سال چهارم

چهار دی 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

محمود كوير

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mahmoodkavir

[@] hotmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

نگاهی به ريشه‌های عرفان ايرانی

بخش پانزدهم

محمود كوير

 

مانداييان

پاره‌ی دوم

 

مانداييان يا صابئين يا عارفان و دانايان کهن، در زمان اشکانيان به ايران آمده و در اين سرزمين ساکن شدند. آنان در پی آزارها، از حران به ايران کوچيدند. آنان دانش و عرفان را گسترش بسيار دادند و يکی از نخستين کسانی بودند که توانستند در زمان حکومت آزاد اشکانی جريان فکری و انديشه‌گی گسترده‌ای را در جهان پی گيرند. ريشه و بن بسياری از افکار و نگرش‌های ما به هستی، با افکار ماندايی در هم آميخته است.

صابئين را می‌توان شاخه‌ای بسيار نزديک به مانداييان دانست.

دکتر معين آنان را به سه شاخه تقسيم می‌کند:

  • نام فرقه‌ای دينی که نام‌های ديگر آنان صابه البطائح، ماندايی، مغتسله، ناصوری‌ست. دين صابئی فعلی در قرون بعدی و نوعی از عرفان مسيحی است.

  • قومی که به صابئان ميان رودان سفلا ناميده شده‌اند، از نظر قومی و نژادی به گمان قوی از اوايل تاريخ مسيحی و شايد قرن اول از شام و مخصوصا از حران و سواحل اردن به سواحل جنوبی فرات و دجله و شط العرب و کارون و ناحيه‌ای که در تاريخ به اسم ميسان يا دشت ميشان معروف است، مهاجرت کرده‌اند.

  • دسته‌ای که دين قديم يونانيان را داشتند و علوم يونانی را می‌دانستند و در حران بودند.

ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه آنان را شاخه‌ای از روشن‌فکران يا حنفا می‌داند که بر پيام‌بر اسلام تأثير نهادند.

مانداييان و صابئين بايد از يک ريشه بودند و سپس به نواحی گوناگون کوچيدند و نام‌های مختلف گرفتند، اما به هر روی، شناخت انديشه‌های آنان به شناخت ما از تاريخ و اخلاق و فرهنگ ايرانی ياری بسيار می‌رساند.

«مندا» به معنای علم، شناخت، ادراك و يا عرفان، واژه‌ای از زبان آرامی شرقی‌ست. مندايی (جمع آن: مانداييان) به معنای پيران عرفان يا پيروان شناخت هستی‌ست. به همين مناسبت معبد آنان مندی نام دارد.

ستاره‌پرست‌ها در متون اسلامی به نام صابئين شناخته شده‌اند، ولی صابئين ام‌روزی هيچ‌گاه خود را (در متون‌شان) ستاره‌پرست معرفی نكرده‌اند. آن‌ها در تمامی متون، كتاب‌های اصلی و يا فرعی (موسوم به تومار يا ديوان)، خود را مندايی ناصورايی معرفی كرده‌اند. ناصورايی به معنای نگهبان دين، مؤمن، متقی و اهل عبادت و واژه‌ای از زبان آرامی شرقی‌ست.

مورخان و مسلمانان در متون اسلامی، صابئين را با مغتسله يكی دانسته‌اند. به اين علت كه اساسی‌ترين و رايج‌ترين آيين صابئين مندايی، غسل تعميد در آب است. يحيا واضع غسل تعميد در آب بود و عيسا مسيح توسط او غسل تعميد يافت. به اين وسيله در دو دين صابئين مندايی و مسيحيت، غسل تعميد به منزله‌ی پاكی تن و روان و نمادی از اعتقاد و ايمان به رست‌گاری و پرهيز از كژروی‌ست.

واژه‌ط صابئه از حروف «ص، ب، ع» (كه در هنگام تعريب ع ساقط شده)، به شكل صَبأ خوانده می‌شود و معنای در آب فرو رفتن و ريزش آب و ميل نمودن به چيزی از آن مستفاد می‌گردد.

