|
|
|
|
||||||||||||||||||
|
همراه با نيكوس كازانتزاكيس بخش پنجم شهاب مباشری (گردآوری، انتخاب و ترجمه)
1931- در بازگشت به يونان مشغول كار بر يك فرهنگ واژهگان فرانسوی به يونانی میشود. در ماه ژوئن، در پاريس از نمايشگاه مستعمرات بازديد میكند و به انديشههايی نو برای نماهای آفريقايی «اديسه» میرسد. همان اوقات سومين دستنويس اين اثر را كامل میكند.
1932- كازانتزاكيس و پرولاكيس با هم طرحی میريزند تا معضلات مالیشان را كم كنند. به همين خاطر به نوشتن فيلمنامه و ترجمه رو میآورند. برنامهشان به كل ناموفق از آب در میآيد. در همين اثنا كازانتزاكيس تمام «كمدی الاهی» دانته را چهل و پنج روزه به يونانی بر میگرداند. در نهايت به دنبال كار به اسپانيا میرود و به ترجمهی اشعار اسپانيولی در يك طرح بزرگ ادبی مشغول میشود.
1933- حس و حالاش را در بارهی اسپانيا مكتوب میكند و طرح اوليهی اثر بزرگ و ماندگارش را كه زندهگینامهی خودنوشتاش هست: «گزارش به خاك يونان»، میريزد. از پس مخارج زندهگی در اسپانيا بر نمیآيد و ناگزير به اجينای يونان باز میگردد و برای چهارمين بار اديسه را مینويسد و در ترجمهی كمدی الاهی بازنگری میكند.
1934- برای پول در آوردن، سه كتاب درسی برای سالهای دوم و سوم مدرسه تأليف میكند. يكی از اين كتابها به تأييد وزارت آموزش میرسد و تا مدتی مشكلات مالیاش سر و سامان میگيرد.
1935- اديسه را برای پنجمين مرتبه باز مینويسد و بعد از آن است كه عازم سفری به چين و ژاپن میشود تا سفرنامههای تازهتری بنگارد. در بازگشت املاكی در اجينا خريداری میكند.
1936- كازانتزاكيس كماكان برای جستن كاری در خارج از يونان دست و پا میزند. به همين خاطر، داستان «باغ سنگی» را، بر اساس تجربيات كه از سفر به شرق دور اندوخته، به فرانسوی مینويسد. همينطور طرح تازهای از كاپيتان ميهاليس را در نوشتهی «پدرم» تنظيم میكند.برای كسب درآمد، به ترجمهی اثری از پيراندلو برای تآتر سلطنتی میپردازد (نمايشنامهی «ما امشب میآفرينيم»). پس از آن، خودش نمايشنامهای معطوف به احوالات پيراندلو به نام «اتللو باز میگردد» مینگارد. اين نمايشنامه تا پايان عمرش ناشناخته باقی میماند. سپس به ترجمهی بخش اول «فاوست» گوته میپردازد. در ماههای اكتبر و نوامبر در سفر به اسپانيا در ميانهی جنگ و خونريزی با فرانكو و اُنامونو گفتوگو میكند. و بالاخره خانهای كه بنايش را در ملك اجينا آغاز كرده بود، كامل میشود و اين اوليت اقامتگاه مشخص و دائمی اوست.
1937- بازنويسی ششم اديسه در اجينا و انتشار سفرنامهاش به اسپانيا. در ماه سپتامبر پلوپونسوس را سياحت میكند و ديدههايش را در قالب مقاله منتشر میكند. بعدها آنها را در مجموعهی «سفر به مورئا» گردآورد. غمنامهی «مليسا» را نيز برای تآتر سلطنتی به نگارش درآورد.
1938- اديسه به هشتمين بازنويسیاش میرسد! اين بازنويسی مرتبهی آخر و نهايیست و اثر در ماه دسامبر به انتشار میرسد. دوباره به همان حساسيت پوستی كه در وين بهاش مبتلا شده بود (1922)، دچار میشود.
ادامه دارد ...
|
|