‌ی شعرهای ام‌روز را مورد ارزيابی قرار داد.

وسايل و امكانات فلسفی، تعاريف حوزه‌ی داستان، مفاهيم زيبايی‌شناختی و مهم‌تر از همه، اصول و تعاريف زبان‌شناختی، علوم و مباحثی هستند كه برای تحليل و بررسی شعر به كمك ادبيات آمده‌اند. بر همين اساس، تعاريف وابسته به زبان جای مهمی در ميان تعاريف شعری برای خود باز كرده‌اند.

اين تعاريف، شعر و به طور كلی ادبيات را كاربرد هنری زبان می‌دانند. به همين خاطر، شعر در حوزه‌ی خود مجاز به نقض پاره‌ای از قوانين دستور زبان است. به‌تر بگوييم: شعر مجاز است كه دستور زبان خاص خود را ايجاد كند.

برای اين كه دست شعر از لحاظ معنايی باز باشد، بايد شعر بتواند نوعی شناور بودن را در ساختار خود تجربه كند. اين يعنی حداكثر استفاده از محدوده‌ی اختيار در دستور زبان.

مسلما شعر برای دخل و تصرف در دستور زبان ملزم به رعايت حدود و مرزهايی نامرئی‌ست و نمی‌تواند به طور نامحدود از اين مزيت برخوردار شود. به هر حال، اين تغيير و تحول می‌تواند عرصه را برای ورود ملاك‌های معتبر و كارآمد سنجش شعر و ورود نقدهای علمی نوين به ادبيات آماده كند.

 

Ç