واژه‌ی صوا و صبا به معنی غسل گرفتن است، كه مصدر مصوتا و مصبتا به حساب می‌آيد. مصبتا به معنی غسل است. اعراب وجه اسم فاعلی آن را صابی يا صابئين خوانده‌اند. معنای در آب فرو رفتن (غسل) در اين كلمه نهان است. و قرآن در سه جا از صابئين نام برده است:

  • ان الذين امنوا و الذين هادوا و انصاری و الصابئين من آمن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون (سوره‌ی بقره)

همانا آنان كه به اسلام ايمان آوردند و آنان كه از اهل يهود و مسيحی و صابئی بوده و از روی حقيقت به خدا و روز قيامت ايمان آورند و نيكوكاری پيشه كنند، برای آن‌ها پاداشی نيك نزد پروردگارشان هست و هيچ گاه اندوه‌گين نخواهند بود.

  • ان الذين آمنو و الذين هادوا و الصابئون و انصاری من آمن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحاً فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون (سوره‌ی مائده)

همانا كسانی كه به اسلام گرويده‌اند و يهود و مسيحيان و صابئين كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نيكوكار شوند، هرگز ترسی بر آنان نبوده و نه اندوه‌گين خواهند شد.

  • ان الذين آمنو و الذين هادوا و الصابئين و النصاری و المجوس و الذين اشركو ان الله يفصل بينهم يوم القيامه ان الله علی كل شی شهيد (سوره‌ی حج)

البته كسانی كه به خدا ايمان آورده‌اند و اهل يهود و صابئين و مجوس، و آنان كه به خدا شرك آوردند خداوند ميان آنها در روز قيامت جدايی افكند، همانا خداوند بر احوال همه‌ی موجودات عالم گواه است.

در ترجمه‌ی آيات قرآنی برخی از مترجمان، صابئين را به ستاره‌‌پرست‌ها ترجمه كرده‌اند. اطلاق مفهوم ستاره‌پرست به صابئين به تفاسير اوليه‌ی قرآن در قرون چهارم تا ششم هجری مربوط است. استنادات ايشان به حادثه‌ی گذر مأمون از شمال بين النهرين به مقصد شام است. در اواخر عمر مأمون، وی با عده‌ای كه موهای سر را بلند و بر پشت گره زده و بر تن قبايی داشتند ملاقات كرد و در باره‌ی دين و آيين‌شان سؤال پرسيد. آن‌ها خود را نه يهود و نه مسيحی، بلكه از مردم حران معرفی می‌كنند. مأمون آن‌ها را به فرقه‌ی اصحاب الراس منتسب و به آن‌ها اخطار می‌كند: «يا به دين اسلام روی آوريد يا به يكی از اديان اهل كتاب درآييد.» آن‌ها بعد از رفتن مأمون به سوی شام، موهای خود را تراشيدند و پوشاك خود را تغيير دادند و برخی از آن‌ها به مسيحيت گرويدند.

ابن النديم اين واقعه را از ابويوسف ايشع قطيعی نصرانی نقل می‌كند، اين چنين: «شيخی از فقهای شهر حران به آن‌ها می‌گويد: "اگر مأمون از سفر بازگشت، به او بگوييد ما از صابئه هستيم و صابئه نامی‌ست كه خداوند در قرآن ذكر كرده است. شما اين نام را به خود ببنديد كه نجات خواهيد يافت."»

حرانيان خود را به فرق مختلفی منتسب می‌كنند. عده‌ای به كيش مسيحی، و برخی به دين اسلام وارد می‌شوند. بعد از انتشار خبر وفات مأمون برخی از آن عده كه مسيحيت گرويده بودند، به آئين قبلی بر می‌گردند و آن عده كه به اسلام وارد شده بودند، نتوانستند به ساده‌گی از اسلام خارج شوند.

 

ادامه دارد ...

 

Ç